واژههای انگلیسی با حرف G
۴٬۰۲۷ واژه — صفحهی ۱۵ از ۱۷
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- grooveشیار، درز
- groovyباحال، عالی، جذاب، شیک
- gropeکورمال کردن، در تاریکی دنبال چیزی گشتن
- gropiusوالتر گروپیوس (معمار آمریکایی و بنیانگذار مکتب معماری بوهاوس - متولد آلمان)
- gros de londres (or londres)پارچهی نازک ابریشمی (که راهراههای متناوب باریک و پهن دارد)
- gros point(در گلدوزی و سوزن دوزی) کوک روی دو نخ موازی عمودی و دو نخ موازی افقی
- gros sularite(معدن) نوعی لعل
- gros ventreعضو قبیلهی سرخپوست آراپاهو (در آمریکا)
- grosbeakسهره و سینهسرخ و مانند آنها
- groschenگروشن (پول اتریشی معادل یک صدم شیلینگ)
- grosgrainپارچه ابریشمی خیلی محکم و کلفت
- grossدرشت، ستبر، زمخت، کلفت
- gross national productتولید ناخالص ملی (ارزش کل تولیدات و خدمات هر کشور)
- gross ton(معیار وزن) تن سنگین (معادل 101606 کیلوگرم) (تن بلند long ton هم میگویند)
- gross weightوزن ناویژه، وزن ناخالص (وزن کالا بهعلاوهی وزن ظرف و مصالح بستهبندی)، وزن کل
- gross zeroبه صفر رساندن انتشار گازهای گلخانهای (در این حالت، در ابتدا از انتشار هرگونه گاز گلخانهای جلوگیری میشود و از اینرو در ادامه به بهکارگیری روشهای کاهش یا حذف این گازها نیازی نخواهد بود.)
- grosser(عامیانه) پردرآمد (بهویژه درمورد فیلم)
- grossulariteگروسولاریت (سیلیکات کلسیم و آلومینیوم)
- grosz(واحد پول لهستان) گروش (که معادل یک صدم زلوتی است)
- grot( grotto ) غار
- grotesqueغریب و عجیب، کریه، بدقواره، مضحک
- grotesquerieچیز عجیبوغریب، چیز عجیب و مضحک، چیز بدقواره، چیز نامتجانس، چیز غیرطبیعی
- grotiusهیوگو گروشیوس (حقوقدان و دانشمند هلندی)
- grottoغار کوچک، غارچه
- grottyگند، کثیف و بیکیفیت، زشت
- grouchغر زدن، بدخلقی کردن، شکایت کردن
- grouchyبدخلق، اخمو، غرغرو
- groundزمین
- ground bass(در موسیقی) آهنگ بم مختصری که میان آهنگ ملودی و هارمونی تکرار شود
- ground beetleانواع سوسکهای خاکزی (از تیرهی Carabidae که شبگرد بوده از حشرات تغذیه میکنند)
- ground controlبرج مراقبت، کنترل زمینی
- ground coverپوشش زمین، گیاهان کوتاه پوشاننده زمین
- ground crewکارکنان زمینی (فرودگاه)
- ground firپنجه گرگ سلاژین ( selago lycopodium )
- ground floorطبقهی همکف
- ground glassشیشه مات، شیشه تراشخورده
- ground hemlockشوکران زمینگیر (Taxus canadensis - از تیرهی سرخدار - همیشه سبز و بومی شمال شرقی ایالات متحده)
- ground ivyپاپیتال خاکی
- ground loop(هواپیمایی) چرخش تند هواپیما در موقع حرکت روی زمین (برای گریز از مانع یا بهدلیل از دست دادن کنترل)
- ground meristemمریستم اصلی (یا بافتهای اصلی نوک ریشه و ساقه که تبدیل به پوست و آوند و مغز میشوند)، بخشینهی زمینی
- ground pineپنجه گرگی، لبدیسی، جعده (از جنس Lycopodium که شاخههای پنجه مانند و برگهای سوزنی دارد)، صنوبر خزنده
- ground planنقشه پایه، نقشه طبقه (ساختمان)
- ground plumگون دشتی (Astragalus crassicarpus که چندسالزی بوده و غلافکهای دیوارهی آن کلفت و خوردنی است)
