واژههای انگلیسی با حرف G
۴٬۰۲۷ واژه — صفحهی ۱۱ از ۱۷
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- goldthread(آمریکا - گیاهشناسی) زرین ریسمان (جنس Coptis از تیرهی آلاله دارای گلهای سفید و ریشهی زرین فام که در طب گیاهی مصرف دارد)
- goldwynساموئل گلدوین (سینماگر آمریکایی - متولد لهستان)
- golemگولِم (آدم مصنوعی از خاک در فولکلور یهودی)
- golfگلف
- golf clubچوگان گلف (وسیلهی بازی)
- golf courseزمین گلف
- golf course (or links)زمین گلف (بهطور معمول پوشیده از چمن و دارای 9 تا 18 سوراخ)
- golferگلفباز
- golgi apparatusدستگاه گلژی (شبکهای از فیبرهای سیتوپلاسمی که رنگپذیر بوده و میتواند پروتئین جذب و آن را به خارج یاخته ترشح کند) (Golgi body هم میگویند)
- golgotha(انجیل) جلجتا، کالواری (محلی که در آن حضرت عیسی را مصلوب کردند)
- goliardدانشجوی آواره قرون ۱۲ و ۱۳ که اشعار هجایی میخوانده است.
- goliathغول (آدم یا سازمان بسیار بزرگ و قدرتمند)
- golliwogگولیوگ (عروسک پارچهای مشکی عجیبوغریب دارای ویژگیهای اغراق آمیز و لباسهای رنگارنگ که پیشتر در بریتانیا و استرالیا بهعنوان اسباببازی کودکان محبوب بود)
- gollyعجب! (ندا برای بیان تعجب یا شگفتی)
- gombroonگمبرون (نام قدیمی بندرعباس)
- gomelشهر گومل (در روسیهی سفید)
- gomeralآدم سادهلوح، احمق (عامیانه، اسکاتلندی)
- gomeril( gomeral ) آدم سادهلوح
- gomerulusتودهی بههمچسبیده، توده طوماری، گروهه
- gomorrah(انجیل) شهر غموره (رجوع شود به: Sodom)
- gomphosisاتصال و جوش خوردن استخوان دندان به آرواره، مفصل متحرک
- gomutiگوموتی (Arenga pinnata نوعی نخل مالزی که از شیرهی آن نوعی شکر و همچنین مشروب الکلی مشابه عرق میسازند)
- gonadغده جنسی (بیضه یا تخمدان)
- gonadotrophic( gonadotropic ) محرک بیضهها و تخمدانها، مؤثر در غده جنسی
- gonadotrophinماده محرک غده جنسی
- gonadotropic( gonadotrophic ) محرک بیضهها و تخمدانها، مؤثر در غده جنسی
- gonadotropin(فیزیولوژی - هورمونی که رشد گنادها را تسریع و عملکرد آن را تقویت میکند ) گنادوتروپین، گندپرور
- goncourtادموند گنکور (نویسندهی فرانسوی :1822-96)
- gondگند (هریک از بومیان دراوید Dravidian که در هند مرکزی زندگی میکنند)
- gondiزبان گندی (که یکی از گویشهای دراویدی Dravidian میباشد و گندها به آن تکلم میکنند)
- gondolaقایق گوندولا (قایق باریک و دراز ونیزی)
- gondola liftتله کابین
- gondolierقایقران گوندولا (کسی که قایق گوندولا را هدایت میکند)
- gondwanaگندوانا (نام قاره فرضی که از پانجیا Pangea جدا شده و بعدها تبدیل به اقلیمهای آفریقا و استرالیا و آمریکای جنوبی و شبهقارهی هند شده است)
- goneرفته، تمامشده (حالت سوم فعل go)
- gone alongهمراه شده، رفته (با کسی)
- gone awayرفته، دور شده
- gone backبرگشته
- gone offمنفجر شده، به صدا در اومده (زنگ)
- gone onعاشق (کسی) شده، دلباخته
- gone outبیرون رفته
- gone overمرور کرده، بررسی کرده
- gone throughتجربه کرده، از سر گذرونده
- gone to gloryبه رحمت خدا رفته، مرده (کنایی)
- gonef(عامیانه) شیاد، دزد، متقلب (ganef هم مینویسند)
- gonerآدم یا چیزی که دیگه امیدی بهش نیست، مردنی، رفتنی
- goneril(در نمایشنامهی شاهلیر اثر شکسپیر) گانرل (دختر ارشد شاهلیر که نسبت به پدر خود بدرفتاری و خیانت کرد)
- gonfalonپرچمی که نوارهای باریک یا پرچمهای کوچک از آن آویزان است
