واژههای انگلیسی با حرف G
۴٬۰۲۷ واژه — صفحهی ۱۴ از ۱۷
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- grecizeزبان و رفتار یونانیان را تقلید کردن (Grecianize هم میگویند)
- grecoخوزه گریکو
- greco-romanیونانی-رومی، وابسته به یونان و روم باستان
- greco-roman wrestlingکشتی فرنگی
- greeرضا، میل
- greeceیونان
- greedحرص، طمع، آز
- greed orthodox( orthodox eastern ) کلیسای ارتدکس یونانی
- greedyحریص، طمعکار، پرخور
- greekیونانی
- greek (orthodox) churchکلیسای ارتدکس یونان (که بخش خودمختاری از کلیسای ارتدکس شرقی است)
- greek catholicعضو کلیسای شرقی، عضو کلیسای کاتولیک رومی
- greek crossصلیب یا چلیپای یونانی بدین شکل +
- greek fireترکیب آتشزا (که یونانیهای بیزانس در جنگها بهکار میبردند و ادعا میشد که حتی در آب هم محترق میشود)
- greek-letter(آمریکا) وابسته به انجمنهای دانشگاهی که نامشان از الفبای یونانی تشکیل شده (رجوع شود به: fraternity و sorority)
- greeleyگریلی (شهری در شمال مرکزی ایالت کلرادو - آمریکا)
- greenسبز
- green algaجلبک سبز
- green algaeجلبک سبز (Chlorophycota که کلروفیل آن توسط رنگدانههای دیگر محو نشده است)
- green around the gillsرنگپریده، کسل، حالش خوب نیست
- green bay(آمریکا) شاخهای از دریاچهی میشیگان که در شمال شرقی ایالت ویسکونسین پیشرفته است
- green beanلوبیا سبز
- green berets(آمریکا) سبز کلاهان (که کماندوهای ارتش آمریکا هستند) (Special Forces هم میگویند)
- green cardگرینکارت، اجازه اقامت دائم (آمریکا)
- green cornذرت هندی که نارس بهکار طبخ میآید
- green dragonارن، فیل گوش، لوف کبیر، درافیون
- green earthرجوع شود به: terre-verte
- green flagپرچم سبز (علامت شروع یا حرکت)
- green hrmمدیریت منابع انسانی سبز
- green issueمسئله زیستمحیطی، موضوع سبز
- green lightچراغ سبز (راهنمایی و رانندگی)
- green manureگیاهانی نظیر شبدر که جهت تقویت زمین کشت میشوند
- green moldکفک سبز
- green monkeyمیمون گنو (Cercopithecus sabaeus - زمین زی و دارای دم دراز و موهای متمایل به سبز)
- green mountain boyمرد بومی یا ساکن ورمونت ( vermont )
- green mountainsکوههای گرین مانتاین (بخشی از رشته کوه آپالاچیان که در امتداد طول ایالت ورمانت در آمریکا قرار دارد)
- green onionپیازچه
- green peaنخود سبز
- green pepperفلفل سبز، دلمه سبز
- green politicsسیاست سبز، سیاستهای زیستمحیطی
- green power(آمریکا) پول، قدرت مالی
- green revolutionانقلاب سبز (پیشرفت کشاورزی)
- green river ordinanceقانون منع مراجعه به منازل مردم و در زدن بهمنظور فروش کالا یا خدمات
- green screenپرده سبز، کروماکی
- green snakeمار سبز، سبزهمار (هریک از انواع مارهای غیرسمی و درخشان در آمریکای شمالی که عمدتاً حشرهخوار هستند و بهخاطر رنگ سبز روشن خود شناخته میشوند)
- green soapصابون ملایمی که از روغنهای گیاهی تهیه میشود
- green teaچای سبز
- green thumbدست سبز، استعداد در باغبانی
- green thumbedدارای استعداد در باغبانی، دستسبز
- green turtleلاکپشت دریایی که تخمها و گوشت آن خوراکی است
