واژههای فارسی با حرف ب
۱۱٬۷۵۰ واژه — صفحهی ۳ از ۴۷
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- با رضا و رغبتfreewill
- با رضایتcontentedly
- با رعایت اصول هنریaesthetically
- با رغبتfain
- با رغبت زیادeagerly
- با رفاهaffluently
- با رفعتloftily
- با رقابتcompetitively
- با رنجیدگیhuffily
- با رنگ های درخشانgaily
- با رنگ پریدگیpallidly
- با رواجcurrent
- با روخاک پوشاندنsod
- با رودربایستیformal
- با رونقgoing
- با ریا و تزویر سخن گفتنcant
- با ریاکاریhypocritically
- با ریزبینیminutely
- با زانو زدنknee
- با زبان بی زبانیtacit
- با زبان شل گفتنlisp
- با زبردستیskilfully
- با زحمتlaboriously
- با زحمت جلو رفتنplow
- با زحمت حرکت کردنlabor
- با زحمت کاری را انجام دادنwade
- با زرق و برقflamboyantly, showily
- با زرنگیadroitly, cannily, cunning, lightly, shrewdly, expeditiously
- با زمان گرایprohibitionist
- با زمین شوی شستنmop
- با زنfan
- با زود باوریcredulously, trustingly
- با زودگذریfleetingly
- با زورforcefully, strongly
- با زورقچه حمل کردنcanoe
- با زورقچه رفتنcanoe
- با زیان فروختنsacrifice
- با زیبائیelegantly
- با زیباییbeauteously, beautifully
- با زیبایی و جلوهdashingly
- با زیرکیintelligently
- با زیپ محکم کردنzip
- با سابقهold-line
- با ساده دلیinnocently
- با ساده لوحیnaively, naïvely
- با سادگیingenuously, rudely, simply
- با سازمانorderly
- با سازگاریcompatibly
- با سایبان پوشاندنcanopy
- با سبعیتfiercely
- با سبک سریfrivolously
- با سبکبالیblithely
- با سبکدلیgaily
- با ستاره آراستنstar
- با سترک امریکاییcatbird
- با ستون سرآزاد استوار کردنcantilever
- با سخاوتgenerous
- با سختگیریausterely
- با سختیharshly
- با سختی حرکت کردنdrag
- با سرheadfirst
- با سر اشاره کردنnod
- با سر براهیdocilely
- با سر به راهیcomplaisantly
- با سر به هواییairily
- با سر زدن گاو و قوچbutt
- با سر سختیtenaciously
- با سر و دست اشاره کردنgesticulate
- با سر و دست حالی کردنmotion
- با سراسیمگیfrantically
- با سرافکندگیabjectly
- با سرب پوشاندنlead
- با سربراهیmeekly
- با سربلندیpridefully, proudly
- با سردیcoldly, damply, distantly, matter-of-factly
- با سرزندگیjauntily, lively, sprightly, spryly
- با سرزنشchidingly
- با سرسختیdefiantly, implacably
- با سرعت انجام دادنclap
- با سرعت تمامflat-out
- با سرعت حرکت کردنstreak, stream
- با سرعت رفتنbarrel
- با سرعت متوسط رفتنjog
- با سرعت و نیرو حرکت کردنboom
- با سرعت کمslow
- با سرنگ تزریق کردنsyringe
- با سروصداnoisily
- با سروصدا اعلام کردنhowl
- با سروصدا گفتنhowl
- با سستیflabbily, infirmly, languidly, phlegmatically
- با سعادتمندیblissfully
- با سعی و دقتsedulously
- با سعی و کوششassiduously
- با سلاح اتمی حمله کردنnuke
- با سلامت روانیsanely
- با سماجتadamantly, assertively, loud, persistently
- با سنگ لوح پوشاندنslate
- با سنگدلیinexorably, ruthlessly, callously
- با سنگر محصور کردنentrench
- با سنگینیponderously
- با سه ماه وعدهat 3 months, date
- با سهل انگاریpermissively
- با سورتمه بردنsled
- با سورتمه حرکت کردنtoboggan
- با سورتمه سفر کردنmush
- با سوز و سرماbleakly
- با سوزن دوختنneedle
- با سوزن سوراخ کردنneedle
- با سپاسgratefully
- با سکوتsilently
- با سگ به شکار رفتنhound
- با سیاستdiplomatic, diplomat, diplomatically, tactful, judicious, tactician
- با سیم بلند کردنheave
- با سیم کشیدنheave
- با سیمان پوشاندنcement
- با شاخ زدنbutt
- با شاد دلیgaily
- با شادیcheerfully, cheerily, chirpily, jollily, joyously, lightly, merrily
- با شادی تکان دادنfrisk
- با شتابexpeditiously, hurriedly, posthaste, summarily
- با شتاب ادا کردنsputter
- با شتاب بسیارheadlong
- با شتاب حرکت کردنbrush
- با شتاب خواندنrattle
- با شتاب خوردنbolt
- با شتاب رفتنscamper