- ground rentاجاره زمین، حق زمین
- ground ruleقانون اساسی، قانون پایه
- ground squirrelسنجاب زمینی
- ground stateکمترین نیرو، نیروی اساسی، حالت اساسی
- ground strokeضربهای که پساز برخورد توپ با زمین زده میشود
- ground swellطغیان شدید و وسیع آب اقیانوس، امواج
- ground waterآب زیرزمینی
- ground wave(الکترونیک - موج رادیویی که در نزدیکی سطح زمین حرکت کرده و قوسش مثل قوس زمین است) امواج زمینی، امواج سطحی
- ground wire(برق) سیم زمین، سیم اتصال زمین
- ground zeroمرکز انفجار، نقطه صفر
- ground-cherryانواع گیاهان تاجریزی (از جنس Physalis - میوهی گوجهفرنگیمانندی میدهد که در غلاف کاغذمانندی قرار دارد)
- ground-to-air(موشک) زمین به هوا، آتش زمین به هوا (surface-to-air هم میگویند)
- ground-to-ground(موشک) زمین به زمین (surface-to-surface هم میگویند)
- groundbreakingپیشگامانه، نوآورانه، انقلابی
- groundbreaking researchتحقیقات پیشگامانه، تحقیقات نوآورانه
- groundedمتین، معقول، متعادل (شخصیت)
- grounderکارگذار، پایهگذار، مؤسس، ضربتی که کسی یا چیزی را بهزمین میاندازد
- groundfire(ارتش) شلیک از زمین به هوا (توپخانه و موشک و غیره)، آتش زمین به هوا
- groundhog dayروز دوم فوریه که به عقیدهی عامه اگر آفتابی باشد، نشانه آن است که از زمستان شش هفته مانده است و اگر ابری باشد، نشانه اوایل بهار است
- groundingپایه، اساس، مبانی اولیه
- groundlessبیاساس، بیدلیل
- groundlingزمینزی، ساکن سطح زمین
- groundmassنوعی سنگ سماک دانهدار
- groundnutبادامزمینی
- groundpineصنوبر الارض، صنوبر زمینی( chamaepitys ajuga )
- groundsمحوطه، اراضی، زمین
- grounds for complaintدلیل شکایت، زمینه شکایت
- groundselاساس، پایه، (گیاهشناسی) شیخ الربیع، تیر پایه
- groundsheetزیرانداز ضدآب (چادر کمپ)
- groundsill(معماری) تیر پایه، (بیشتر در خانههای چوبی) تیر تحتانی چار چوب ساختمان، پای بست
- groundskeeperمتصدی نگهداری محوطه، نگهبان زمین (ورزشی یا قبرستان)
- groundspeed(هواپیمایی) سرعت هواپیما با محاسبهی مسافتی در سطح زمین که هواپیما بر فراز آن پرواز میکند ، سرعت برحسب مسافت زمینی
- groundwaterآب زیرزمینی
- groundwaveموجهای رادیویی زمینی
- groundworkزمینه، پایه، بستر (آمادگی اولیه)
- groupگروه، دسته
- group dynamicsمطالعه عوامل و نیروهای مؤثر در یک گروه بشری
- group insuranceبیمه گروهی
- group markنشان گروه
- group matchبازی مرحله گروهی
- group medicineخدمات پزشکی که گروهی از پزشکان در مقابل مبلغ ماهیانه یا سالیانه در اختیار مشتریان میگذارند
- group of deathگروه مرگ (گروهی در مسابقات که قویترین تیمها را دارد)
- group separatorجداساز گروه
- group sexرابطهی جنسی گروهی
- group stageمرحلهی گروهی، دور گروهی
- group theoryنظریه گروهها
- group therapy (or psychotherapy)(روانپزشکی) مداوای گروهی بیماران دارای مسائل روانی مشابه، گروه درمانی
- groupedگروهبندیشده
- grouperماهی هامور
- groupieطرفدار پروپاقرص (کسی که ستارهها را دنبال میکند)، شیفته