- green vegetableسبزی خوراکی
- green vitriolزاج سبز
- green with envyسبز از حسادت، بسیار حسود
- green-eyedحسود
- green-eyed monsterدیو حسادت، حسادت
- greenawayکیت گریناوای (نقاش و تصویرساز کتابهای کودکان - انگلیسی)
- greenbackاسکناس، دلار آمریکا
- greenback party(آمریکا) حزب سیاسی (که بعد از جنگهای داخلی تأسیس شد و معتقد بود که پول بیپشتوانهی صادره از سوی دولت فدرال یگانه پول رسمی کشور باشد)
- greenbeltکمربند سبز، حریم سبز (اطراف شهر)
- greenbrierگرینبرایر (نوعی گیاه بالاروندهی تیغدار بومی شرق آمریکا)
- greeneگراهام گرین (رماننویس انگلیسی: 1904-91)
- greeneryسبزه، گیاهان سبز، پوشش گیاهی
- greenfinchسبزه قبا، سهره اروپایی، گنجشک تکزاسی
- greengageگوجهسبز
- greengrocerسبزیفروش، میوهفروش
- greengroceryسبزیفروشی (مغازه)
- greenheartسبزدل (درختی حاره زی که چوب آن بهخاطر استحکام و مقاوم بودن در مقابل آفات ارزش دارد و یکی از انواع آن درخت بیبیرو bebeeru است)
- greenhornنوچه، تازهکار، آدم خام
- greenhouseگلخانه
- greenhouse effectاثر گلخانهای
- greenhouse gasگاز گلخانهای
- greenhouse gasesگازهای گلخانهای
- greenie(آمریکا، عامیانه) قرص آمفتامین که (بهطور غیرمجاز) و بهعنوان محرک مصرف شود
- greeningسیب سبز
- greenishمتمایل به سبز، سبزفام
- greenlandگرینلند (بزرگترین جزیرهی جهان که بخش خودمختاری از کشور دانمارک است)
- greenland sea(بخشی از اقیانوس منجمد شمالی که در خاور گرینلند قرار دارد) دریای گرینلند
- greenletسبزک (پرندهی حارهای گنجشکسان - یکی از انواع مرغان ویرئو vireo)
- greenlightچراغ سبز، اجازه شروع
- greenlingنوعی ماهی خوراکی و گوشتخوار
- greenmail(آمریکا-عامیانه) خرید مقدار زیادی از سهام یک شرکت به این امید که مدیران (چون میترسند خریدار ممکن است کنترل شرکت را بهدست آورد) سهام را به قیمت بالاتر بازخرید کنند
- greenockite(معدن) سولفید کادمیوم طبیعی
- greenroomاتاق پشت صحنه، اتاق استراحت (تئاتر/تلویزیون)
- greens fee(ورزش گلف) ورودیه برای بازی در زمین گلف
- greensandنهشت شنی و سبزرنگ (حاوی گلوکونیت یا سنگ سبز)
- greensboroشهر گرین برو (در ایالت کارولینای شمالی - آمریکا)
- greenshankیلوهی اروپایی (Tringa nebularia - پرندهای ساحلزی و نوکدراز دارای پاهایی سبزفام)
- greensickمبتلا به بیماری کمخونی زنان جوان، مبتلا به یرقان سفید
- greensicknessکلروز، سبز رخی (کمبود آهن خون در دختران سن بلوغ که ایجاد رنگ پریدهی مایل به سبز میکند ) (رجوع شود به: chlorosis)
- greenskeeperسرپرست نگهداری از چمن زمین گلف، چمنبان
- greensnakeمار سبز بیآزار
- greenstick fractureشکستگی ترکهای (یعنی شکستگی استخوانی که خم شده و فقط بخش کوژ آن شکست برداشته و این حالت بیشتر در کودکان که استخوانهای نرمتری از بزرگسالان دارند مشاهده میشود)
- greenstoneهرنوع سنگ آتشفشانی دگرگونییافته (که رنگ سبز تیرهای داشته باشد)
- greenstuffسبزی ،گیاه
- greenswardچمن
- greenwashingسبزشویی (ادعای دروغین حفاظت از محیطزیست)
- greenwichشهرک گرینویچ (گرینیچ) در کنار شهر لندن (که بر نصفالنهار نخست قرار دارد)
