واژههای انگلیسی با حرف R
۴٬۳۷۶ واژه — صفحهی ۱۵ از ۱۸
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- roll filmفیلم پیچیده (به دور قرقره)، حلقه فیلم
- roll inاز راه رسیدن، سر رسیدن
- roll in the isles(بهویژه در تئاتر) بیاختیار خندیدن
- roll into oneیکی کردن، ادغام کردن
- roll one's own(انگلیس - عامیانه) سیگار خود را پیچیدن، سیگار پیچیدنی کشیدن
- roll outمعرفی کردن، عرضه کردن، رونمایی کردن
- roll out the red carpetبا شکوه پذیرایی کردن، فرش قرمز پهن کردن
- roll overتسلیم شدن، تن دادن
- roll roundفرا رسیدن، دوباره اومدن (زمان یا رویداد)
- roll upلوله کردن، پیچیدن، بالا زدن (آستین و...)
- roll with the punchesبا مشکلات کنار اومدن، با سختیها ساختن
- roll your eyesچشم چرخوندن (از سر بیحوصلگی، حرص یا تعجب)
- roll-onمام غلتکی، دئودورانت غلتکی
- roll-top(رویهی میز و غیره) جمع شو، گشودنی
- rollandرومن رولان (نویسندهی فرانسوی)
- rollawayچرخدار، چرخهدار، چرخکدار
- rollbackبرگرداندن، بازگشت (به حالت قبل)
- rolled oatsجو دوسر پرکشده
- rollerغلتک
- roller bearing(مکانیک) یاتاقانی که میله آن با چند غلتک دیگر به گردش آید
- roller coasterترن هوایی
- roller skateاسکیت (چهارچرخه)
- roller towelحولهی ماسورهای (حولهای که دور قرقره پیچیده شده و در جاهای عمومی مورد استفاده است)
- rollerbladingاسکیتسواری (با اسکیت خطی)
- rollickخوشی کردن، جستوخیز کردن، خوشی
- rollickingشاد و شنگول، سرزنده، سرگرمکننده
- rollingغلتان، موجدار، متوالی
- rolling hitchگره کندهای
- rolling millکارخانه تولید ورق آهن و فولاد، ماشین غلتکدار، کارخانه شیشه جام
- rolling pinوردنه، تیرک
- rolling stockوسایل نقلیهی ریلی، خودروهای ریلی، خطنورد (هر نوع وسیلهی نقلیهی ریلی)
- rollmanکارگر روی ماشین غلتکدار یا چرخنده
- rollmopsفیلهی ماهی (که در پیاز یا آب لیمو و غیره خواباندهاند)
- rollo(سردار نورس و فاتح نورماندی) رلو
- rolloverواژگونی (خودرو)
- rollshot attackآبشار آرام، اسپک آرام (نوعی آبشار آرام که مسیری کمانی را طی میکند و سمت محل خاصی از زمین تیم مقابل زده میشود)
- rolltop deskمیز تحریر کشویی (نوعی میز تحریر که رویی آن انعطافپذیر است و باز و بسته میشود)
- rollway(چوببری در جنگل) لولهای که در آن کندهها را به رودخانه سرازیر میکنند
- rolodex(سینی یا صفحهی دواری که کارتها را روی آن کلاسه میکنند) رلودکس
- roly-polyخپل، تپلمپل
- rom(ROM) (read only memory) حافظهی فقط خواندنی
- rom cathکاتولیک
- rom-comفیلم کمدی عاشقانه
- romaicگویش یونانی امروزه
- romaikaرقص ملی یونان امروز
- romaineکاهو رومی
- romainsژول رومن (نویسنده و شاعر فرانسوی)
- romanرومی
- roman a clefداستان واقعی که نام شخصیتهای آن بهطور ناشناس بردهشده
- roman alphabetالفبای لاتین (که الفبای اکثر کشورهای اروپایی از آن مشتقشده و واتهای J و U و W را به آن افزودهاند)
- roman arch(معماری) طاق ضربی، طاق قوسی
- roman architectureسبک معماری رومی (که ویژگی آن تاق ضربی و دیوارهای قطور و آجر کاری زیاد بود)
- roman calendarتقویم رومی (که ابتدا ده ماه داشت و بعدها تقویم جولیان جای آن را گرفت)
- roman candle(آتشبازی) فشفشک، ترقهی استوانهای، ترقهی نورافشان
- roman catholicوابسته به کلیسای کاتولیک روم
- roman catholic churchکلیسای کاتولیک
- roman empireامپراطوری روم
- roman holidayتفریح و سرگرمی به قیمت رنج دیگران (مثل نمایشهای جنگ تن به تن در روم باستان)
