واژههای انگلیسی با حرف R
۴٬۳۷۶ واژه — صفحهی ۵ از ۱۸
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- recommender systemسامانهی توصیهگر، سیستم پیشنهاددهنده (مدلی که براساس دادههای کاربر، پیشنهادهای شخصیسازیشده ارائه میدهد)
- recommitدوباره به کیمسیون ارجاع کردن، توصیه کردن، دوباره مرتکب شدن، دوباره زندان کردن
- recompenseغرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن
- recomposeدوباره انشا کردن
- reconreconnaissance
- reconcilableقابل تلفیق
- reconcileآشتی دادن، کنار آمدن، تطبیق دادن، وفق دادن
- reconciliationآشتی، مصالحه
- reconciliatoryمصالحهآمیز
- reconditeپوشیده، نهان، مرموز، عمیق، پیچیده
- reconditionقسمتهای فرسوده را تعمیر و تعویض کردن، سروصورت دادن به، نوکاری کردن
- reconfigurationپیکربندی دوباره
- reconnaissanceشناسایی، بازدید مقدماتی، اکتشاف
- reconnoiterشناسایی کردن، بازدید کردن، عملیات اکتشافی کردن
- reconsiderتجدیدنظر کردن، دوباره فکر کردن
- reconsiderationتجدیدنظر
- reconsignment(بازرگانی) تعویض بارنامه، دریافتکننده یا مسیر یا مقصد کالا را تغییر دادن
- reconstituteبههم پیوستن، سر هم دادن
- reconstructبازسازی کردن، از نو ساختن
- reconstructionبازسازی، نوسازی (ساختار فیزیکی یا جامعه)
- reconstructionism(یهودیت - قرن بیستم) جنبش نوسامانگرایی
- reconveneدوباره جمع شدن، دوباره جلسه تشکیل دادن، دوباره گرد هم آمدن
- reconversionهدایت مجدد به دین مسیحی، بازگشت از گمراهی، گرایش مجدد، تبدیل مجدد پول
- reconvertتغییر حال مجدد یافتن، برای دومین بار به دین یا آیینی گرویدن، پولی را مجدداً تسعیر کردن
- reconveyبه محل اولیه باز گرداندن، دوباره جمل کردن
- reconveyanceاعاده مجدد
- recordضبط کردن (صدا، فیلم)
- record blockingدستهبندی رکوردها، بلاکهبندی رکوردها
- record changer(گرامافون) صفحه عوض کن
- record countشمار مدارک
- record formatقالب مدرک
- record gapشکاف بین مدارک
- record headنوک ضبط
- record keepingنگهداری سوابق
- record layoutطرحبندی مدرک
- record lengthدرازای مدرک
- record managementمدیریت مدارک
- record playerگرامافون
- record-breakerرکوردشکن، فردادشکن، بیسابقه
- record-holderدارندهی رکورد، دارندهی فرداد
- recordedثبتشده، بهثبترسیده، بایگانیشده
- recorded delivery(انگلیس) نامهی سفارشی، پست سفارشی
- recorderضبطکننده
- recordingضبط، فایل ضبطشده
- recording densityتراکم ضبط
- recording earaناحیه ضبط
- recording errorخطای ضبط
- recording headنوک ضبط
- recordist(فیلم و تلویزیون و غیره) صدابردار، مسئول ضبط
- recountبازگو کردن، تعریف کردن
- recountalشرح، بیان، بازگو
- recoupدوباره بدست آوردن، جبران کردن، تلافی کردن
- recoupableقابل جبران
- recoupmentجبران، کسب مجدد
- recourseمراجعه، اعاده، چاره، وسیله، توسل، پاتوق، میعادگاه، متوسل شدن به، مراجعه کردن به
- recoverبهبود یافتن، خوب شدن
- recoverableبازیافتنی
- recoveryبهبودی، بازیابی، جبران
- recovery of moneyوصول پول / بازپسگیری پول
- recovery procedureرویه ترمیمی
- recovery room(اتاق ویژهی به هوش آمدن و استراحت بلافاصله پس از عمل جراحی) اتاق هوشآوری، اتاق ریکاوری، اتاق بهبودی
