واژههای فارسی با حرف د
۷٬۴۹۱ واژه — صفحهی ۴ از ۳۰
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- دارای پایه بخصوصlegged_
- دارای پربر فرق سرbald
- دارای پرز در پشت و روdouble-faced
- دارای پرچم و مادگیhermaphrodite
- دارای پستان های بزرگbosomy, busty
- دارای پستانچهpapillary
- دارای پشتکارsingle-minded
- دارای پوست نازکthin-skinned
- دارای پوند وزنpounder _
- دارای پیش داوریpartial
- دارای پیشهcareer girl, career woman
- دارای چاله چوله شدنpit
- دارای چاله چوله کردنpit
- دارای چرخ دنده کردنgear
- دارای چرکpussy
- دارای چشم های بیرون زدهpopeyed
- دارای چشمان بادامیsloe-eyed
- دارای چشمان بزرگ و برجستهgoggle-eyed
- دارای چشمان بی سرشکdry-eyed
- دارای چشمان بیرون زدهbug-eyed
- دارای چشمان درخشانstarry-eyed
- دارای چشمان سالمclearsighted
- دارای چشمان پر امیدstarry-eyed
- دارای چشمان گود افتادهhaggard
- دارای چند بخشcompound
- دارای چند زبانpolyglot
- دارای چند سر تیزpointy
- دارای چند شکلpolymorphous
- دارای چند معنیambiguous
- دارای چندین وجهmany-sided
- دارای چیزی به جای شیرnondairy
- دارای کارjobholder, working
- دارای کاربردهای متعددgeneral-purpose
- دارای کاربردهای گوناگونall-purpose
- دارای کاستیwanting
- دارای کاواکچهvesicular
- دارای کبکبه و دبدبهpompous
- دارای کربنcarboniferous
- دارای کربنات آهکcalciferous
- دارای کرومchrome
- دارای کرک های ابریشم مانندsilky
- دارای کرکره کردنshutter
- دارای کسر وزنunderweight
- دارای کسریwanting
- دارای کشش کردنstrain
- دارای کف نفس کردنchasten
- دارای کلاسclassy
- دارای کلاه خودhelmeted
- دارای کلاه گیسbewigged
- دارای کلفتی معینthick
- دارای کلید راهنما کردنkey
- دارای کمانکparenthetical
- دارای کمبودshort, wanting
- دارای کمبود کارمندshort-handed
- دارای کمبود کارگرshort-handed
- دارای کمر فرورفتهswaybacked
- دارای کمر قرصlusty
- دارای کمر قرص از نظر جنسیvirile
- دارای کمربندbelted
- دارای کوران بودنdraftiness
- دارای کژیcrooked
- دارای گازpneumatic
- دارای گاز کربنیک کردنcarbonate
- دارای گام های ثابت ومطمئنsure-footed
- دارای گذشت و احسانlatitudinarian
- دارای گرایش بهsubject
- دارای گرایش کردنbias
- دارای گردن کوتاه و کلفتbull-necked
- دارای گرفتاریproblem
- دارای گرفتگی کردنhamper
- دارای گرماcaloric
- دارای گرمای بیش از صفر شدنthaw
- دارای گلیزdribbler
- دارای گواهینامهcertified, graduate
- دارای گوش بخصوصeared
- دارای گوش تیزkeen
- دارای گوش های آویخته و شلlop-eared
- دارای گوشت سفتfleshy
- دارای گوشه راستright-angled
- دارای گوشه لوله شدهdogeared
- دارای گوشه مسطحtruncated
- دارای گوگردsulfuric
- دارای گیرکردنhamper
- دارای ید طولاdab hand
- دارای یک اسبone-horse
- دارای یک تکه نانopen-faced
- دارای یک دستsingle-handed
- دارای یک راهone-track
- دارای یک ریلone-track
- دارای یک مجلس شوراunicameral
- دارای یک گذرگاهone-track
- دارای-ine _
- داراییwealth, assets
- دارایی خالصequity, margin
- دارایی دولتexchequer
- دارایی زیادriches
- دارایی شناسیfinance
- دارایی غیر منقولreal estate
- دارایی منقولchattel, personal property
- دارایی ویژهequity
- داربامrafter
- داربستscaffold, scaffolding, espalier, latticework, staging, stage, trellis
- داربست بندیscaffolding
- داربوaloe
- دارخینcinnamon
- داردانلDardanelles
- دارزمان شناسیdendrochronology
- دارزیarboreal
- دارستانarboretum
- دارم کار می کنمI am working.
