رفتن به محتوای اصلی

guest of honor

آویزه
آمریکایی/ˈɡestəvˈɑːnər/بریتانیایی/ɡestəvˈɒnə/

معانی

1

مهمان ویژه،مهمان اصلی

The mayor was the guest of honor at the gala dinner.

شهردار مهمان ویژه شام گالا بود.

We invited her as the guest of honor to accept the award on behalf of the team.

اون رو به‌عنوان مهمان ویژه دعوت کردیم تا جایزه رو از طرف تیم بگیره.

As the guest of honor, you'll be seated at the head table.

به‌عنوان مهمان ویژه، کنار میز اصلی می‌شینی.

Who is the guest of honor at tonight's ceremony?

مهمان ویژه مراسم امشب کیه؟

It's a tradition to give a short speech as the guest of honor.

به‌عنوان مهمان ویژه یه سنته که یه سخنرانی کوتاه داشته باشی.

She felt honored to be named the guest of honor at the annual conference.

احساس افتخار کرد که به‌عنوان مهمان ویژه کنفرانس سالانه معرفی شد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

named as guest of honorبه‌عنوان مهمان ویژه معرفی شدنseat the guest of honorجای دادن مهمان ویژهintroduce the guest of honorمعرفی مهمان ویژهguest of honor speechسخنرانی مهمان ویژهspecial guestمهمان خاص
noun

honored guest

مترادف‌ها

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها