واژههای فارسی با حرف ب
۱۱٬۷۵۰ واژه — صفحهی ۴ از ۴۷
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- با فدمultimate
- با فراخیcapaciously
- با فراستkeen, sagacious, tactful
- با فراموشکاریforgetfully
- با فرخندگیauspiciously
- با فرزیnimbly
- با فرهنگcultured, educated
- با فروتنیlowly, modestly
- با فرود چتر افکندنparachute
- با فرود چتر بار ریزی کردنparachute
- با فرومایگیlowly, meanly, sordidly, roguish
- با فریاد گفتنyell
- با فریب و خدعهdeceivingly
- با فریبندگیglamorously
- با فشار ادا کردنaccentuate
- با فشار بیرون دادنblow
- با فشار داخل کردنshove
- با فشار عقب زدنcrowd
- با فصاحتeloquently
- با فضل فروشیpedantically
- با فضل و کمالcultured
- با فعالیتbusily
- با فلاکتwretchedly
- با فوریتurgently
- با فکرconsiderate, thoughtful
- با فیس و افادهlarge, pompously
- با فیس و افاده گام برداشتنswagger
- با قاشق بزرگ برداشتنscoop
- با قاشق خوراندنspoon-feed
- با قاشق خوردنspoon-feed
- با قاطعیتdecisively adv.
- با قدرتpowerfully
- با قدم اندازه گرفتنpace
- با قدم های سنگین راه رفتنpound
- با قر و غمزهmincing
- با قرقرهgrouse
- با قساوتcruelly, ghoulishly, unmercifully
- با قشنگیprettily
- با قضاوت غلطinjudicious
- با قطعیت گفتنavouch
- با قلاب بلند کردنhook
- با قلاب گرفتنhook
- با قوس بلند پرتاب کردنlob
- با قیافه درهمglumly
- با قیافه دمغmorosely
- با قیافه عبوسmorosely
- با قیافه گرفتهmoodily
- با قیر پوشاندنtar
- با قیف ریختنfunnel
- با قیچی بریدنscissor
- با لایه ای از خامه پوشاندنfrost
- با لایه ای از شکر پوشاندنfrost
- با لایه یخ پوشاندنsleet
- با لب و لوچه خیسslobbery
- با لبخندsmilingly
- با لجبازیperverse
- با لحن اغراق آمیز حرف زدنorate
- با لحن تندacidly
- با لحن خشکdryly
- با لحن سردtonelessly
- با لحن کشدار حرف زدنdrawl
- با لرزاندن زبان ادا کردنtrill
- با لرزشtremulously
- با لطافتfinely, tenderly
- با لغات بازی کردنquibble
- با لغزشfaultily
- با لفت و لعاب گفتنspout
- با لنگ باز خوابیدنstraddle
- با لنگ باز نشستنstraddle
- با لنگر ثابت نگاهداشتنanchor
- با لولا وصل کردنhinge
- با لیاقتcapably, able
- با ماتم غلوآمیزlugubriously
- با ماجراجوییadventurously
- با ماده مخدر درمان کردنdope
- با ماشینmotor
- با ماشین انجام دادنmachine
- با ماشین تراشیدنmachine
- با ماشین ساختنmachine
- با مبالاتcircumspect
- با متانتdispassionately, demurely, dignified, mildly, sedately, serenely
- با مثال روشن کردنexemplification
- با محاسبهinclusive
- با مخالفتaskance
- با مداد آبی حک و اصلاح کردنblue-pencil
- با مداراcharitable, lenient, leniently
- با مدرک اثبات کردنdocument
- با مرغ پوشاندنturf
- با مرکب رنگ شدهinky
- با مرکب سایه اندازی شدهinky
- با مرکب لک شدهinky
- با مزد کمتر کار کردنundercut
- با مسرتgladly, happily
- با مشت زدن بهknock
- با مشت کوفتنpummel
- با مشقتarduously, grindingly, laboriously
- با مشقت راه رفتنfootslog
- با مضایقهbegrudgingly, chary
- با معجزهmiraculously
- با معرفتcaring, sagacious, considerate, tactful
- با معنیsignificant, expressive
- با مقیاس وسیعlarge-scale
- با ملاحتcutely, fetchingly, prettily
- با ملاحظهconsiderate, considerately, deferential, discreet, gentle, gently, thoughtful, discreetly, cautious, careful, delicate, delicately
- با ملاطفتfondly
- با ملاطفت تر و خشک کردنcoddle
- با ملاقه برداشتنlade
- با ملاقه بزرگ برداشتنscoop
- با ملاقه کشیدنlade, ladle
- با ملایمتblandly, gently, leniently, lightly, meekly, mildly, soft, softly, suavely
- با مناعتhigh-minded
- با مهارتproficiently
- با مهارت عمل کردنmaneuver, manoeuvre
- با مهارت و آسانیhandily
- با مهربانیamicable, gently, graciously, kindly, soulfully
- با مهمان نوازیhospitably
- با مهمیز زخمی کردنspur
- با موافقتhighly
- با موتور خاموش پرواز کردنglide
- با موشک فرستادنrocket