- gonfalonierبرنده پرچم، پرچمدار
- gongگنگ، زنگ بزرگ فلزی
- gongorism(سبک ادبی تصنعی شاعر اسپانیایی به نام گونگورا Gongora که در قرن هفدهم مرسوم بود) گونگوراگرائی
- gonidiumیکی از سلولهای سبزی که زیر غشا خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد، سلول جنسی جلبکها و قارچها
- goniff or gonifرجوع شود به: ganef
- gonio-پیشوند: گوشه، زاویه (goni- هم میگویند) [goniometry]
- goniometerزاویهسنج، دستگاه اندازهگیری زاویه
- goniometryزاویهسنجی، علم اندازهگیری زوایا
- gonionرأس زاویه فک تحتانی، زانویی فک، گونیون (انتهای فک پایین که به طرف گوش قوس دارد)
- goniumجنسی از تاژکداران شبیه به گیاه، سلول نطفه
- gonnaقراره، میخوام (شکل محاورهای «going to»)
- gono-پیشوند: تناسلی، جنسی، مولد (پیش از واکه: gonocyte] (gon-]
- gonococcal( gonococcic ) سوزاکی، مربوط به میکروب سوزاک
- gonococcic( gonococcal ) سوزاکی، مربوط به میکروب سوزاک
- gonococcusانگل یا میکروب سوزاک، گونوکوک
- gonocyteسلول تولیدکننده، سلول جنسی
- gonof or gonophرجوع شود به: ganef
- gonogenesisکمال و بلوغ سلول نطفه یا جرثومه
- gonophoreمرجان خوراک رسان (به گروههی مرجانی) که از طریق غیر لقاحی تولید مثل میکند
- gonoporeسوراخ تناسلی
- gonorrheaسوزاک (بیماری مقاربتی)
- gonorrhealسوزاکی
- gonzoعجیبوغریب، افسارگسیخته (سبک روزنامهنگاری)
- gooمادهی چسبناک و لزج
- goo-gooعاشقانه، عشقولانه (رفتار یا نگاه دلبرانه)
- goo-goo eyesنگاه پرمعنی و دلبرانه (برای جلب توجه کسی)
- gooberبادامزمینی (آمریکایی عامیانه)
- goodخوب
- good (or bad) formرفتار خوب یا بد (مطابق با آداب معمول)
- good afternoonبعدازظهر به خیر، سلام، خداحافظ (سلام و خداحافظی بین ظهر و غروب آفتاب)
- good andکاملاً، بهطور کامل (تأکید — آمریکایی)
- good and evilخیر و شر، نیک و بد
- good and sufficient bailضامن معتبر
- good atخوب بودن در چیزی، مهارت داشتن در کاری
- good behaviourرفتار خوب و پسندیده
- good bookانجیل، کتاب مقدس (معمولاً با the)
- good breedingتربیت خوب، ادب و نزاکت (ناشی از خانواده و تربیت)
- good cheerشادی و سرخوشی
- good companyهمصحبت خوب، آدم خوشمشرب
- good computer showنمایش خوب کامپیوتری
- good computer skillsمهارت های کامپیوتری خوب
- good conduct medalنشان خوشرفتاری (مدال نظامی ارتش آمریکا که به پاداش رفتار خوب و کارآیی و وفاداری اعطا میگردد)
- good dayروز بهخیر (سلام یا خداحافظی رسمی)
- good dealمعامله خوب، خرید بهصرفه (a good deal of: مقدار زیادی از)
- good eveningشببهخیر
- good faithحسن نیت، خلوص نیت
- good fellowرفیق شفیق، دزد، همپیاله
- good fewتعداد قابل توجهی، نسبتاً زیاد
- good forمعتبر تا (مدت)، ارزش داشتن برای، کافی بودن برای
- good for someoneمفید برای کسی، خوب برای کسی
- good for youآفرین، باریکلا، خوش به حالت
- good fridayجمعه خیر (جمعه قبل از عید پاک، روز یادبود مصلوب شدن عیسی مسیح)
- good grief!ای بابا!، عجب! (تعجب، ناامیدی یا بیتابی)
- good heavensخدای من!، پناه بر خدا! (تعجب یا وحشت)
- good hope(بهطور معمول Cape of قبل از آن میآید) دماغهی امید، دماغهی امیدنیک (در جنوب آفریقا)، استان دماغهی امید (در جنوب جمهوری آفریقای جنوبی)
- good humorسرحالی، شوخطبعی، خوشمشربی
- good job!آفرین!، باریکلا!، کارت عالی بود!