- recreantتسلیم شونده، ترسو، بیوفا، ناسپاس، خائن
- recreateبازآفرینی کردن، دوباره خلق کردن
- recreationتفریح، سرگرمی
- recreation room (or hall)(اتاقی در یک ساختمان عمومی یا محل کار و غیره که افراد میتوانند در آن به استراحت یا بازی بپردازند) اتاق تفریحی، اتاق سرگرمی، اتاق تفریحات سالم
- recreationalتفریحی، فراغتی
- recreativeدوباره ایجادکننده، تفریح
- recrement(نادر) تفاله، (جمع) زوائد، مواد زائد
- recriminateاتهام متقابل وارد کردن، دعوای متقابل طرح کردن، دوباره متهم ساختن
- recriminationاتهام متقابل، تهمت متقابل
- recriminatoryپسدهنده بدگویی یا تهمت
- recrudesceبرگشتن، عود کردن
- recrudescenceبرگشت، عود، ظهور مجدد، برگشتگی، تجدید
- recrudescentعودکننده
- recruitاستخدام کردن، جذب کردن، به کار گرفتن
- recruitalبهبودی
- recruiterاستخدامکننده
- recruitmentاستخدام، جذب نیرو، سربازگیری
- rectرسید، برگ رسید
- rectalوابسته به راست روده، وابسته به معا غلاظ، وابسته به مقعد
- rectallyاز راه راست روده
- rectangleمستطیل
- rectangularمستطیلی، راستگوشه
- rectangularityمستطیلی
- recti-پیشوند: راست، قائم [rectilinear] (پیش از واکه : rect-)
- rectifiableقابل تصحیح یا جبران
- rectificationراستگری، تصحیح، جبران
- rectifierراستگر، اصلاحکننده، وسیله اصلاح، اسباب تقطیر
- rectifyدرست کردن، اصلاح کردن، رفع کردن
- rectilinearراست خطی
- rectitudeراستی، راستگری، راستی، درستی، درستکاری، صحت، صحت عمل
- recto(گیاه) روی برگ (در برابر: پشت برگ verso)
- rectoceleفتق راست روده به درون مهبل
- rectorکشیش بخش، رئیس دانشگاه، رهبر، پیشوا
- rectorateمقام ریاست دانشکده یا آموزشگاه، ریاست بنگاه مذهبی
- rectoryخانه کشیش بخش، درآمد کشیش بخش
- rectrixبانوی کشیش بخش
- rectumراست روده، معا مستقیم، مقعد
- rectusماهیچه راست
- recumbencyتکیه، اتکا (با on و upon )، خمیدگی، تمایل، استراحت
- recumbentخوابیده، خم، (گیاهشناسی) بر زمینگستر
- recuperateبهبود یافتن، حال آمدن
- recuperationبهبودی، شفا، تجدیدقوا، نقاهت، (سلامتی، نیرو و...) بازیابی
- recuperativeاعادهدهنده، بهبودیبخش
- recurتکرار شدن، دوباره رخ دادن، عود کردن
- recurrenceباز رخداد، بازگشت، روی دادن مجدد، عود
- recurrengeبرگشت، عود، وقوع مکرر
- recurrentمکرر، تکراری، تکرارشونده
- recurrent neural networkشبکهی عصبی بازگشتی (نوعی شبکهی عصبی که برای پردازش دادههای دنبالهای و حفظ اطلاعات از زمانهای قبلی به کار میرود)
- recurringتکرارشونده، مکرر
- recurring decimal(ریاضی) کسر اعشاری متناوب، دهگان پستایی
- recurse(برنامهنویسی) بازگرداندن، بازگشتن (اجرا شدن یک رویه بهصورت بازگشتی)
- recursionبازگشت، بازوقوع
- recursiveبازگشتی
- recursive functionتابع بازگشتی
- recursive procedureرویه بازگشتی
- recursive routineروال بازگشتی
- recursive subroutineزیر روال بازگشتی
- recursivityبازگشتی بودن، خاصیت بازگشت
- recurvateبرگشته، کج، دارای رأس منحنی، برگشته کردن
- recurveبرگشته کردن، کج کردن
- recusance( recusancy ) سرپیچی، امتناع از حضور در مجالس عبادت
- recusancy( recusance ) سرپیچی، امتناع از حضور در مجالس عبادت
- recusantممتنع، متمرد
- recuseسلب صلاحیت کردن، کنار کشیدن (قاضی یا دادستان یا هیئت منصفه و غیره برای جلوگیری از بروز تضاد منافع)