- roman lawمجموعهی قوانین رومی (روم باستان) که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها بهویژه در اروپا است
- roman noseبینی رومی (دماغی که پل آن باریک و نسبتاً بلند است)
- roman numeralعدد رومی
- roman numeralsشمارگان رومی، دستگاه عددنویسی رومی (1 = I و 5 = V و 10 = X و 50 = L و 100 = C و 500 = D و 1000 = M)
- roman-fleuve(فرانسه - رمان چند جلدی که با سرگذشت چند نسل یا طبقهی بهخصوص از اجتماع سر و کار دارد) رمان رود مانند
- romanceرابطه عاشقانه، عشق
- romancerرماننویس
- romanesqueمشتق از زبان لاتین، رومی، وابسته به تمدن رومی، از نژاد رومی، به سبک رومی
- romaniaرومانی (کشور)
- romanianرومانیایی، اهل رومانی
- romanian deadliftددلیفت رومانیایی (نوعی حرکت قدرتی با تمرکز بر عضلات همسترینگ و باسن که با خم شدن مفصل ران و حفظ کشش عضله انجام میشود)
- romanicاهل روم، زبان رومی، متکلم به زبان رومی
- romanismاصول عقاید کلیسای کاتولیک، معتقدات کاتولیکی
- romanistکارشناس روم باستان (بهویژه حقوق و قوانین رومی)
- romanizeکاتولیک مسلک کردن
- romano(پنیر سفت و تندمزه که رنده میکنند و روی خوراک میپاشند) پنیر رومانو
- romanov(نام دودمان تزارهای روسیه: 1613-1917) رومانف
- romans(انجیل) کتاب رومیان (مخفف: Rom یا Ro)
- romansch or romanshزبان رومانش (گویش Rhaeto-Romanic که در کانتون Grisons در کشور سوئیس رواج دارد)
- romantasyفانتزیرمانتیک (زیرشاخهای از هنر و ادبیات تخیلی که ژانر رمانتیک را با ژانر فانتزی ترکیب میکند)
- romanticعاشقانه، رمانتیک
- romantic comedyکمدی رمانتیک
- romantic movement(ادبیات و هنر) جنبش رومانتیک (که در واکنش به مکتب neoclassicism ایجاد شده - در انگلیس آغاز آن را از 1798 میدانند)
- romanticallyعاشقانه، بهطور رمانتیک
- romanticismمکتب رمانتیک (هنر و ادبیات)
- romanticistهنرمند رومانتیک
- romanticizationخیالبافی
- romanticizeایدهآلی کردن، آرمانی کردن
- romanyکولی، زبان کولیها
- romany rye(کسی که با کولیها محشور میشود و زبان و فرهنگ آنان را میآموزد) کولیدوست
- romaunt(قدیمی) رجوع شود به: Romance
- romeرم پایتخت ایتالیا
- rome (beauty)(نوعی سیب زمستانی و ترش و شیرین) سیب روم
- romeoزنباره، مرد عاشقپیشه
- romishرومیوار، کاتولیکی
- rommelاروین رومل (سردار آلمانی در جنگ جهانی دوم)
- romneyجورج رامنی (نقاش انگلیسی)
- rompجستوخیز کردن، با سروصدا بازی کردن
- romperسرهمی، رامپر (نوعی لباس)
- rompersرو لباسی بچگانه
- romulus(افسانه) رمولوس برادر رموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
- ronaldاسم خاص مذکر (مخفف: Ron)
- rondeauغزل تهلیل دار ۱۰ بیتی یا ۱۳ بیتی دو قافیهای
- rondel( rondelle ) دایره، جسم مدور، سنگهای قیمتی مدور زینتی
- rondeletغزل تهلیلدار دو قافیه هفتبندی
- rondelle( rondel ) دایره، جسم مدور، سنگهای قیمتی مدور زینتی
- rondo(قطعهی موسیقی بهویژه در آخرین بخش سوناتا که تم اصلی آن سه یا چند بار در کلید معین تکرار میشود) روندو
- rondureگردی، چیز گرد، گوشتالویی، چاقی، تپلی
- ronsardپیر رونسار (شاعر فرانسوی)
- ronyonآدم جربدار
- roodچلیپا، صلیب، مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب، مقیاس طولی که در انگلستان ۷ الی ۸ یارد است
- rood screen(برخی کلیساها) دیواره یا پرده که در بالای آن صلیب بزرگی قرار دارد
- roofسقف، بام
- roof gardenباغچهی روی بام، بام آپارتمان که روی آن گیاهکاری شده باشد
- roof rackباربند (سقف ماشین)
- roofedسقفدار
- rooferسقفساز
