واژههای انگلیسی با حرف H
۴٬۲۵۳ واژه — صفحهی ۱۳ از ۱۸
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- hominoidمربوط به بشر
- hominyهومینی، ذرت خشکشدهی قلیایی، دانههای ذرت خشکشدهی فرآوریشده
- hominy gritsذرت پوستکنده با دانههای متحدالشکل
- hommage(فرانسه - رجوع شود به: homage) بزرگداشت هنرمند (نویسنده یا آهنگساز و غیره) از راه بهکار بردن برخی از ویژگیهای آثار او، تقلید تجلیلآمیز
- homo(مرد) همجنسگرا
- homo junction laserلیزر همگون
- homo sapiensانسان، هوموساپینس، بشر
- homocercalدارای دم قرینه
- homochromaticهمرنگ، دارای رنگهای مشابه، یکرنگ
- homoeciousدارای یک میزبان در تمام دوره زندگانی
- homoeo-رجوع شود به: homeo-
- homoerotic( homosexual ) همجنسگرا
- homogamic.( homogamous )(گیاهشناسی) دارای گلهای شبیه بههم و متجانس، تولید نسلکننده بهوسیلهی مقاربت با همجنس خود
- homogamous.( homogamic )(گیاهشناسی) دارای گلهای شبیه بههم و متجانس، تولید نسلکننده بهوسیلهی مقارت با همجنس خود
- homogamyوجود گلبرگهای مشابه و متجانس در گیاه، (جانورشناسی) جفتگیری با همجنسان
- homogenateآبگونه یا ماده یک جنس یا یک جور شده
- homogeneityهمگنی، یکدستی
- homogeneousهمگن، یکدست، همسان
- homogenizationهمجنسشدگی، سنخیت، همجنس و یکجورسازی
- homogenizeهمگن کردن، یکدست کردن
- homogenyهمانندی درنتیجه داشتن یک اصل، همانندی، تشابه، ایجاد جنسی شبیه خود
- homogonousدارای پرچم و مادگی یکاندازه، دارای اعضا تولیدمثل متشابه، (زیستشناسی) تولیدکننده اولاد شبیه به والدین
- homograftپیوندزنی از بافت وجودی مشابه باخود، پیوند از جنس خود
- homographهمنگاره، هموگراف (کلمهای با املای یکسان ولی معنای متفاوت)
- homoio-رجوع شود به: homeo-
- homoiothermalخونگرم (homoiothermic و warmblooded هم میگویند)
- homoiousianمعتقد به همگوهری
- homolecithal(زیستشناسی - در تخم پستانداران - دارای هسته یا زردهای که بهطور یکدست در تمام تخم پراکنده است) پخش هسته، پخش زرده
- homologateتأیید کردن، تصویب کردن، به رسمیت شناختن، مجاز دانستن، تصدیق کردن، مهر تأیید زدن
- homological( homologous ) همسان، همانند، برابر، متشابه، متجانس
- homologizeهمسان شدن یا کردن، برابر شدن با، مطابق شدن، متشابه کردن
- homologousمتشابه، همسان
- homolographicدارای قرینه، متقارن
- homolographic projection(نقشههای جغرافیایی) همجورنمایی، نقشهی همجورنما
- homologue or homologهمتا، همساخت، همزنجیره، همنهاد (رجوع شود به: homologous)
- homology(جانورشناسی، گیاهشناسی.) همانندی و تجانس ساختمان اعضای مختلف جانور یا گیاه در اثر منشعب شدن از یک ریشه یا مبدأ متجانس، همسانی، برابری
- homolosine projection(نقشههای جغرافیایی) پروژکسیون هومولوسین، پیشافکند همنواخت و بریده
- homolysisتجزیه شیمیایی
- homomorphismهمشکلی، همدیسی، همریختی