- با شتاب زدگیimpetuously, hastily
- با شتاب عزیمت کردنbundle
- با شتاب نوشتنscribble
- با شتاب و بی نظمیhelter-skelter
- با شتاب گفتنrattle
- با شجاعتbravely, courageously
- با شدتfiercely, forcefully
- با شدت و خشونتslap-bang
- با شدت وحدتvirulently
- با شرارتnefariously
- با شرافتمندیnobly
- با شرمساریashamedly
- با شست زدنthumb
- با شست گرفتنthumb
- با شلاک جلا دادنshellac
- با شلختگیclumsily, frowzily, messily
- با شما است کهit is up to you to
- با شن پاشیدن بهsand
- با شهامتbrave, daringly, hardily, nervy
- با شهرتfamously
- با شهوتlustfully
- با شوخ طبعیwittily
- با شوخ چشمیarchly
- با شوخیbanteringly, jokingly, tongue-in-cheek
- با شوخی گستاخانهflippantly
- با شور و احساسlyrically
- با شور و حرارتexclamatory, passionately
- با شور و شعفdelightedly, joyously
- با شور و شوقexcitedly
- با شور و نشاطjazzy
- با شور و هیجانvehemently
- با شوریدگی جنون آمیزfrenziedly
- با شوق زیادglowing
- با شوق و ذوقenthusiastically
- با شوق و ولع گرفتنgrasp
- با شک و تردیدincredulously
- با شکست مواجه شدنfounder
- با شکست مواجه کردنfrustrate
- با شکوهpretentious
- با شکیباییstoically, tolerantly
- با شگفتیsurprisedly
- با شیرجهheadfirst
- با شیلنگ آب دادنhose
- با شیلنگ آب پاشیدنhose
- با شیوائیeloquently, fluently
- با شیک پوشیnattily
- با صدا جویدنchomp
- با صداقتloyally, scrupulously, simply, sincerely, single-hearted
- با صدای بلندloud, loudly, slam-bang, vociferous, vociferously, aloud
- با صدای بلند حرکت کردنrumble
- با صدای بلند گفتنvociferate
- با صدای جیر جیرcreakily
- با صدای رساaloud
- با صدای زیر ادا کردنchirp
- با صدای زیر داد زدنshrill
- با صدای زیر و گوشخراشscreechy
- با صدای شنیدنیvocal
- با صدای شیهه مانند گفتنwhinny
- با صدای صفیری تلفظ کردنsibilate
- با صدای هیس مانند تلفظ کردنsibilate
- با صدای گرفتهgruffly
- با صراحتfoursquare, outspokenly, upfront
- با صراحت کلامcandidly
- با صف حرکت کردنfile
- با صلح و صفاpeaceably, peacefully
- با صمغ پوشاندنgum
- با صورت آشکارbarefaced
- با ضد عفونیantiseptically
- با ضربات تند و سبک پاک کردنwhisk
- با ضربدر مشخص کردنcrisscross
- با ضربه های تند و متوالیpitapat
- با ضربه های ملایم پهن کردنpat
- با ضعفfeebly, weakly
- با طراوتyoung, youthfully
- با طربjollily, merrily
- با طربناکیjovially
- با طعم میوهfruity
- با طلا پوشاندنgild
- با طمانینهlangourously
- با طناب از کوه فرود آمدنabseil
- با طناب بستنrope
- با طناب بلند کردنheave
- با طناب کشیدنheave
- با طول و تفصیل شرح دادنspin
- با طیب خاطرfreewill, willingly
- با ظرافتdelicately, finely, intricately, sensitively, subtly
- با ظرافت و زیباییdaintily
- با ظرافت و فشار کمlightly
- با ظرافت وزیرکی انجام دادنfinesse
- با ظرفpacked, sold in containers
- با ظلم رفتار کردنill-treat
- با عاطفهsentimental, feeling
- با عبا پوشاندنcloak
- با عجز و ناتوانیimpotently
- با عجلهhotfoot
- با عجله انجام دادنhasten
- با عجله ساختنpatch
- با عجله فرستادنbundle
- با عجله و ولع خوردنgobble
- با عدد نشان دادنquantify
- با عدم اطمینانuncertainly
- با عدم تاییدdisapprovingly
- با عرضهefficient, capable, expeditious
- با عزمresolute
- با عزم راسخresolute, resolutely
- با عشق و علاقهlovingly
- با عشق و محبت کورکورانهfondly
- با عصبانیتindignantly
- با عصمتmoral, chaste
- با عطشthirstily
- با عقل جور در آمدنیconceivable
- با عقل و درایتsapient
- با علاقهsolicitously
- با عهدشکنیfaithlessly
- با غرض رفتار کردنsnub
- با غرورloftily, superciliously
- با غرور و بیزاریdisdainfully
- با غضبirately
- با غل و زنجیر بستنtrammel
- با غمsadly, somberly
- با غم و حسرتjoylessly
- با غیرتzealous
- با غیظ و غضبresentfully
- با فداکاریdevotedly