- recyclableقابل بازیافت
- recycleبازیافت کردن
- recycle wasteبازیافت زباله
- recycledبازیافتی، بازیافتشده
- recyclingبازیافت
- redقرمز، سرخ
- red admiralپروانهی وانسا (Vanessa atalanta)
- red alertوضعیت آمادهباش، حالت اضطراری
- red algaeجلبکهای قرمز (جلبکهای Rhodophycota از thallophytes)
- red angus(نوعی گاو گوشتی که رنگ متمایل به قرمز دارد) انگوس قرمز
- red blood cellگلبول قرمز
- red cardکارت قرمز
- red carpetفرش قرمز
- red cedarچوب این گیاهان
- red cent(آمریکا - عامیانه) یک سنت، یک پنی
- red clayخاک سرخ، سرخ رس
- red cloverشبدرچمنی
- red coral(بهویژه در دریای مدیترانه) مرجان سرخ
- red crescentهلال احمر
- red crossصلیب سرخ
- red deerآهوی سرخ (Cervus elaphus)
- red drumسرخ طبل (ماهی خوراکی به نام Sciaenops ocellatus)
- red dwarf(نجوم - ستارهی کوچکتر از خورشید) سرخ اخترک
- red dyeرنگیزهی قرمز، رنگدانهی قرمز
- red feedپاروپای سرخ (انواع سختپوستان تیرهی copepods بهویژه Calanus finmarchicus)
- red firرجوع شود به: Douglas fir
- red flagنشانه هشدار، زنگ خطر
- red foxروباه سرخ آمریکایی (Vulpes fulva)
- red giant(نجوم) سرخاختر، ابرستارهی سرخ
- red grouseبا قرقره سرخ، سرخ مرغ (نوعی سیاه مرغ بومی انگلیس: Lagopus lagopus scoticus)
- red gumانواع درختان اوکالیپتوس استرالیایی
- red hatکلاه قرمز مطرانی (که از سوی پاپ اعطا میشود)
- red heatبرافروختگی
- red herringموضوع انحرافی، پرتکردن حواس
- red inkجوهر قرمز
- red leadسرب قرمز، سرنج (اکسید سرب به فرمول Pb3O4)
- red lightچراغ قرمز
- red lndianسرخپوست آمریکایی
- red man(ناپسند) سرخپوست، سرخ مرد
- red meatگوشت قرمز
- red neck(در جنوب اتازونی) کارگر دهاتی
- red oakبلوط دمدار
- red ocher(معدن) گل آخری
- red osierانواع بیدهای ساقه سرخ
- red pencilعیب گرفتن، تصحیح کردن
- red pepperفلفل قرمز
- red pineکاج ساحلی، کاج قرمز (Pinus resinosa - بومی شمال خاوری ایالت متحده)
- red pollگاو سرخرنگ (انواع گاوهای گوشتی و شیری که اصل آنها از انگلیس است)
- red seaدریای سرخ، بحر احمر (461000 مترمربع)
- red shift(نجوم - فیزیک) سرخ سویی (در اثر Doppler effect)
- red siskinسهره سرخرنگ آمریکایی
- red snapperسرخو (انواع ماهیهای قرمز رنگ بهویژه Sebastes ruberrimus و Lujanus Campechanus)
- red spiderریز خستر (انواع mite ها که آفت برگ گیاه هستند)
- red squillگرد موشکش، گرد مرگ موش
- red squirrelسرخ سنجاب (جنس Tamiasciurus - بومی آمریکای شمالی)
- red tapeتشریفات زائد اداری، بروکراسی، مقررات دستوپاگیر
- red tideسرخ خیزاب (سرخ شدن آب دریا در اثر انبوه شدن خزهها یا شوجههای سرخرنگ)
- red waterرجوع شود به: Texas fever
- red wineشراب قرمز
- red worm( bloodworm =) (جانورشناسی) کرم ریز سرخرنگ ( Tubifex )
- red-bloodedپرشور، خوشبنیه، پرتوان (بهویژه از نظر جنسی)
- red-dog(فوتبال آمریکایی ) رجوع شود به: blitz
- red-eyeپرواز شبانه
- red-eye gravy(آشپزی) آمیزهای از آب گوشت خوک و آرد و کمی قهوه که چاشنی خوراک میکنند
- red-eyed vireoویرئوی سرخ چشم (Vireo olivaceus - بومی آمریکای شمالی)
