واژههای انگلیسی با حرف N
۲٬۰۸۵ واژه — صفحهی ۵ از ۹
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- nielloسیاه قلم، مینای سیاه، سیاه قلم زدن
- nietzscheفردریک نیچه (فیلسوف آلمانی)
- nieveمشت
- niffer(اسکاتلند) معاوضه، تهاتر، معاوضه کردن یا شدن
- niflheim(اسطورهی نورس) دوزخ، عالم اموات
- niftyباحال، شیک، خوب
- nigنیجریه
- nigellaسیاهدانه (سرده)
- nigerنیجر (در غرب آفریقا و شمال کشور نیجریه)
- niger-congo(زبانشناسی) خانوادهی زبانهای نیجر - کنگو (که شامل بانتو و ولتایک میشود)
- nigeriaنیجریه (در غرب آفریقا)
- niggaکاکاسیاه، نیگا
- niggardآدم خسیس، آدم تنگچشم، لئیم
- niggardlyخسیس، چشمتنگ، خسیسانه
- niggerکاکاسیاه (به تحقیر)، سیاهپوست
- niggleآزار دادن، اذیت کردن (مسئلهی کوچک)
- nigglingمزاحم، آزاردهنده (کوچک ولی مداوم)
- nighنزدیک، نزدیک به
- nightشب
- night after nightهر شب، شببهشب، شبهای متمادی
- night and dayشب و روز، شبانه روز، بیست و چهار ساعته
- night blindشبکور
- night blindnessشبکوری
- night heronحواصیل شبکار (انواع حواصیلهایی که در غروب یا شب فعالاند)
- night latchقفل شببند (که از بیرون با کلید باز میشود؛ ولی از تو با فشار دکمه باز میشود)
- night letterتلگرام شبانه (که نرخ آن ارزانتر است)
- night lifeزندگی شبانه، تفریحات شبانه
- night lightچراغ خواب
- night owlآدم شبزندهدار
- night prayer(کلیسای کاتولیک) دعای شب (آخرین دعای هفتگانه compline هم میگویند)
- night ravenمرغ حق، مرغ شبخوان
- night robe( nightgown ) لباس خواب
- night schoolمدرسهی شبانه، کلاس شبانه
- night soilکود انسانی، کود مستراح
- night standپاتختی، میز کنار تخت
- night watchزمان پاسداری شبانه، نوبت شبگردی
- night watchmanشبگرد، پاسدار شبانه، نگهبان شب
- night-blooming cereusکاکتوس شب شکوف، کاکتوس اپیفیت ملکهی شب (جنسهای Hylocereus و Selenicereus)
- nightcapمشروب قبل از خواب
- nightclothesلباسخواب
- nightclubکلاب شبانه
- nightcrawlerکرم شبخیز (که بهعنوان طعمهی ماهیگیری بهکار میرود)
- nightdressلباسخواب زنانه
- nightfallغروب، شامگاه
- nightgownلباسخواب بلند
- nighthawkشبزندهدار، شببیدار
- nightieلباسخواب کوتاه زنانه
- nightingaleبلبل
- nightjarبوف اروپایی
- nightlifeتفریحات شبانه
- nightlongتمامی شب، در سرتاسرشب، از سرشب تا بامداد
- nightlyشبانه، هرشبه
- nightmareکابوس
- nightmarishکابوسوار، وحشتناک
- nightrider(سارق سوار بر اسب که شبها فعال میشود) شبسوار
- nightsشبها (قید زمان)
- nightshadeوابسته به تیرهی بزرگ Solanaceae راستهی Solanales که دو لپهای و بد بو بوده و توتون و گوجه فرنگی و سیب زمینی و بادمجان از این تیرهاند
- nightshirtپیراهن خواب (مردانه)
- nightside(ماه و برخی سیارات) نیمکرهی تاریک (نیمی که پشت به خورشید دارد)
