gordian knot
معانی
مشکل پیچیده و غیرقابل حل
The peace talks have become a gordian knot that no one can untangle.
مذاکرات صلح به یه گره کور تبدیل شده که هیچکس نمیتونه بازش کنه.
How do we cut this gordian knot and finally move forward?
چطور این گره کور رو باز کنیم و بالاخره پیش بریم؟
The budget dispute became a gordian knot for the entire team.
اختلاف بودجه برای کل تیم به یه مشکل لاینحل تبدیل شد.
Sometimes you just have to cut the gordian knot instead of trying to untie it.
بعضی وقتها باید مستقیم مشکل رو حل کنی، به جای اینکه دنبال راهحل پیچیده باشی.
The gordian knot of healthcare reform has stumped politicians for decades.
مشکل پیچیده اصلاح نظام درمانی دههاست که سیاستمداران رو گیج کرده.
She refused to see it as a gordian knot — she believed there was always a clear solution.
اون حاضر نبود ببینهاش یه مشکل لاینحل — باور داشت همیشه یه راهحل واضح وجود داره.
ترکیبات رایج
اصطلاحات
(در رویارویی با مشکلی بغرنج) راه حل سریع و دلیرانهای یافتن