- groupingگروهبندی، دستهبندی
- groupthinkگروهاندیشی (تمایل به همراهی با نظر گروه بدون تفکر مستقل)
- grouseسیاهخروس (پرندهای وحشی)
- groutدوغاب، بندکشی (مادهای برای پر کردن فاصلهی کاشیها)
- grouty(محلی) بدخلق و خشن
- groveبیشه، درختستان
- grovelزاری کردن، التماس کردن (برای بخشش یا لطف)
- groveler( groveller ) خزنده، پست
- grovelingچاپلوس، متملق، ذلیل
- groveller( groveler ) خزنده، پست
- growرشد کردن، بزرگ شدن
- grow (or become) fatچاق شدن، فربه شدن، وزن اضافه کردن
- grow apartاز هم فاصله گرفتن، دور شدن (رابطه)
- grow backدوباره رشد کردن، دوباره درآمدن
- grow cropsکشت کردن، زراعت کردن
- grow darkتاریک شدن (بهتدریج)
- grow intoتبدیل شدن به، بالغ شدن و شدن
- grow louderبلندتر شدن (صدا)
- grow olderپیر شدن، مسن شدن
- grow out ofکوچک شدن (لباس با رشد بدن)
- grow plantsکاشتن گیاهان، پرورش دادن گیاهان
- grow upبزرگ شدن، رشد کردن، بالغ شدن
- growerکشاورز، پرورشدهنده (محصول)
- growingروبهافزایش، در حال رشد
- growing disparityاختلاف فزاینده/نابرابری رو به رشد
- growing painsمشکلات دوران رشد؛ دردسرهای اولیه (سازمان یا پروژه)
- growing pointنقطه رویش (در جوانه)
- growinglyبهطور روزافزون، فزاینده، افزایشی، بهشکل رو به افزایش
- growlغرغر کردن، خرناس کشیدن
- growlerغرغرکننده
- grownبالغ، بزرگشده
- grown-upبزرگسال، آدم بزرگ
- growth(سهام شرکتها و غیره) دارای رشد سریع (از نظر قیمت و سود)
- growth factorعامل رشد (مانند ویتامین)
- growth hormoneهورمون رشد، گیزن وخش (که از غدهی هیپوفیز ترشح میشود)
- groznyشهر گروزنی (در شمال کوههای قفقاز در ناحیهی چچن)
- grss languageزبان جیپیاساس
- grtوزن خالص ثبتشده
- gruواحد بازگشتی دروازهای (نوعی شبکهی عصبی بازگشتی که برای پردازش دادههای توالیدار مانند متن یا سیگنالهای زمانی استفاده میشود)
- grubکرم، لارو (حشره)
- grub screwپیچ مغزی، پیچ گراب (نوعی پیچ بدون سر و تمامرزوه که برای محکم کردن یک قطعهی دوار به یک شفت از آن استفاده میشود)
- grubbyکثیف، شلخته، ژولیده
- grubstake(عامیانه) پول و مایحتاجی که در اختیار کاشفان معادن قرار داده میشود (و بدینوسیله دهندهی پول هم سهمی از درآمد احتمالی معدن را دریافت میکند )
- grubstreetنویسندهی پولکی و بد، نویسندهی مزدور، (بیشتر G کوچک) وابسته به نویسندگان مزدور
- grudgeکینه، دشمنی، کدورت
- grudgefulکینهتوز، کینهتوزانه، غرضورزانه، با بغض و کینه
- grudgingبیمیل، اکراهآمیز، با بیرغبتی
- grudginglyبا بیمیلی، با اکراه، از روی ناچاری
- grue(در اثر ترس یا سرما) لرزیدن، به رعشه افتادن
- gruelفرنی آبکی، سوپ رقیق نشاستهای
- gruelingطاقتفرسا، جانفرسا، بسیار سخت و خستهکننده
- gruesomeهولناک، وحشتناک، تکاندهنده (معمولاً توأم با خشونت یا خون)
- gruffخشن، بدخلق، تند (رفتار یا شخصیت)
- gruff exteriorظاهر خشن
- gruff voiceصدای خشن، صدای گرفته و کلفت
- grugruگروگرو (نوعی نخل بهنام لاتین Acrocomia sclerocarpa که تنه و برگهای خاردار دارد و میوهی آن خوراکی است - بومی جزایر دریای کارائیب)