- greenwich (mean) timeمعیار ساعت گرینویچ (که مبنای ساعت و وقت در اکثر کشورها است)
- greenwich timeساعت یا زمان گرینویچ
- greenwich villageمحلهی گرینویچ (در غرب جزیرهی مانهاتان در شهر نیویورک - آمریکا)
- greenwoodجنگل، درخت راج کوهستانی
- greetسلام کردن، خوشامد گفتن
- greetingسلام، تبریک
- greeting cardکارت تبریک
- greetings cardکارت تبریک (کارت زیبایی که برای بیان احساسات، تبریک مناسبتها یا ارسال پیامهای دوستانه به دیگران داده میشود)
- gregarineگرگارین (تک یاختهی هاگداری از ردیزهی Gregarinia - انگل دستگاه گوارش کرمها و حشرات و سختپوستان) وابسته به گرگارین (gregarinian هم مینویسند)
- gregariousاجتماعی، معاشرتی، مردمدوست
- gregoردای کوتاه باشلقدار (که از پارچهی زبر درست میشود و در شمال آفریقا پوشیده میشود)
- gregorianوابسته به گریگوری ( gregory )، وابسته به کلیسای گریگوریان ارمنستان
- gregorian calendarتقویم میلادی، گاهشمار میلادی
- gregorian chantسرود گریگوری، سرود مذهبی کلیسایی
- gregoryآگاستا گریگوری (نمایشنامهنویس ایرلندی: 1852-1932)
- gregory of toursگریگوری مقدس تور (مورخ و اسقف فرانکی)
- greigeرنگ خاکستری مایل به بژ
- greisenسنگ گریزن (سنگ بلورین آذرین که قسمت عمدهی آن کوارتز و میکا است)
- grelfieسلفی گروهی، سلفی دستهجمعی
- gremial(کلیسای کاتولیک) پارچهای که طی مراسم عشای ربانی روی زانوهای اسقف که نشسته است میاندازند
- gremlinجن کوچک، موجود خیالی شیطنتکار
- grenadaجزیرهی گرنادا (که در گذشته مستعمرهی انگلیس بود و در 1972 مستقل شد - در دریای کارائیب)
- grenadeنارنجک
- grenadierنارنجکانداز، سرباز گارد سلطنتی (انگلیس)
- grenadineگل میخک، میخک صدپر، مرغ دلمهکرده، شربت انار
- grenadinesگرنادینز (نام مجموعهای از جزایر کوچک واقع در دریای کارائیب - متعلق به دو کشور گرنادا و سنت وینسنت)
- grendel(حماسهی انگلیسی کهن) گرندل، غولی که بیوولف او و مادرش را کشت
- grenobleگرنوبل (شهری در جنوب شرقی فرانسه که محل اسکیبازی و تفریحگاه است)
- gresham's lawقانون گرشام (نظریهای که میگوید پول کمپشتوانه پول پرپشتوانه را نایاب میکند و چون مردم پول خود را به پول پرپشتوانه تبدیل و آن را ذخیره میکنند؛ درنتیجه پول بد یا کمپشتوانه بازار را فرا میگیرد)
- gressorial. مناسب برای راه رفتن، وابسته به حشرات دونده، راهرونده
- gretaاسم خاص مؤنث، گرتا
- gretchenاسم خاص مؤنث، گرچن
- gretna greenشهر مرزی گرتناگرین (اسکاتلند - در گذشته عشاق فراری انگلیس برای ازدواج به آنجا میرفتند)، (امروزه) هر شهری که کعبهی عشاق مشتاق ازدواج است
- greuzeژان گروز (نقاش فرانسوی)
- grewگذشتهی سادهی فعل grow (رشد کرد، بزرگ شد، زیاد شد)
- greyخاکستری
- grey areaمنطقه خاکستری، مسئله مبهم، وضعیت نامشخص
- grey friarعضو جمعیت راهبان یا درویشان فرقه فرانسیس مقدس
- greyhoundسگ تازی
- greyishخاکستریرنگ، مایل به خاکستری
- greylagغاز وحشی اروپایی ( anser, anser )
- gribbleموریانه دریایی، (گیاهشناسی) درخت آلوچه جنگلی( blackthorn )
- gridشبکه، جدول (خطوط عمودی و افقی)
- grid bias(برق) ولت شبکه (میزان ولتاژ لازم برای آنکه شبکهی فرمان لامپ الکترونی نسبت به کاتود منفی شود)