- homomorphyهمریختی، شباهت ساختمانی و اساسی بین دو چیز
- homonymهمنام، همآوا (کلمهای با املا یا تلفظ یکسان ولی معنی متفاوت)
- homonymousهمنام، دارای دو یا چند معنی مختلف، همصدا
- homoousianهمگوهر، از یک ریشه
- homophobiaهمجنسگراهراسی (ترس یا تنفر از همجنسگرایان)
- homophoneهمآوا (کلمهای که تلفظ یکسان ولی املا و معنی متفاوت داره)
- homophonic(موسیقی) همدانگ، هماهنگ، همصدا، همنوا
- homophonousمتشابه الصوت
- homophonyهمنوایی، همصدایی
- homophylyشباهت خانوادگی، شباهت فامیلی
- homoplasticهمریختی، مربوط به همریختی
- homoplasyتشابه ساختمانی، تشابه اکتسابی
- homopteranحشرات نیمبال، همبال
- homosexualهمجنسگرا، گی
- homosexualityهمجنسگرایی
- homosphere(بخش زیرین از دو بخش جو کرهی زمین که بلندی آن به 70 کیلومتر میرسد و گازهای آن بهنسبت بهطور یکدست پخش هستند) زیرنیوار، جورنیوار، هموسفر (با : heterosphere مقایسه شود)
- homosporousجورهاگ، (گیاهشناسی) دارای نوعی هاگ غیرجنسی
- homostyly(گیاهشناسی - در مورد گل) جور خامگی (با: heterostyly مقایسه شود)
- homotaxis(زمینشناسی - شباهت دو لایه در دو ناحیهی مختلف و از دو دوران گوناگون - بهویژه شباهت آنها از نظر فسیلها و آرایش لایچهها) همآرایگی، همآرایه بودن
- homothallicجور ریسه
- homothetyتجانس
- homotransplant(رجوع شود به: allograft) دگر پیوند
- homozygosisجور تخمزایی، پاکتبار زایی
- homozygoteصحیحالنسب، واجد صفات پدر و مادر
- homunculusآدمک، آدم خرد، کوتوله، گورزاد
- honعزیزم، جونم
- honanهر پارچهی همانند این پارچه
- honchoرئیس، سردسته، همهکاره
- hondکشور هندوراس
- hondle(عامیانه) چانه زدن
- honduran(مربوط به) هندوراسی، اهل کشور هندوراس
- hondurasهندوراس (در آمریکای مرکزی)
- honeتیز کردن، صیقل دادن
- hone your showبهبود بخشیدن/اصلاح کردن/تقویت کردن نمایش خود
- hone your skillsمهارت های خود را تقویت کردن، مهارت های خود را صیقل دادن
- honestصادق، راستگو
- honest to god (or goodness)به خدا، راستی، به خدا قسم، والله
- honest-to-godواقعی، درستوحسابی
- honest-to-goodness(عامیانه) درست، صحیح و درست، واقعی، بیشیله پیله، اصیل (honest-to-God هم میگویند)
- honestlyراستش، صادقانه
- honestly thinkصادقانه فکر کردن، واقعا فکر کردن
- honestyصداقت، درستکاری، راستگویی
- honesty is the best policyصداقت بهترین سیاسته
- honewortگیاه آماسبر (Cryptotaenia canadensis از تیرهی Umbelliferae - بومی خاور آمریکای شمالی)، کریپتوتانیا
- honeyانگبین، عسل، شهد، (مجازاً) محبوب، عسلی کردن، (مج) چرب و نرم کردن
- honey badgerگورکن عسلخوار
- honey bearرجوع شود به: kinkajou
- honey bucket(عامیانه) سطل مدفوع، تشت مدفوع (در جاهایی که مستراح نیست بهکار میرود)
- honey locustلالکی، لالیک، لالکی سه خار
- honey pot(در میان برخی مورچگان) مور عسل انبار (دستهای از مورچگان که در خود شهد ذخیره میکنند تا بعدا به مصرف همهی مورچهها برسد)