- gruiformوابسته به راستهی مرغان ماهیخوار (Gruiformes - پرندگان باتلاقزی و مرغزی بوده و شامل درنا و کلنگ و شانهبهسر میشود)
- grum( glum ، morose ) غمگین، اخمو
- grumbleغر زدن، غرغر کردن، گله کردن
- grumblingغرغرو، ناراضی، گلهمند
- grume(نادر) مایع غلیظ و چسبناک
- grummetشاگرد خانه، نوکر، حلقه
- grumpآدم غرغرو، قهر، بداخلاقی
- grumpyبدخلق، ترشرو، غرغرو
- grumpy old manپیرمرد غرغرو، پیرمرد بدخلق
- grundnormهنجار پایه
- grungeکثیفی، لکههای کثیف، چرک
- grungyکثیف، ناجور، درهمریخته
- grunionماهی گرانیون (Leuresthes tenuis دارای پهلوهای نقرهفام - بومی سواحل کالیفرنیا - در بهار هنگام مد دریا روی ساحلهای شنی تخم ریزی میکند )
- gruntخرخر کردن، صدای خوک درآوردن
- grunterخوک یا انسان یا حیوانی که صدایی خوکمانند از خود در میآورد
- grus(نجوم) کهکشان گروس (یا مرغ ماهیخوار) که از نیمکرهی جنوبی قابلرؤیت است و بین دو کهکشان ایندوس و پایسیس (حوت جنوبی) قرار دارد
- gruyere cheeseپنیر سوراخسوراخ سوئیسی
- gruyère (cheese)پنیر گرویر (نوعی پنیر سوئیسی بهرنگ زرد و بسیار پرچربی)
- grünewaldماتیاس گرون والد (نقاش آلمانی)
- gsسرعت زمینی (با حروف کوچک هم مینویسند)
- gsaدختران پیشاهنگ آمریکا
- gtمطلا
- gt brit or gt brبریتانیای کبیر
- gtcسفارش معتبر تا لغو (درمورد خرید سهام و اوراق بهادار)
- gtdتضمینشده
- gtgباید برم
- guوابسته به آلت تناسلی و پیشابراه (با G کوچک هم مینویسند)
- guacamoleگواکامولی
- guacharoمرغ خونآشام (Steatornis caripensis از تیرهی Steatornithidae - شبگرد و بومی آمریکای جنوبی)
- guacoگواکو، زرآوند (از جنس Aristolochia - تیرهی گیاهان مرکب و بومی آمریکای جنوبی - در درمان آسم و مارگزیدگی کاربرد دارد)
- guadalajaraشهر گوادالاهارا (مرکز ایالت خالیسکو در غرب کشور مکزیک)
- guadalcanalجزیرهی گوادال کانال در آبخست گروه (مجمعالجزایر) سلیمان در اقیانوس آرام
- guadalquivirرود گوادالکویر (در جنوب اسپانیا)
- guadeloupeگوادالوپ (مشتمل بر هفت جزیره در دریای کارائیب - متعلق به کشور فرانسه)
- guadianaرود گوادیانا (که از مرکز اسپانیا سرچشمه میگیرد و به اقیانوس اطلس میریزد)
- guaiacدرخت گوایکوم (guaiacum)
- guaiacolگوایکول ( به فرمول C6H4(OH)OCH3 که بهصورت جامد سفید و بلورین است و بهصورت مایع کمی زرد و چرب - از درختان نواحی حارهی آمریکا بهدست میآید و در طب کاربرد دارد)
- guaiacumجوایاک، عودالانبیا ، درخت مقدس، خشبالانبیا
- guamجزیرهی گوام (در غرب اقیانوس آرام و بزرگترین جزیرهی آبخست گروه ماریانا- متعلق به آمریکا - مخفف آن: GU)
- guanجنسی از پرندگان بزرگ از راستهی ماکیان ( gallinae )
- guanacoشتر بیکوهان آمریکای جنوبی
- guanayقره قاز سینهسفید (Phalacrocorax bougainvillii - بومی کشورهای پرو و شیلی - کود گوانو guano از فضلهی آن است)
- guangdongاستان گوانگدونگ (در جنوب شرقی چین)
- guangxiناحیهی خودمختار گوانگسی (در جنوب چین)
- guangzhouشهر گوانگژو (مرکز ایالت گوانگدونگ در جنوب شرقی چین)
- guanidineگوانیدین (NH:NH2)2C) - مادهی بلورین و بسیار سمی که در اثر دگرگونی پروتئین پیشاب ایجاد میشود)
- guanineگوانین (C5H5N5o - باز پورین است و در اسید نوکلوئید کلیهی بافتها یافت میشود)
- guanoگوانو، فضله پرندگان دریایی (کود)
- guantànamo bayخلیج گوانتانامو (در جنوب کوبا که پایگاه آمریکایی گوانتانامو در آن قرار دارد)
- guantánamoشهر گوانتانامو (در جنوب شرقی کوبا)
- guarتضمین شده
- guarani(واحد پول کشور پاراگوئه) گورانی
- guaranteeضمانت، گارانتی، تضمین
- guarantee successتضمین موفقیت
- guaranteedتضمینی، تضمینشده، حتمی
- guaranteed annual wageدستمزد تضمینشدهی سالانه
- guaranteed bondsاوراق قرضهی تضمینشده
- guarantorضامن، کفیل، ضمانتکننده
- guarantyضمانت، تضمین، وثیقه
- guardنگهبان، محافظ
- guard againstمراقب بودن، محافظت کردن (در برابر)
- guard bandباند نگهبان
- guard cellیکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ(تنفسی) گیاهی را تشکیل میدهند
- guard dogسگ نگهبان
- guard hair(در برخی پستانداران) موی حفاظ (هر یک از موهای زبری که از پشم و خز حیوان بلندتر بوده و پوست را از گزند حفظ میکنند)
- guard signalعلامت نگهبان
- guardedسنجیده، محتاطانه (در گفتار)
- guardhouseپاسگاه، اتاق نگهبانی
- guardianقیم، سرپرست (قانونی)
- guardianshipقیمومیت، سرپرستی قانونی
- guardrailنرده حفاظ، گاردریل
- guardroomاطاق کشیک
- guardsmanپاسدار، نگهبان، سرباز هنگ نگهبان
- guatگواتمالا
- guatemalaگواتمالا (در آمریکای مرکزی)
- guavaگواوا (میوه گرمسیری)
- guayaquilشهر گوایاکیل (در ساحل غرب کشور اکوادور)
- guayuleگوایول (Parthenium argentatum - از گیاهان مرکب است و در جنوب غربی ایالات متحده کشت میشود و از شیرهی آن لاستیک و یا کش بهدست میآید)، لاستیک یا کش حاصله از این گیاه (guayale rubber هم میگویند)
- gubernatorialمربوط به فرماندار (ایالت)
- guckکثافت، لجن، ماده چسبناک و کثیف
- guded missileموشک هدایتشونده
- gudgeon(قدیمی) سرمحور، قطب، آسه، میله اهرمی، (جانورشناسی) ماهی ریزقنات، (مجازاً) آدم زودباور، وسیلهی به طمعاندازی، اغوا
- gudgeon pin(مکانیک) انگشتی، (اتومبیل) گژنپین
- gudrun(افسانهی نورس) گودرون (دختر شاه نی بلونگ و همسر سیگورد)
- guelder roseبداغ جنگلی
- guelph or guelf(ایتالیای قرون وسطی) حزب گولف (که طرفدار پاپ بود و با حزب گیبلین مخالف بود)
- guenonمیمون دمدراز آفریقایی
- guerdon( recompense ، reward ) جایزه، پاداش
- guerillaچریک، پارتیزان، جنگجوی غیرنظامی
- guernseyلباس بافته پشمی، بلوز پشمی کشباف
- guerreroایالت گررو (در جنوب کشور مکزیک)
- guerrillaچریک، پارتیزان، جنگجوی غیرنظامی
- guerrilla marketingبازاریابی چریکی
- guerrilla theaterتئاتر چریکی (که در آن هواداران دستهی بهخصوصی با لودگی و شعار دادن و با ارائهی نمایش کوتاه و طنزآمیز جلسهی مخالفان خود را بههم میزنند)
- guessحدس زدن
- guessingحدس، گمانهزنی
- guesstimateتخمین زدن، حدس زدن (بدون اطلاعات کافی)
- guessworkحدس و گمان، کار حدسی
- guestمهمان
- guest of honorمهمان ویژه، مهمان اصلی
- guest speakerسخنران مهمان، سخنران دعوتشده