- grid current(برق و الکترونیک) جریان الکترونها بین شبکه و کاتود لامپ الکترونی
- gridder(آمریکا، عامیانه) فوتبالیست، بازیکن فوتبال آمریکایی
- griddleتابه تخت، صفحه پخت
- griddle cakeنوعی نان شیرینی پهن و نازک که دو طرفش را روی آهن کلوچهپزی سرخ میکنند
- griddlecakeنوعی کیک نازک و مسطح که روی صفحهی فلزی پخته میشود، پنکیک
- grideخرش خرش کردن، خرش خرش صدا دادن (مثلاً با خراشاندن میخ روی صفحهی فلزی)
- gridironزمین فوتبال آمریکایی
- gridlockترافیک سنگین، راهبندان
- griefغم، اندوه، غصه
- grief-strickenغمزده، اندوهگین
- griegادوارد گریگ (آهنگساز نروژی)
- griesen(معدن) نوعی سنگ گرافیتی که کوارتز و میکا دارد
- grievanceشکایت، گله، علت نارضایتی
- grievance committeeکمیتهی مأمور بررسی شکایات
- grievance procedureترتیب و نحوهی رسیدگی به شکایات
- grievantشاکی، متظلم
- grieveعزاداری کردن، غصه خوردن، سوگواری کردن
- grievousشدید، سنگین، دردناک
- griffe(معماری ) برجستگی پنجهای شکل ته ستون
- griffinگریفین، شیردال (موجود افسانهای)
- griffithاسم خاص مذکر
- griffon( griffin ) نوعی لاشخور، عنقا، اشتر، گاو
- griftکلاهبرداری، حقهبازی
- grifterکلاهبردار، شیاد
- grigمارماهی کوچک، زنجره، ملخ، مخلوق کوچک، مرغ پاکوتاه، شخص مسرور و بانشاط، آزار رساندن، ناامید کردن
- grignard reagent(دستهای از واکنشگرهای شیمیائی به فرمول کلی RMgx ) واکنشگر گرینیار
- grillکباب کردن، روی آتش پختن
- grillageشبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بهجای پی ساختمان قرار میدهند، (در تورسازی) زمینه و طرح مشبک توری و غیره
- grilleتوری، شبکه فلزی
- grilledکبابی، بریان، گریلشده
- grillroomاستیکفروشی، رستوران کبابپز
- grillworkشبکه فلزی، نردهکاری، پنجره مشبک
- grilseماهی آزاد جوان که برای اولین بار از دریا به آب شیرین آمده باشد
- grimترسناک، شوم، تاریک، سخت، عبوس
- grimaceاخم، چهره درهم، شکلک
- grimaldi man(انسانشناسی باستان) انسان گریمالدی (که بقایای آن در ایتالیا کشف شد و مشابه انسان کرومانیون بود)
- grimalkinگربه، گربه ماده، پیر زن
- grimeدوده، چرک سیاه، کثیفی
- grimes (golden)سیب گریمز (سیب زردرنگ پاییز رس)
- grimmیاکوب گریم (زبانشناس آلمانی: 1785-1863)
- grimm's law(زبانشناسی) قانون گریم (که تغییر احتمالی اصوات بیصدا در زبان هند و اروپایی اولیه و راهیابی آنها را به زبان آلمانی کهن ردیابی کرد و جدول این تغییرات آوایی را در 1822 منتشر کرد و بدینوسیله نهتنها قرابت زبانهای هند و اروپایی را اثبات کرد؛ بلکه ردیابی و
- grimyکثیف، دودهای، سیاه از چرک
- grinلبخند پهن، نیشخند؛ لبخند پهن زدن، نیشخند زدن
- grindکوبیدن، آسیاب کردن، خرد کردن، پودر کردن
- grind upآسیاب کردن، خرد کردن، پودر کردن، ساییدن
- grindeliaگریندلیا (گیاهی از جنس Grindelia و خانوادهی composite که دارای گلهای درشت زرد رنگ است و ساقه و برگ آن مصرف دارویی دارد)
- grinderآسیاب، دستگاه خردکن
- grindingطاقتفرسا، لهکننده، سخت و شدید
- grindinglyباتکاپو
- grindstoneسنگ آسیاب، سنگ تیزکننده