- honey tangerineنارنگی شیرین (Murcott هم میگویند)
- honeybeeزنبور عسل
- honeybunch(آمریکا - عامیانه - در خطاب خودمانی یا عاشقانه) عزیزم، جان دلم (honeybun هم میگویند)
- honeycombشانه عسل
- honeycreeperمرغ عسل کش (پرندگان تیرهی Drepanididae - حشرهخوار و بومی هاوایی، و همچنین پرندگان کوچک و کوچگر تیرهی Emberizidae - میوهخوار و شهدخوار و بومی نواحی حارهی آمریکا)
- honeydewطالبی
- honeydew melonطالبی، خربزه
- honeyeaterمرغ عسلخوار ( تیرهی Meliphagidae - از گنجشکسانان بومی استرالیا)
- honeyedشیرین، چربزبانانه
- honeyguideعسلنما ( تیرهی Indicatoridae که پرندگان کوتهاندام از نوع دارکوبیان است)
- honeylocustدرخت لالکی، لیلکی (جنس Gleditsia از خانوادهی caesalpinia)
- honeymoonماهعسل
- honeysuckerرجوع شود به: honeyeater
- honeysuckleپیچ امینالدوله
- hongهانگ (یک سازمان تجاری چینی)
- hong kong or hongkongهنگکنگ (در جنوب خاوری کشور چین)
- honi soit qui mal y pense(فرانسه : شرمگین باد کسی که دربارهی آن بداندیشی کند) شعار مدال گارتر (یکی از پرارجترین نشانهای انگلستان)
- honkبوق زدن
- honkie or honky(عامیانه - تحقیرآمیز) آدم سفیدپوست (از نژاد سفید) (honkey هم مینویسند)
- honky-tonkکلوب شبانه، رقاصخانه (که ارزانقیمت است و ویژگی اصلی آن اجرا و پخش موسیقی کانتری است)
- honoluluشهر هنولولو (مرکز ایالت هاوایی - آمریکا)
- honorاحترام، افتخار، شرف، آبرو
- honor bright(عامیانه) راستی!، به خدا! راست میگویم، واقعاً!
- honor guardگارد احترام
- honor society(آمریکا - آموزش) انجمن شاگردان ممتاز (honorary society هم میگویند)
- honor system(در مدرسه و زندان و غیره - نظام متکی به اعتماد متقابل و فقدان سرپرستی و مراقبت) سازگان اعتماد
- honorableباشرف، آبرومند، شرافتمندانه
- honorable mentionتقدیر (در مسابقه/جشنواره)
- honorablyشرافتمندانه، آبرومندانه، محترمانه
- honorarilyبهطور افتخاری
- honorariumحقالوکاله، حق یا مزد آموزگار
- honoraryافتخاری
- honoredمفتخر، سربلند
- honoreeدریافتکنندهی مقام یا نشان افتخار، تجلیلیافته، موردتجلیل
- honorificتجلیلی، افتخارآمیز، عنوان تجلیلی
- honoris causa(لاتین) افتخاری (دانشنامه)
- honors of war(امتیازات ویژهای که گاهی به قشون شکستخورده داده میشود؛ برای مثال حق حمل سلاح سبک) فرجهی ویژه، پروانهی ویژه
- honour a commitmentبه تعهدی پایبند بودن/ وفا کردن
- honourableمحترم، باشرف، شریف
- honourable mentionامتیاز یا نشان شایستگی که به کسانی داده میشود که شایسته جایز نبودهاند
- honshuآبخست هونشو (بزرگترین جزیرهی کشور ژاپن که شهرهای توکیو و اوزاکا در آن قرار دارند)
- hooهوو، هی، آهای (املای قدیمی لغت ho)
- hoo-haجنجال، سروصدا
- hoochمشروب قوی، عرق
- hoodکلاه (بخشی از لباس که سر رو میپوشونه)