- roofingمصالح ساختن بام، سقفسازی، پوشش، بام
- rooflessبیسقف
- rooftopپشتبام، بام
- rooftreeبام
- rooibosچای رویبوس، چای قرمز، چای بوتهی سرخ
- rookکلاغ سیاه
- rook liftبالا بردن رخ، بالا بردن قلعه (حرکتی حملهای تاکتیکی با انتقال مهرهی رخ به ردیفهای بالاتر)
- rookeryزادگاه زاغها و پرندگان مشابه، جای شلوغ
- rookieتازهکار، نوآموز
- rookyپر از زاغ، پر کلاغ
- roomاتاق
- room and boardاتاق و غذا، اسکان و خوراک
- room clerkمتصدی ثبت نام مهمانان و تعیین اتاق آنان
- room for improvementجای پیشرفت، جای بهبود
- room mateهماتاقی
- room serviceسرویس اتاق، خدمات اتاق (هتل)
- room temperatureدمای اتاق، دمای معمولی
- roomerمستأجر، مسافر
- roometteاتاقک یا کوپه یک نفری ترن
- roomfulجادار، به قدر یک اتاق پر
- roomieهماتاقی (خودمونی)
- rooming houseخانهدارای آپارتمان و اتاقهای مبله کرایهای
- roommateهماتاقی، همخانه
- roomyجادار، وسیع
- roorbackخبر دروغین، گزارش افتراآمیز (گزارش نادرست و کموبیش مخربی که معمولاً و نه همیشه دربارهی کاندیدایی که به دنبال کسب مقام است، منتشر میشود)
- roose(شمال انگلیس و اسکاتلند) تعریف کردن، ستایش کردن
- rooseveltتئودور روزولت (بیستوششمین رئیسجمهور آمریکا - 1858-1919)
- roostلانه، نشیمنگاه (پرنده)
- roosterخروس
- rootریشه (گیاه، دندان)
- root and branchکاملاً، از ریشه
- root beerنوشابه روتبیر
- root borer(حشره یا لیسه) ریشهخوار، ریشه کاو
- root canalعصبکشی، کانال ریشه (دندان)
- root cap(ریشهی گیاه) کلاهک
- root causeعلت اصلی، ریشه مشکل
- root cellarانبار زیرزمینی (برای نگهداری پیاز و سیبزمینی و دیگر ریشههای خوراکی)
- root climber(گیاهی که به کمک ریشهها از چیزی بالا میرود) ریشه پیچ
- root cropمحصولات دارای ریشههای خوراکی (مثل هویج وشلغم و ترب و غیره)
- root graftپیوند ریشهای
- root hairتار ریشهای، تار کشنده، مویریشه (که آب و مواد غذایی جذب میکند )
- root mean square(الکترونیک) ریشه میانگین مربعی، میانگین ریشهی دوم (مخفف: rms)، نیروی میانگین ریشگی
- root outریشهکن کردن، از بین بردن
- root up( out root )ریشهکن کردن
- rootageریشهبندی، مجموع ریشهها
- rootedریشهدار، عمیق، جاافتاده
- rootin'-tootinعلاقهمند، مشتاق، پراشتیاق، پرذوق، پرشور
- rootlessبیریشه، بیاصل، بدون تعلق
- rootletریشهچه، ریشه فرعی
- rootsاجداد، تبار، اصلونسب، ریشه (خانوادگی)
- rootstockساقه زیرزمینی، (مجازاً) اصل، منبع
- rootyریشهای، ریشهدار، شبیه ریشه
- ropeطناب، رسن
- rope inکشاندن (کسی به کاری)، وادار کردن
- rope-a-dopeتکنیک تلهی طنابی (استراتژی دفاعی که در آن بوکسور با تکیه دادن به طناب و جذب ضربات حریف، او را خسته کرده و فرصت ضربه زدن پیدا میکند)
- ropedancerبندباز، ریسمانباز، آکروبات بندباز
- roperطنابباف، طنابدار
- roperyطناببافی، طناببازی
- ropewalkکارگاه طناببافی
- ropewalkerاکروبات طنابباز، بندباز
- ropewayسیم نقاله، طناب راه
- ropyطنابی شکل
- roque(نوعی بازی با گویهای چوبی و چوگانهای چکش مانند) روک
- roquefort (cheese)(نام بازرگانی پنیر فرانسوی با طعم تند و دارای کپک آبی فام که از شیر بز یا گوسفند تهیه میشود) پنیر روکفورت
- roquelaure(قرن هجدهم) ردای کلفت (که تا مچ پا میرسید و بهطور معمول حاشیهی آن از خز بود)
- roquet(در بازی Croquet) گویزنی
- rorqualشیار وال (انواع نهنگهای تیرهی Balaenopteridae که روی شکم و گردن شیارهای طولی دارند بهویژه جنس Balaenoptera)