- nightspotکلاب شبانه، مکان تفریحی شبانه
- nighttideشب هنگام، جزرومد شبانه
- nighttimeشب، شبانگاه
- nightwalkerکسی که شب در خواب راه میرود، فاحشه، جانور شبپر
- nightwearلباس خواب
- nightyلباس خواب (زنانه)
- nighty-nightشببهخیر (بچهگانه)
- nigiriنیگیری (خوراک ژاپنی: برنج فشردهشده به شکل بیضی همراه با ماهی یا سبزیجات روی آن )
- nigrescenceسیاهی، سیاه شدگی، تیرگی، سیاهچردگی
- nigrescentسیاهپوست، سیاهشونده
- nigrify(نادر) سیاه کردن، سیاهپوست کردن
- nigritudeسیاهی، تاریکی
- nigrosine(رنگسازی) نیگروسین (انواع رنگیزههای سیاه یا سرمهای که در واکس کفش و جوهرسازی و غیره کاربرد دارد)
- nihil(لاتین) هیچ، پوچ
- nihil obstat(لاتین: مانعی ندارد - کلیسای کاتولیک) نشان یا مهر تأیید (که روی کتاب و غیره چاپ میشود تا پیروان بدانند آن نشریه از نظر کلیسا ایرادی ندارد)
- nihilismپوچگرایی، نیهیلیسم
- nihilistپوچگرا، نیهیلیست
- nihilityپوچی، هیچی، عدم
- nihon(ژاپنی) ژاپن
- nihoniumنیهونیم، عنصر نیهونیم
- nike(افسانه یونان) الهه پیروزی
- nilهیچ، صفر
- nil desperandum(لاتین) مأیوس نشو، جای نومیدی نیست
- nileرود نیل
- nile greenسبز زردفام، سبز مایل به زرد
- nilgai(جانورشناسی - از ریشه فارسی) نیل گاو (غزال درشتاندام و خاکستریرنگ بومی هند به نام nilgau) (Boselaphus tragocamelus هم مینویسند)
- nillبیمیل بودن، نخواستن، انکار کردن
- nillionaireنیلیونر، (فرد) بیپول، پولندار، فقیر، مفلس
- niloticوابسته به رود نیل
- nimدزدیدن، کش رفتن
- nimbleزیرک، تیزهوش، تند اندیش، هشیار، چست، جلد، فرز، چابک، چالاک، زرنگ
- nimbo-بارا-
- nimbostratusابر نیمبو استراتوس، باراپوش (ابر پرپشت و خاکستری که بهطور معمول بارانزا یا برفزا است) (رجوع شود به: cloud)
- nimbusهاله، اوهام، ابر بارانی
- nimietyزیادی، حشو و زواید، بیاعتدالی، اطناب
- niminy-piminyپرتعارف، اهل ادب و تواضع، بسیار رسمی، نازکنارنجی (بهطور غلوآمیز و متظاهرانه)
- nimitzچستر نیمیتز (دریاسالار آمریکایی در جنگ دوم جهانی)
- nimrodنمرود، ستمگر
- nincompoopسادهلوح، احمق
- nineنه
- nine days' wonderهرچیز مهیج، ولی زودگذر، سرگرمی چندروزه
- ninefoldنه برابر، نه بخشی
- ninepinبازی بولینگ با ۹ میله چوبی
- ninepins(انگلیس) بازی بولینگ روی چمن
- nines complementمتمم نسبت به ۹
- nineteenنوزده
- nineteenthنوزدهمین
- nineteenth hole(آمریکا- عامیانه) محل گردهمایی و عیش و نوش بازیکنان ورزش گلف
- ninetiethنودمین، نودمین درجه یا مرتبه
- ninetyنود
- ninevehنینوا
- ninja(ژاپنی - جنگاور فئودال که چابک و پنهانکار بود) نینجا
- ninnyاحمق، کودن
- ninonپارچه نرم و مواج ابریشمی
- ninthنهم، نهمین
- niobe(اسطورهی یونان) نایوبی (ملکهی شهر تیب)