- hoodedکلاهدار، باشلقدار
- hooded crowکلاغ لاشخور (Corvus corone cornix - بومی اروپا)
- hooded seatسیل کلاهکدار (Cystophora cristata - بومی آتلانتیک شمالی)
- hoodieهودی، سویشرت کلاهدار
- hoodlumاوباش، لات
- hoodman blindگردنکلفت، (آمریکا، عامیانه) اوباش، لوطی، مرد کلاهدار
- hoodoo(آمریکا) بدشانسی، بدبیاری
- hoodwinkفریب دادن، گول زدن
- hoodyهودی (نوعی ژاکت یا سویشرت کلاهدار)
- hooeyچرند، مزخرف، یاوه
- hoofسم
- hoof itپیاده رفتن
- hoofbeatصدای سم (ستوران)، (جانوران سمدار) صدای پا
- hoofbound(دامپزشکی) دارای سم خشک و ترکخورده، سم لنگ
- hoofedسمدار (ungulate هم میگویند)
- hooferرقاص حرفهای
- hooghlyرود هوگلی (در خاور هندوستان که به خلیج بنگال میریزد)
- hookقلاب، چنگک
- hook and eyeقزن قفلی
- hook and ladderماشین آتشنشانی مجهز به نردبان و قلاب و چنگال
- hook billمنقار نوکبرگشته، منقار عقابی
- hook shotپرتاب قوسی، شوت قوسی از کنار (بازیکن بهسوی حلقه میپرد و دستش را قوسوار بالا برده و توپ را از بالای حلقه به طرف آن رها میکند)
- hook upوصل کردن، نصب کردن
- hook, line, and sinkerکاملاً، تمام و کمال (باور کردن دروغ)
- hookahقلیان
- hookedقلابشکل، کج، قوسدار
- hookerفاحشه، روسپی
- hookletقلاب کوچک و ظریف
- hooknoseبینی عقابی، دماغ سرکج، چفتهبینی
- hookupاتصال
- hookwormکرم قلابدار، نوعی کرم روده
- hookworm diseaseبیماری کرم قلابدار (که نشانههای آن رخوت و کمخونی و دلدرد است) (ancylostomiasis هم میگویند)
- hookyجیم زدن (از مدرسه)
- hooliganاوباش، لات، آشوبگر
- hoopحلقه
- hoop skirt(مد قرن هیجدهم) دامن پف کرده
- hoop snakeمار چرخی (در آمریکا برخی معتقد بودند خود را بهصورت چرخ درآورده و حرکت میکند )
- hooplaهیاهو، سروصدا، جنجال
- hoopoeهدهد، شانهبهسر
- hoopskirtدامن و پیراهن فنری زنها، دامن ژوپن
- hoopsterبازیکن بسکتبال، بسکتبالیست
- hoorayهورا
- hoosegowهلفدونی، زندان
- hoosier(آمریکا) لقب استان و مردم ایندیانا
- hootهو، فریاد (اعتراض یا تمسخر)
- hoot downهو کردن، با همهمه و غوغا صدای کسی را تحتالشعاع قرار دادن یا از جایی راندن
- hoot owlانواع جغدهایی که صدای هو میکنند
- hootchy-kootchyرجوع شود به: hoochie-ckochie) cooch هم مینویسند)
- hootenanny(آمریکا) گردهمایی آوازخوانهای محلی، گروه خوانندگان آوازهای محلی
- hooverجاروبرقی
- hoover damسد هوور (روی رود کلرادو - آمریکا)
- hopلیلی کردن، جستن (روی یک پا)، پریدن
- hop cloverشبدر رازکی (Trifolium agrarium - بومی شمال خاوری ایالات متحده)
- hop hornbeamچوب این درخت (که محکم است و در ساختن دستهی ابزار به کار میرود)
- hop inسوار شدن، پریدن سوار (ماشین و غیره)
- hop onسرزنش کردن، گوشمالی دادن، توپیدن، دعوا کردن، گوشزد کردن
- hop to itدستبهکار شدن، جُنبیدن
- hop upتخدیر کردن، (با مواد مخدر) تحریک کردن
- hop-o'-my-thumbآدم ریزهاندام، کوتوله، گورزاد
