son of a bitch
آویزه
آمریکایی/ˈsənəvəˈbɪt͡ʃ/بریتانیایی/sʌnəvəbɪt͡ʃ/
معانی
1
اسمصفتسایرقابل شمارش
حرامزادهعربی،عوضیعربی،پدرسگ
That son of a bitch stole my phone!
اون عوضی گوشیمو دزدید!
You son of a bitch, I trusted you!
پدرسگ، بهت اعتماد کرده بودم!
Don't be such a son of a bitch.
اینقدر عوضی نباش.
He called his boss a son of a bitch behind his back.
پشت سر رئیسش بهش گفت حرامزاده.
Some son of a bitch broke into my car.
یه عوضی شیشه ماشینمو شکونده.
I can't believe that son of a bitch lied to me.
باورم نمیشه اون پدرسگ بهم دروغ گفت.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
son of a bitch!حرامزاده! (به عنوان فحش)you son of a bitchتو عوضی / تو پدرسگthat son of a bitchاون عوضیdirty son of a bitchعوضی کثیفlucky son of a bitchعوضیِ خوششانس
فرمها
جمع: sons of bitches