- gringo(میان آمریکاییهای اسپانیولی) خارجی، بیگانه، بهخصوص انگلیسی یا آمریکایی
- griotقصهگو، روایتگر (در غرب آفریقا، شخصی با داستان یا شعر تاریخ جامعه رو نقل میکند و در مراسمات شرکت میکند)
- gripمحکم گرفتن، چسبیدن
- gripeنقنق زدن، غر زدن، شکایت کردن
- griperنقنقی، کسی که مرتب شکایت میکند
- grippe( grip ) نزله وبایی نای، زکام همه جا گیر، گریپ، انفلوانزا
- grippleحریص، طمعکار، زراندوز، مالدوست، بخیل، خسیس، آزمند
- gripsack( bag traveling ) خورجین
- griptزمان گذشته و اسم مفعول فعل: grip
- grisترس، خوف، وحشت، وحشی
- gris-grisگریگری (نوعی طلسم در آیین وودو با منشأ آفریقایی که اعتقاد بر این است که از پوشندهی آن در برابر شر محافظت میکند یا برای او شانس میآورد)
- grisailleسبک نقاشی (بهویژه روی شیشه) که فقط یک رنگ (بهطور معمول خاکستری) بهکار میبرند و به نظر برجسته میآید
- griseldaاسم خاص مؤنث
- griseofulvin(داروسازی) گریز ئوفولوین (آنتیبیوتیک خوراکی به فومول C17H17ClO6 که در امراض قارچی پوست و ناخن مصرف دارد)
- griseousرنگ خاکستری، خاکستری مرواریدی، خاکستری مایل به آبی
- grisetteدختر کارگر فرانسوی (که بیشتر جامه خاکستری میپوشد)
- griskin(انگلیس) بخش کمچربی ران خوک
- grislyوحشتناک، هولناک، مهیب
- gristغله، دانه (برای آسیاب کردن)
- grist to (or for) one's millچیز بهدردخور، هرچیزی که کاربردش سودمند باشد
- gristleغضروف، نرمهاستخوان
- gristlinessشباهت به نرمه استخوان، حالت غضروفی
- gristlyغضروفدار، پر از غضروف
- gristmillآسیاب غلات
- gritسنگریزه، شنریزه، ذرات ریز خاک
- grithآسایش، امان، پناه، ترحم، شفقت، تحصن، بست
- gritsگریتز (غذای آمریکای جنوبی از ذرت آسیابشده)، بلغور
- grittinessریگدار، شنداری، حالت شنی، جرئت، ثبات قدم
- grittyشندار، ریگدار، پر از ذرات شن
- gritty pasteخمیر سنباده
- grivetنوعی میمون خاکستری مایل به آبی آفریقای جنوبی
- grizzleناله کردن، غرولند کردن
- grizzledفلفلنمکی، خاکستری (موی سر)
- grizzlyخاکستری، فلفلنمکی (رنگ)
- grizzly bearخرس گریزلی، خرس قهوهای
- grlدختر
- grogross
- groanناله، غرولند؛ ناله کردن، غرولند کردن
- groatسکه نقره چهار پنسی، ذره، خرده، بلغور جو یا گندم یا جو پوستکنده
- groats(جو و گندم و غیره) بلغور، جو پوستکنده، گندم پوستکنده، آرد زبر
- grocerبقال، خواروبارفروش
- groceriesخواربار، مواد غذایی
- groceryخواربارفروشی، سوپرمارکت
- grocery storeبقالی، فروشگاه خواروبار
- grodnoشهر گرود نو (در غرب بلوروس)
- grogگروگ (نوشیدنی الکلی مخلوط با آب)
- groggery(قدیمی) میخانه
- groggyگیج، بیحال، تلوتلوخور
- grogramگروگرام (پارچهی ابریشمی زبر)
- grogshop(انگلیس) میخانه
- groinکشاله ران
- grokدرک کردن (بهطور شهودی)
- grolar bearخرس گرولار (خرس ترکیبی گریزلی و قطبی)
- grommetحلقه فلزی (برای محکم کردن سوراخ)
- gromwellسنگدانه (از تیرهی گل گاوزبان و از جنس Lithospermum - دارای گلهای زرد و میوهی ریز و سنگمانند)
- gromykoآندره گرومیکو (سیاستمدار شوروی سابق)
- groningenاستان گرونینگن (در شمال هلند)
- groomداماد
- groomsmanساقدوش داماد