- good knowledgeاطلاعات کافی، دانش خوب (از یه موضوع)
- good level of educationسطح تحصیلات خوب
- good lookingخوشتیپ، زیبا، جذاب
- good looksجذابیت ظاهری، زیبایی (بهعنوان ویژگی شخصی)
- good luckموفق باشی، کامروا باشی، پیروز باشی
- good morningصبح بهخیر
- good natureخوشاخلاقی، خوشخلقی، مهربانی ذاتی
- good nightشب بهخیر، شبخوش
- good number (of)تعداد زیاد، تعداد قابل توجهی (از)
- good old boyمرد خوشمشرب و جوانمرد (اصطلاح جنوب آمریکا)
- good on youآفرین بهت، دمت گرم (بیشتر در انگلیسی استرالیایی و بریتانیایی)
- good riddanceخوشحالم که رفت، خدارو شکر که خلاص شدم (وقتی از چیز یا کسی ناخوشایندی خلاص میشیم)
- good samaritanآدم نیکوکار، کسی که به غریبهها کمک میکنه
- good sense of humourشوخ طبع بودن، حس شوخ طبعی خوبی داشتن
- good shepherd(انجیل) شبان نیکو (در اشاره به عیسی)
- good show!احسنت!، معرکه بود!، آفرین! (عامیانه بریتانیایی)
- good sizeاندازه مناسب (نه خیلی کوچک، نه خیلی بزرگ)
- good speedموفقیت، سفر بهخیر!، موفق باشید
- good team playerکسی که خوب کار گروهی میکنه (در تیم همکاری میکنه)
- good things come to those who waitصبر کن تا نتیجه خوب بگیری (معادل: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی)
- good turnلطف، کمک، کار نیک (کاری که برای کسی انجام میدی)
- good valueمقرون به صرفه، ارزش پول رو داشتن
- good-fellowshipرفاقت صمیمانه، خوشمشربی (احساس دوستی و گرمی بین آدمها)
- good-for-nothingآدم بیخاصیت، بیعرضه (کسی که به درد هیچکاری نمیخوره)
- good-heartedخوبقلب، مهربون (آدمی که واقعاً به دیگران اهمیت میده)
- good-humoredخوشاخلاق، شاد و سرحال (کسی که حال خوش و روحیه بالایی داره)
- good-lookingخوشگل، جذاب (در مورد ظاهر فیزیکی)
- good-naturedخوشخلق، خونگرم (کسی که ذاتاً مهربونه و خوشبرخورده)
- good-sizedنسبتاً بزرگ، درشت
- good-temperedخوشاخلاق، آرام، ملایم
- good-time charlie (or charley)(عامیانه) آدم معاشرتی و خوشگذران، لذتطلب
- goodbyeخداحافظ
- goodiesخوراکیهای خوشمزه، چیزهای جذاب (هدیه، جایزه و غیره)
- goodishنسبتاً خوب، بهنسبت خوب
- goodlyقابلملاحظه، چشمگیر (مقدار یا تعداد زیاد)
- goodmanبزرگ خانواده، سالار، مهمانخانهدار، خردهمالک
- goodnessوای، یا خدا، عجب (برای نشان دادن احساسات قوی)
- goodsکالا، جنس
- goodwifeبانو، کدبانوی خانه، خانم
- goodwillحسننیت، خوشنیتی
- goodyخوراکی خوشمزه، چیز خوردنی دلچسب
- goody-goodyآدم متظاهر به خوبی، جانمازآبکش
- goodyearچارلز گودیر (مخترع آمریکایی که روش ولکانیزه کردن لاستیک را ابداع کرد)
- gooeyچسبناک، لزج (از نظر بافت)
- goofاشتباه کردن، گاف دادن
- goof offوقت تلف کردن، از کار طفره رفتن، ول گشتن
- goof-offآدم تنبل و از زیر کار دررو، آدم بیکاره