- niobicنیوبیک (وابسته به یا دارای نیوبیم پنج ظرفیتی)
- niobiumنیوبیم، عنصر نیوبیم
- niobousنیوبوس (وابسته به یا دارای نیوبیم سه ظرفیتی)
- nipسر زدن، برای مدت کوتاهی جایی رفتن
- nip and tuck(مسابقه یا عمل و غیره) دارای عاقبت نامعلوم، دارای نیرو یا امتیاز تقریباً برابر
- nip in(انگلیس - عامیانه - رانندگی یا مسابقه) یکوری رفتن، قیقاج رفتن، جلوی کسی پیچیدن
- nip in the budغنچه را کندن یا سرما زدن، جوانه را کشتن، در نطفه کشتن (خفه کردن)
- nip-up(آکروبات و نرمش) از حالت خوابیدن بر پشت به روی دو پا پریدن، برپا خیز
- nipaحصیر و پوشش پیزری بام (از برگ این گیاه)
- nipperمنگنه، فندقشکن، قندشکن گاز انبری
- nippingسرد، گزنده، تند
- nippleنوک پستان
- nippon(ژاپنی) ژاپن
- nipponeseژاپنی
- nippyتندوتیز، چالاک، فرز، مانورپذیر
- nirvana(مجازی) رستگاری، سعادت کامل
- nisan(هفتمین ماه تقویم یهود) نیسان
- nisei(آمریکا و کانادا) آمریکایی (یا کانادایی) ژاپنی تبار
- nisiمگر اینکه، مشروط است به
- nisi priusدادگاه دارای هیئت منصفه
- nissen hut(بهویژه در اردوگاههای جنگ جهانی اول) اتاق فلزی پیشساخته
- nisusتقلا، اراده، تمایل، میل
- nitرشک، تخم شپش یا حشرات انگلی دیگر
- niteشب (فاصلهی میان غروب تا طلوع خورشید)
- niter( nitre ) (شیمی) natron ، شوره اشنان، نیترات سدیم
- nitidروشن، براق، شفاف
- nitinol(فلزشناسی) نیتنل (انواع آمیزههای نیکل و تیتانیم)
- niton(قدیمی) رجوع شود به: radon
- nitpickایراد (بیجا) گرفتن
- nitpickingایرادگیری، خردهگیری، بهانهگیری، گیر دادن به جزئیات، مته به خشخاش گذشتن
- nitr-پیشوند: دارای نیتروژن، نیتروژنی (پیش از واکه میآید و الا: nitro-)
- nitrateنیترات، نمک معدنی یا نمک الی جوهر شوره، نیترات سدیم یا پتاسیم، شوره، به نیترات تبدیل کردن
- nitrationنیتراتیسازی، (به ترکیب آلی) NO2 زدن، نیتراتزنی به، شورهدارسازی
- nitre( niter ) (شیمی) natron ، شوره اشنان، نیترات سدیم
- nitricدارای نیتروژن با ظرفیت بالا
- nitric acidاسید نیتریک (اسید بیرنگ و بخارزا به فرمول HNO3)، جوهر شوره
- nitric bacteriaترکیزههای نیتراتی (باکتریهای آبی و خاکی از جنس Nitrobacter که نیتریتها را تبدیل به نیترات میکنند)
- nitric oxideاکسید نیتریک (گاز بیرنگ به فرمول NO)
- nitrideنیترید (ترکیبی از نیتروژن با عنصری مانند boron)
- nitrifyبا نیتروژن یا ترکیب نیتروژنی آمیختن
- nitrileنیتریل (سیانید آلی به فرمول کلی N:R.C)
- nitriteنیتریت
- nitroنیترو (نام برخی ترکیبات دارای نیتروژن که از کنش وری اسید نیتروس یا اسید نیتریک بهدست میآیند)
- nitrobacteriaترکیزههای نیترات ساز (باکتریهای خاکی که ترکیبات آمونیاک را اکسیده و تبدیل به نیتریت میکنند و یا نیتریتها را تبدیل به نیترات میکنند)
- nitrobenzeneنیترو بنزین (آبگونهی زرد و زهرین به فرمول C6H5NO2)