- red-flannel hash(محلی -آشپزی - آمریکا) خوراک گوشت گاو و لبو و سیبزمینی
- red-handedدر حین ارتکاب جرم، مچگیری
- red-hotسرخشده از حرارت، داغ داغ
- red-letterفراموشنشدنی، بهیادماندنی (روز/رویداد)
- red-light districtمنطقه فساد، منطقه سرخ
- red-winged blackbirdسیمرغ آمریکایی (Agelaius phoeniceus)
- redactسانسور کردن، مخدوش کردن (اطلاعات حساس)
- redactionویرایش، انشا
- redactorسردبیر
- redargueتوبیخ کردن، متهم ساختن، تکذیب کردن
- redbait(بهویژه بدون دلیل کافی) متهم به کمونیست بودن کردن
- redbelly daceشکمسرخ (ماهیهای آب شیرین و بومی آمریکای شمالی از جنس Phoxinus)
- redbirdپرندهی قرمز
- redbreast( robin =) پرنده سینهسرخ، سینهسرخ
- redbrick or red-brick(انگلیس) وابسته به این دانشگاهها، آجر قرمزدار
- redbudدرخت ارغوان، گل ارغوان
- redbug(آمریکا - عامیانه) انواع کنههای سرخرنگ
- redcap(انگلیس) دژبان، پلیس نظامی
- redcoatسرباز انگلیسی (بهویژه در جنگ استقلال آمریکا)
- reddدرست کردن، مرتب کردن، رهاساختن
- reddenقرمز کردن، قرمز شدن
- reddishمایل به قرمز، مایل به سرخی زننده
- redeمشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت
- redearسرخ گوش (ماهی بومی ایالات متحده به نام Lepomis microlophus)
- redecorateدوباره تزئین کردن، دکور رو عوض کردن
- redecorationنوارایی
- rededicationاهدا مجدد، تقدیم مجدد
- redeemجبران کردن، نجات دادن
- redeemableبازخریدنی، قابل درآوردن از گرو
- redeemable annuityمستمری بازخریدنی
- redeemerفدیهدهنده، رهاییبخش، نجاتدهنده، بازخریدگر
- redeemingمثبت، درخور اعتنا، مطلوب، خوشایند
- redefineدوباره تعریف کردن، بازتعریف کردن
- redeliverاز نو نجات دادن، دوباره مستخلص کردن، دوباره تحویل دادن
- redemandدوباره خواستار شدن، واپس خواستن، باز خواستن
- redemptionرستگاری، نجات
- redemptionerکسی که با اخذ قول خدمت (با حقوق کم) هزینهی سفر مهاجران به آمریکا را پرداخت میکرد
- redemptiveرستگاریبخش، بازخریدنی
- redemptorist(کلیسای کاتولیک) عضو گروه خدمت به فقیران
- redemptoryرستگاریبخش
- redeployجابجا کردن، اعزام مجدد (نیرو/منابع)
- redeploymentنقل و انتقال
- redesignطراحی مجدد، از نو طراحی کردن
- redevelopدوباره توسعه دادن، بازسازی کردن
- redevelopmentبازسازی، نوسازی، بازتوسعه
- redfin(انواع ماهیهایی که بالههای قرمز دارند) سرخباله
- redfishانواع ماهیان سرخ، سرخ ماهی
- redheadآدم مو قرمز
- redheaded(انسان) سرخموی، سرخگیسو، موسرخ
- redheaded woodpeckerدارکوب سرخسر (Melanerpes erythrocephalus - بومی آمریکای شمالی)
- redia(در روزن داران یا trematoda) دوران لیسگی، لیسه دوران
- redial(برخی تلفنهای جدید) دکمهی خودکار برای دوباره گیری تلفن، دوباره گیر
- redingoteردنگت
- redintegrateتجدیدشونده، دوباره مستقرشونده، دوباره درست کردن، دوباره برقرار کردن، تجدید کردن، دوباره یکی شدن
- redintegration(روانشناسی) فراخوانی کل، واپس کنش
- redirectتغییر مسیر دادن، هدایت کردن (به جای دیگر)
- redirectionراهنمایی مجدد
- rediscount(اوراق قرضه) تخفیفدار، بهاکاسته
- rediscount rate(میزان بهرهای که بانک مرکزی آمریکا برای تخفیف مجدد در بهای اوراق قرضه اخذ میکند ) میزان بهرهی تخفیف
- redistributeدوباره توزیع کردن، تقسیم مجدد