- rorschach testتست رورشاخ (آزمون روانیای که در آن افراد مورد معاینه تلقی خودشان از لکههای عجیبوغریب جوهر را میگویند و روانشناس بر اساس آن نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنیاش را تشخیص میدهد)
- rosaceousاز خانواده گل سرخ، شبیه گل سرخ
- rosalieاسم خاص مؤنث
- rosalindاسم خاص مؤنث
- rosamond or rosamundاسم خاص مؤنث
- rosanilineرزانیلین (باز بلورین: C20H21N3O)
- rosarianپرورشدهنده گل سرخ، اهل تسبیح
- rosarioبندر روساریو (در آرژانتین)
- rosaryتسبیح
- roscoeاسم خاص مذکر
- roseگل رز، گل سرخ
- rose acaciaاقاقیای سرخ (Robinia hispida از خانوادهی pea که گلهای درشت رزمانند میدهد - بومی آمریکای شمالی)
- rose bushبوته گل رز، بوته گل محمدی
- rose chaferسوسک علفخوار، سوسک تغذیهکننده از گل سرخ
- rose feverتب بهاره
- rose geraniumشمعدانی عطری (pelargonium)
- rose hipمیوه گل رز
- rose mallowکنف، ختمی سرخ (انواع گلهای ختمی جنس Hibiscus بهویژه Hibiscus palustris)
- rose mossرجوع شود به: portulaca
- rose of jerichoکف مریم
- rose of sharonبامیه شامی
- rose oilعطر گل محمدی (رجوع شود به: attar)
- rose quartzکوارتز سرخ
- rose waterگلاب
- rose windowپنجرهی چرخی، پنجرهی گلدیس
- rose-appleسیب گلاب
- rose-coloredصورتی، گلگون
- roseateگلگون، گلی، پرگل، بشاش، خوشبین
- rosebayخرزهره، وردالحمار، سمالحمار
- rosebreasted grosbeakسینه سرخ (Pheucticus ludovicianus از تیرهی Emberizidae - بومی آمریکای شمالی)
- rosebudشکوفهی رز، غنچهی گل محمدی، گل غنچه
- rosecransویلیام رز کرانز (سردار شمالی در جنگهای داخلی آمریکا)
- rosefishماهی بزرگ و خوراکی دریایی
- rosemaryرزماری، اکلیل کوهی
- roseolaلکههای سرخبدن که نشانه سیفیلیس است، جوشهای سرخ بدن، بدل سرخک، سرخجه
- roseryباغچه گل سرخ، گلستان
- roseslugرز خوره (لیسهی Endelomyia aethiops که برگ رز را میخورد)
- rosetرنگ نفاشی قرمز، رنگ گلی، گلدار
- rosetta stoneسنگ روزتا (سنگ باستانی با خط مصری و یونانی)
- rosetteنشان گلشکل، گل سینه (نوار تزئینی)
- rosewoodچوب بلسان بنفش، نوعی اقاقیای بلند
- rosh hashana(سال نو یهودیان) روش هشانا
- rosicrucianفرقهای از مسیحیان قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ دارای عقاید فلسفی و مرموز و تصوفآمیز
- rosilyبه رنگ قرمز، بارضایت، باشادی
- rosinراتیانه، کلوفون، کلوفون زدن
- rosin oil(روغن چسبناک و بیبو که از تخمیر رزین بهدست میآید) روغن رزین
- rosinessگلسانی، گلدیسی، گلمانندی
- rosinweedژدگیاه (جنس Silphium - بومی آمریکای شمالی)
- rositaاسم خاص مؤنث
- rossپوست درخت، (مجازاً) خاکروبه، تفاله، پوست کندن
- ross sea(شاخهای از اقیانوس آرام د رساحل جنوبگان یا قطب جنوب) دریای راس
- rossettiکریستینا روزتی (شاعر انگلیسی)
- rossiniروسینی (آهنگساز ایتالیایی)
- rostandرستان (نویسندهی فرانسوی)
- rostellate(گیاهشناسی - جانورشناسی) نوکچهدار
- rostellumسنجاقک منقار کوچک، منقار مکنده شپش
- rosterفهرست، لیست (افراد)
- rostovشهر رستف (در جمهوری اوکراین)
- rostralوابسته به منبر یا کرسی خطابه، منقاری، نوکدار، شاخکدار
- rostrateدارای تزیینات همانند منقار جلو کشتی، منبری، کرسیدار، منقاری
- rostriformمنقاری
- rostrumسکو، جایگاه سخنرانی، تریبون
- rosulateرویهم خوابیده، دارای گلهای آویزان
- rosyگلگون، سرخرنگ، صورتی
- rosy finchسهرهی سرخ (جنس Leucosticte)
- rotپوسیدن، گندیدن، فاسد شدن
- rotaبرنامهی کاری، جدول نوبتبندی
- rotameter( rotometer ) دستگاه مخصوص اندازهگیری جریان آب