- nitrocelluloseنیترو سلولز (استرهای اسیدنیتریک و سلولز)
- nitrofuran(داروسازی) نیترو فوران (داروی ساختهشده از furan به فرمول C4H3O.NO2)
- nitrogenنیتروژن، ازت
- nitrogen cycleچرخهی نیتروژن (فرآیند طبیعی که طی آن نیتروژن هوا توسط گیاهان و جانداران مصرف و پس از مرگ دوباره عودت داده میشود)
- nitrogen dioxideدیاکسید نیتروژن (گاز زهرین به رنگ قهوهای سرخفام به فرمول NO2)
- nitrogen fixationتثبیت نیتروژن، برجایی نیتروژن (تبدیل نیتروژن هوا به ترکیبات نیتروژنی توسط ترکیزههای موجود در ریشهی برخی گیاهان و در خاک)
- nitrogen narcosisخفتگی نیتروژنی (زیاد شدن نیتروژن در بافتهای بدن در اثر غواصی در ژرفای زیاد که موجب اختلال فکر و واکنشهای بدنی میشود)
- nitrogenaseنیتروژناز (آنزیم موجود در برخی ترکیزههای خاکی و خزهها که در گرفتن نیتروژن هوا و ساختن آمونیاک نقش دارد)
- nitrogenizeبا نیتروژن ترکیب کردن، تبدیل به ازت کردن، دارای نیتروژن کردن
- nitrogenousنیتروژندار، نیتروژنزا، نیتروژنی
- nitroglycerinنیتروگلیسرین (مایع سمی روغنیای که عمدتاً در ساخت دینامیت و در پزشکی بهعنوان گشادکنندهی عروق ار آن استفاده میشود)
- nitrolic acidاسید نیترولیک (انواع اسیدها به فرمول کلی : NOH)NO2:)RC)
- nitrometerازتسنج
- nitroparaffinنیترو پارافین (ترکیب نیتروژن که از alkane گرفته شده و دارای گروه NO2 است)
- nitrosamineنیتروس آمین (ترکیبات آلی که از amines ها مشتق شده و دارای N.NO هستند)
- nitroso-پیشوند: دارای نیتروسیل [nitrosamine] و nitrosyl] (پیش از واکه: nitros-)
- nitrosylنیتروسیل (گروه یا بنیان یک ظرفیتی NO)
- nitrousدارای شوره، شورهدار، دارای نیتروژن با ظرفیت پایین
- nitrous acidاسید نیتروس (HNO2)
- nitrous bacteriaترکیزهی نیتروسی (باکتریهای خاکی و آبی جنس Nitrosomonas و غیره که آمونیاک را تبدیل به نیتریت میکنند)
- nitrous oxideگاز خندهآور
- nittyدارای تخم حشره (بهویژه شپش)، رشکدار، رشکزده
- nitty-grittyاصل مطلب، جزئیات مهم
- nitwitاحمق، کودن
- nivalوابسته به یا رشدکننده زیر برف، برفی، برفزی، برفدوست
- niveousبرفی، برفمانند، برفسان، پربرف، برفدار
- nixرد کردن، قبول نکردن
- nixie(آمریکا) پاکت پستی که آدرس ناخوانا یا ناتمام یا غلط دارد(و قابل رساندن نیست)
- nizam(عربی) (ارتش ترکیه) سرباز
- nj or njایالت نیوجرسی
- nlلاتین: خوانا نیست
- nm or nmایالت نیو مکزیکو
- nneشمال - شمال خاوری
- nnwشمال - شمال باختری
- noنه
- no diceنمیشه، نخیر، ابداً
- no doubtبیشک، بدون شک، احتمالاً
- no endخیلی زیاد، بیاندازه
- no entryورود ممنوع
- no expense(s) sparedبدون دریغ از خرج
- no fearابداً، قطعاً نه
- no fewer thanدستکم، نه کمتر از
- no fool like an old foolبدترین نوع احمق، احمق پیر است، هر چه پیرتر میشه، احمقتر میشه.