- دارموشwhite arsenic
- دارندهpossessor, holder
- دارنده امتیاز رسمیconcessionaire
- دارنده اوراق قرضهbondholder
- دارنده جوازlicensee
- دارنده حوالهwarrantee
- دارنده قبالهtitleholder
- دارنده مدالmedalist
- دارنده چکholder
- دارنده گواهی نامه رسمیlicentiate
- دارندگیweaith(iness)
- داروmedicine, drug, cure, medication, physic, medicament, pharmaceutical, pharmaco-, a chemical compound
- دارو افشانatomizer
- دارو به میزان خاص خوراندنdose
- دارو به میزان خاص خوردنdose
- دارو دادنphysic
- دارو دادن بهdrug
- دارو دادن به میزان خاصdose
- دارو زدن و بستنdress
- دارو شناسیpharmacology
- دارو فروشpharmacist, apothecary, druggist
- دارو فروشیpharmacy
- دارو نامهpharmacopeia, pharmacopoeia
- دارواشmistletoe
- داروخانهpharmacy, drugstore, apothecary, the chemist, dispensary
- داروخانه بزرگdrugstore
- داروخانه چیdruggist
- داروسازapothecary, chemist, druggist
- داروسازیpharmaceutics, drug manufacturing, pharmacy
- داروشناختیpharmacological
- داروشناسpharmacologist
- داروغهlaw enforcement officer, security agent, officer of peace, sheriff
- دارونماplacebo
- داروها و مواد مخدرcontrolled substance
- داروکوبmortar
- داروگرdruggist, chemist
- داروگیاherb
- داروگیافروشherbalist
- داروی آرامبخشsedative
- داروی انحصاریpatent medicine
- داروی بندآور خونstyptic
- داروی به ثبت رسیدهpatent medicine
- داروی بوییدنیsmelling salts
- داروی بینیnose drops
- داروی بیهوشیanesthetic
- داروی تب برrefrigerant
- داروی تجویز شدهprescription
- داروی تزریقیinjection
- داروی تقویت قوه باهaphrodisiac
- داروی توهم انگیزhallucinogen
- داروی خواب آورsoporific
- داروی دارای تریاکopiate
- داروی دردکشanalgesic
- داروی روان گردانpsychotropic
- داروی زنانگیnostrum
- داروی سرفهcough drop
- داروی ضد آلرژیantihistamine
- داروی ضد ترشی معدهantacid
- داروی ضد حساسیتantihistamine
- داروی ضد عرقantiperspirant
- داروی ضد قیantemetic
- داروی ضد ویروسantiviral
- داروی ضدکرمvermifuge
- داروی غرغرهgargle
- داروی قلابیnostrum
- داروی مخدرopiate
- داروی مسکنdowner
- داروی مسکن دادنsedate
- داروی مقویtonic
- داروی ملینemollient, laxative
- داروی نرمسازemollient
- داروی نهازش زاhallucinogen
- داروی هم کشastringent
- داروی همه دردهاpanacea
- داروی هوش بریanesthetic, anaesthetic
- داروی پیشگیرpreventive, prophylactic
- داروی کرم کشvermicide
- داروینDarwin
- داروییpharmaceutical, medicinal
- دارچینcinnamon
- دارکوبwoodpecker
- دارکوب گیاشیر خوارsapsucker
- دارگونهdeity, divinity, God
- دارینthe two houses, i.e. the two worlds
- دارینهdendrite
- داریوشDarius, the Great
- دازpalmetto
- دازهperch, hen - roost
- داسscythe, sickle
- داس دسته بلندscythe
- داس ماهcrescent
- داس مغزfalx
- داس هرسpruning hook
- داس و چکشhammer and sickle
- داستارهاterms
- داستانstory, tale, fable, fiction, romance
- داستان اخلاقیfable
- داستان اپراbook
- داستان باور نکردنیcock-and-bull story, fairy tale
- داستان بلندnovel
- داستان جن و پریfairy tale
- داستان خیالیfabrication
- داستان دروغfabrication
- داستان دروغینfable
- داستان دهان به دهانfolk story, folk tale
- داستان زندگیlife history
- داستان ساختگیlegend, myth
- داستان سراraconteur, storyteller
- داستان سرایانهfictive
- داستان سراییstorytelling
- داستان سرایی کردنfictionalize
- داستان سینه به سینهlegend
- داستان شورانگیزdrama
- داستان علمیscience fiction
- داستان علمی - تخیلیscience fiction
- داستان غم انگیزsob story
- داستان فرعیsubplot
- داستان فکاهی مصورfunnies
- داستان مانندanecdotal, fictitious
- داستان مردمیfolk story, folk tale
- داستان منظومroman
- داستان نامهstorybook
- داستان نویسwriter, story writer, novelist, fabulist, storyteller, fiction writer
- داستان نیمه تاریخیlegend
- داستان هجوآمیزsatire
- داستان هراس انگیزchiller
- داستان هزار و یک شبArabian Nights, The
- داستان و نمایش گره گشاdeus ex machina
- داستان وارnarrative
- داستان پردازانهfictive
- داستان پلیسیdetective story
- داستان کاریکاتوریfunnies
- داستان کوتاهnovella, short story
- داستان کوتاه و گیراanecdote
- داستان گفتنto narrate, to write or tell stories
- داستان گوnarrator, raconteur, storyteller, troubadour
- داستان گونهfictional, fictitious, fabulous
- داستان گونه کردنfictionalize
- داستان گوییnarration
- داستان گویی کردنnarrate