- goofballآدم خندهدار و عجیبوغریب، آدم دیوانهوار
- goofyاحمقانه و خندهدار، نپخته، مسخره
- googleگوگل (موتور جستوجو)
- googlesجستجو کردن در اینترنت
- googlingدر حال گوگل کردن، جستجو در اینترنت
- googolگوگول (عدد یک با صد صفر)
- googolplexعدد یک با تعداد صفرهای به توان ده به توان ده به توان صد
- gook(آمریکا، عامیانه) هرچیز چسبناک یا چرب، خرهمانند، تپاله
- goombahدوست قدیمی و حامی (معمولاً مرد مسنتر در فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی)
- goombayگومبای (نوعی رقص جزایر باهاما همراه با آهنگ منقطع موسیقی)
- goonآدم کودن و احمق
- goondaاوباش اجیرشده، قلچماق حرفهای (در آسیای جنوبی)
- gooney birdرجوع شود به: goony bird) albatross هم مینویسند)
- goopمادهی چسبناک و لزج
- goosanderاردک ماهیخوار
- gooseغاز، گوشت غاز
- goose barnacleصدفچهی دمدار (از جنس Lepas and Mitella که از طریق ساقهی گوشتی کوچکی به ته کشتی و تختهسنگها میچسبد) (gooseneck barnacle هم میگویند)
- goose eggصفر، هیچ (عامیانه، بهویژه در ورزش)
- goose fleshمرغپری، غاز پوستی (سفت و دانهدانه شدن پوست از سرما یا ترس)
- goose stepقدممرغی (راه رفتن نظامی بدون خم کردن زانو)
- gooseberryانگور فرنگی
- goosefleshدانهدانه شدن یا ترکیدگی پوست در اثر سرما یا ترس
- goosefootقازایاقی، غازیا
- gooseherdغازچران، نگهبان غاز
- gooseliverسوسیس جگر، سوسیس جگر دود داده
- gooseneckزانویی، اتصال لولهای به شکل گردن غاز (U شکل)
- gooseyترسو، دلواپس، زود از جا در رفته
- gopحزب جمهوریخواه آمریکا
- gopherموش دالانساز (جوندهی زیرزمینی بومی آمریکای شمالی)
- gopher snakeرجوع شود به: bullsnake
- gopher woodچوبی که (طبق روایت انجیل) کشتی نوح از آن ساخته شد
- goppiperسخنچین، حرف مفتزن
- gorakhpurگوراکپور (شهری در شمالشرقی هندوستان)
- goralبز آهوی آسیایی (از جنس Naemorhedus که بیشتر در نواحی کوهستانی یافت میشود)
- gorbachevمیخائیل گورباچف (رهبر اسبق اتحاد جماهیر شوروی)
- gorcockقرقاول قرمز (نر)
- gordian knotمشکل پیچیده و غیرقابل حل
- gordian wormکرم گوردیان (از راستهی Nematomorpha که قبل از بلوغ انگل حشرات است)، کرم مواسبی
- gordonچارلز جورج گوردون (1833-85) ژنرال انگلیسی که در چین و مصر و سودان خدمت کرد
- gordon setterنوعی سگ شکاری سیاهرنگ
- goreخون (از زخم یا خشونت)
- gorgeتنگه، درهای باریک و عمیق با دیوارههای سنگی
- gorgeousزیبا، محشر، خوشگل
- gorgerin(معماری) بالای ستون (ولی زیر سرستون)
- gorgetگلوپوش، گلوپناه، زرهگردن، طوقه
- gorgonگرگون (موجود اساطیری یونان با موهای مارمانند)
- gorgonianجانوران مرجانی (از راستهی Gorgonacea - دارای اسکلت چندمحوری)
- gorgonize( petrify ، stupefy ) تبدیل به سنگ کردن، خیره نگاه کردن
- gorgonzolaگورگونزولا (نوعی پنیر ایتالیایی کپکدار و چرب)