- با موشکافیminutely, precision
- با میخ استوار کردنnail
- با میخ باریک محکم کردنbrad
- با میخ پرچ محکم کردنrivet
- با میخ پرچ وصل کردنrivet
- با میخ چوبی محکم کردنpeg
- با میلgladly, readily
- با میل و اشتیاق قبول کردنgrasp
- با میله محکم کردنbar
- با میکروفن صدا را ضبط کردنmike
- با ناتوانیhelplessly, powerlessly, weakly
- با ناتوانی حرکت کردنcrawl
- با ناخشنودیdisapprovingly
- با ناراحتیrestively, uneasily
- با نارضایتیdiscontentedly
- با ناز و کرشمهcoyly
- با ناشکریthanklessly
- با ناشیگریmaladroitly
- با ناقلاگریcagily
- با ناله گفتنmoan
- با نامregistered
- با نامال اندیشیimprovidently
- با نامردیunmanly
- با ناهمواریruggedly
- با ناپالم حمله کردنnapalm
- با ناپالم سوزاندنnapalm
- با نخ دندان پاک کردنfloss
- با نخوتhaughtily
- با نرمیgently, limply, soft, softly
- با نزاریfeebly
- با نزاکتsuave, decent, decorous, urbane
- با نزاکت و ادبgentle
- با نشاطgood-humored, jovial, vital
- با نشاط و حرارتvivace
- با نشان تیک مشخص کردنtick
- با نظر موافق نگریستنfavor, smile
- با نعره زدن خود را ... کردنroar
- با نفهمیwitlessly
- با نق نقfretfully
- با نقره روکش کردنsilver
- با نقش برجسته تزیین کردنboss
- با نقشه نشان دادنchart
- با نقطه مشخص کردنdot
- با نمودارgraphically
- با نمودارنشان دادنchart
- با نمونه نشان دادنtypify
- با نوآوریoriginally
- با نوار محکم کردنbelt
- با نوارچسب پلاستیکی بستنsellotape
- با نور زنندهglaringly
- با نور پایینdimly
- با نومیدیforlornly, hopelessly
- با نوک پا راه رفتنtoe
- با نکته بینیperceptively
- با نگرانیanxiously, apprehensively, solicitously
- با نیت خوبwell-meant
- با نیرنگdeceitfully
- با نیرومندیlustily
- با نیزه ماهی گرفتنspearfish
- با هارت و پورتboisterously
- با هدف گیری از نزدیکgunpoint
- با هرج و مرجanarchically
- با هرزگیdissolutely, immorally, impurely, indecently
- با هزینه کمfrugally
- با هشیاریwarily
- با هلهلهgleefully
- با هلی کوپتر بردنhelicopter
- با هلی کوپتر رفتنhelicopter
- با هم برخورد داشتنconflict
- با هم تضاد داشتنcollide
- با هم تطبیق کردنagree
- با هم توافق داشتنjibe
- با هم جور شدنmesh
- با هم خواندنcohere, coincide
- با هم در آمیختنcombine
- با هم زیستنcoexist
- با هم سنجیدنcompare
- با هم وفق دادنagree
- با هم گرم گرفتنto get in close connections with each other
- با همان شرایطwith
- با هماهنگیharmoniously
- با همتambitiously
- با همدردیfeelingly, sympathetically
- با همه این هاnotwithstanding
- با همه قدرتall-out
- با هندامconsistent
- با هنرمندیartfully
- با هو و جنجالjeeringly
- با هواپیماair
- با هواپیما ترابری کردنferry
- با هواپیما سفر کردنfly
- با هواپیما سمپاشی کردنcrop-dust
- با هواپیمای جت رفتنjet
- با هیزیleeringly
- با هیزی نظر افکندنleer
- با هیپنوتیزمhypnotically
- با هیچ کلکیnohow
- با وارستگیstoical
- با وجد و هیجانecstatically
- با وجدانconscientious, faithful, nice, religious, scrupulous
- با وجود آنکهalthough, as
- با وجود اینstill
- با وجود اینکهdespite the fact that, even though
- با وراجیchattily, volubly
- با وسایط موتوریmotor
- با وسواسcompulsively, fastidiously, fussily, obsessively
- با وظیفه شناسیduteously
- با وظیفه نشناسیlightly
- با وقار کردنgrace
- با وقار گام برداشتنstalk
- با ولخرجیimprovidently, wastefully
- با ولعgreedily, ravenously, voraciously
- با ولع خوردنgorge, wolf
- با ویژگی های فردیindividually
- با پا زدنkick
- با پارچه پوشاندنblouse, drape
- با پاشنه راندنheel
- با پاشنه پا زدنheel
- با پاشنه پا فشردنheel
- با پافشاریloud
- با پالس راندنpulse
- با پانهشantithetically
- با پاهای از هم گشادهastraddle, astride
- با پاهای باز ایستادن رویbestride
- با پاهای باز نشستن رویbestride
- با پاکیimmaculately
- با پای خشکdry-shod
- با پای پتیbarefoot
- با پر آراستنfeather
- با پر حرفیprolixly