- hop-on hop-off busاتوبوس گردشگری
- hopeامید
- hope against hopeعلیرغم همهچیز امیدوار بودن
- hope chestجهیزیه، جهاز
- hope for the bestامیدوار بودن به بهترین نتیجه
- hopefulامیدوار
- hopefullyامیدوارانه، انشاءالله
- hopefulnessامیدواری
- hopelessناامید، نومیدکننده
- hopelesslyناامیدانه، کاملاً، بیچارهوار
- hopelessly lostکاملاً گمشده
- hophead(عامیانه) معتاد، شخص معتاد
- hopiزبان هوپی (از زبانهای سرخپوستی اوتو-ازتک)
- hopingامیدبخش، امیدوارکننده
- hopkinsجرارد منلی هاپکینز (شاعر و کشیش انگلیسی)
- hopliteسرباز پیاده مسلح یونان قدیم
- hopperهرگونه حشره جهنده، لیلیکننده، جهنده، قیف
- hopping madخیلی عصبانی، از کوره دررفته
- hopsackingهر پارچهی زبر گونی مانند (hopsack هم میگویند)
- hopscotchلیلی (بازی بچهها)
- horافق
- hora(رومانی و فلسطین) رقص هورا
- horaceهوراس (Quintus Horatius Flaccus) (نویسندهی رومی .65-8 B.C)
- horaryساعتی، ساعت بهساعت، هرساعت یکبار، بیدوام، زودگذر، مربوط به ساعات دعا یا کتاب دعا
- horatianوابسته به هوراس ( horace ) شاعر لاتین
- horatioاسم خاص مذکر
- horchataنوعی نوشیدنی شیرین مرکب از مغز بادام و وانیل و غیره
- hordeگروه بزرگ، انبوه
- horde chessشطرنج هورد (شطرنجی نامتقارن با نبرد یک ارتش پیاده در برابر مهرههای کامل)
- horeb(انجیل) کوه حوریب
- horehoundعصارهی این گیاه که در پزشکی کاربرد دارد
- horgiهُرگی (سگ دورگهی هاسکی و کورگی)
- horizonافق، خط افق
- horizontalافقی، تراز، مسطح
- horizontal bar(ورزش) بارفیکس
- horizontallyبهصورت افقی
- horlogicوابسته به زمانسنجی
- hormesisهورمسیس، درانگیختن (پدیدهای نظری که در آن مقداری از مادهای که در دوزهای زیاد برای بدن مضر است، در دوزهای کم میتواند اثرات مفید داشته باشد)
- hormonalهورمونی
- hormoneهورمون
- hormuzتنگهی هرمز (که خلیج فارس را به دریای عمان وصل میکند )
- hornشاخ (حیوان)
- horn flyشاخ مگس (Haematobia irritans که مزاحم چهار پایان بوده و از پایهی شاخهای آنها خون میمکد)
- horn inتحمیل کردن، فرو کردن
- horn in (on)فضولی کردن، دخالت بیجا کردن
- horn of plentyشاخ نشان وفور نعمت
- horn-madبسیار خشمگین، بهشدت عصبانی، کفری
- hornbeamممرز، اولس
- hornbillمرغ شاخنوک ( تیرهی Bucerotidae - بومی نواحی حارهی آسیا)
- hornblende(در برخی سنگهای گرانیت) آمفیبول سیاه
- hornbookکاغذی که در آن الفبا برای کودکان دبستان مینوشتند
- hornedشاخیشکل، شاخدار، نوکتیز
- horned owlجغد شاخدار (انواع جغدهایی که پرهای جلو سرشان شاخسان است)
- horned poutاسبلهی شاخدار (Ictalurus nebulosus - ماهی بومی آبهای خاور ایالات متحده: horn pout هم مینویسند)
- horned toadایگوانای شاخدار (جنس Phrynosoma)
- horned viperافعی شاخدار (Cerastes cornutus زهرین و بومی آفریقای شمالی - asp هم میگویند)
- hornetزنبور سرخ