- no great shakesنه چندان خوب، معمولی
- no harm done!چیزی نشده، عیبی نداره
- no holds barredبدون محدودیت، بیقید و بند
- no ifs, ands or butsبیچونوچرا، بدون بهانه
- no jokeشوخی نیست، جدیه
- no laughing matterموضوع جدی، شوخیبردار نیست
- no less a person than...کسی به شان و مقام ...
- no longerدیگر نه
- no love lost betweenبین دو نفر عشق و علاقهای وجود نداشتن
- no man is an islandبنیآدم اعضای یکدیگراند
- no man's landزمین بیصاحب، منطقه حائل
- no matterمهم نیست، فرقی نمیکنه
- no muss, no fuss(به همین سادگی، به همین خوشمزگی!)
- no news is good newsبیخبری خوشخبریه
- no objectمهم نبودن، اهمیت نداشتن
- no oneهیچکس
- no op instructionدستورالعمل بیاثر
- no overtakingسبقت ممنوع
- no pain, no gainنابرده رنج، گنج میسر نمیشه
- no problemمسئلهای نیست، اشکال ندارد
- no sir!(امریکا - عامیانه) هرگز!، هیچوقت!، ابدا
- no soap(امریکا - عامیانه) 1- (پیشنهاد و غیره) قابلقبول نیست 2- فایده ندارد، شدنی نیست
- no sooner ... thanبه محض اینکه، همین که ... که
- no sooner said than doneگفتن همان و انجام شدن همان، تا گفته شد انجام شد
- no stoppingتوقف ممنوع
- no sweatراحته، مشکلی نیست
- no sweat!بیزحمت!، راحته!
- no time to loseوقتی برای تلف کردن نیست
- no waitingتوقف ممنوع
- no way, joseبههیچوجه، اصلاً، ابداً
- no wonderبیخود نیست، تعجبی نداره، عجیب نیست
- no-account(آمریکا - عامیانه) بیارزش، بهدردنخور، دورانداختنی
- no-brainerتصمیم آسان، تابلو
- no-fault(بیمه اتومبیل و غیره که خسارات همه را بدون در نظر گرفتن اینکه مقصر با چه کسی بوده پرداخت میکند ) بیمهی بیتقصیر
- no-frillsساده، بدون تجملات
- no-goممنوع، غیرممکن
- no-go areaمنطقه ممنوعه، منطقه ورود ممنوع
- no-goodبهدردنخور، بیارزش، بیکاره
- no-growthوابسته به سیاست عدم تشویق رشد جمعیت و صنعت و آلودگیهای همایند آن
- no-hitter(آمریکا - بیسبال) بازی بدون base hit
- no-knock(عامیانه) وابسته به قوانینی که به پلیس اجازهمیدهد با در دست داشتن اجازهی دادگاه ولی بدون در زدن و معرفی خود سرزده وارد محلی بشود
- no-load(شرکتهای تعاونی سهام) عاری از دستمزد فروش، بیکمیسیون
- no-lose(عامیانه) کاری که باخت ندارد، بدون احتمال زیان، بیباخت، بیشکست
- no-noکار ممنوع، کار غلط
- no-nonsenseجدی، بیشوخی، سختگیر
- no-parبدون ارزش اسمی (اوراق بهادار و غیره)
- no-see-umرجوع شود به: biting midge