- gorhenقرقاول قرمز (ماده)، مرغ جنگلی
- gorillaگوریل
- gorkyآرشیل گورکی (با نام اصلی وستانیک مانوک آدویان–نقاش ارمنی-آمریکایی)
- gorlovkaگورلفکا (شهری در شمال شرقی اوکراین)
- gormandizeپُرخوری کردن، با حرص و ولع خوردن
- gormlessکودن، پخمه، کمهوش (عامیانه — بریتانیا)
- gorpمخلوط آجیل و کشمش (تنقلات کوهنوردی)
- gorseاسپرک (درختچهی خاردار با گلهای زرد)
- gorsyاولکس فرنگی
- goryخونی، خونریزانه (پر از خون یا جزئیات وحشتناک)
- goshوای، اِ، خدای من (حرف تعجب)
- goshawkقرقی بزرگ، باز شکاری شمالی (پرندهای شکاری از خانوادهی بازها)
- goshenسرزمین پرنعمت
- goslingجوجه غاز
- gospelانجیل (یکی از چهار کتاب مقدس مسیحیان: متی، مرقس، لوقا، یوحنا)
- gospeler(نادر) واعظ آتشین، طرفدار تندرو انجیل (gosspeller هم میگویند)
- gosportبندر گاسپورت (در جنوب انگلیس)
- gosport (tube)لولهی گاسپورت (لولهی انعطافپذیری که از آن برای صدارسانی از یک اتاقک به اتاقک دیگر بهویژه در هواپیماهای مشقی، استفاده میشود)
- gossamerتار نازک عنکبوت، تار عنکبوتی (نخهای ظریف شناور در هوا)
- gossan(معدنشناسی) لایهی قرمز سنگ (یا خاک) آهن که در اثر آب و هوا اکسیده شده است
- gossipشایعه، سخنچینی، غیبت
- gossipyشایعهپراکن، پر از غیبت
- gossoonنوکر، بچه نوکر
- gossypolرنگدانه سمی پنبهدانه با فرمول: C 30 H 30 O 8
- gotگذشته ساده فعل «get» (گرفتن، شدن، رسیدن)
- gotchaگرفتمت! (هنگام غافلگیر کردن)
- gothگوت (عضو قبیلهی ژرمنی باستان)
- gothamشهر نیویورک
- gothicگوتیک (سبک معماری یا هنر قرون وسطایی اروپا)
- gothic archطاق نوکتیز گوتیک
- gothic chessشطرنج گوتیک (نوعی شطرنج غیرکلاسیک توسعهیافته با صفحهی بزرگتر و مهرههای ترکیبی جدید)
- gothicismوحشیگری، بیتمدنی، خشونت
- gothicizeبه سبک گوتیک درآوردن یا تبدیل کردن
- gotlandجزیرهی گوتلند (در جنوب شرقی کشور سوئد)
- gottenگرفته، بهدست آورده (شکل سوم فعل get در آمریکایی)
- gottschalkگاتشاک (آهنگساز آمریکایی)
- gouacheگواش (نوعی رنگ مات و غلیظ برای نقاشی)
- gouda (cheese)پنیر هلندی، پنیر گودا (که در شهر گودا درست میشد و طعم ملایمی دارد و بیشتر دور آن را پوستهای از موم قرمز پوشانده است)
- goudyفردریک گاودی (ویژهگر چاپ و حروف چینی - آمریکایی)
- gougeکَندن، درآوردن (با ابزار یا به زور)
- goulashخوراک گولاش (یه غذای مجاری با گوشت و سبزی)
- gounodشارل گونو (آهنگساز فرانسوی)
- gouramiماهی گورامی (ماهی آکواریومی آب شیرین)
- gourdکدو، کدوی قلیایی (میوهی خشک شده برای ظرف یا تزئین)
- gourde(واحد پول کشور هائیتی) گورد
- gourmandآدم شکمپرست، کسی که زیاد و با اشتها میخوره
- gourmandiseخوراکشناسی، ذوق و سلیقه در غذاهای خوب
- gourmetلذیذ، باکیفیت، اعیانی (دربارهی غذا یا تجربهی خوراکی)
- gourmet cookآشپز غذاهای فاخر و اعیانی