رفتن به محتوای اصلی

police officer

A2آویزه

معانی

1
A2اسمقابل شمارش

افسر پلیس،مأمور پلیس

The police officer asked to see my ID.

مأمور پلیس ازم کارت شناسایی خواست.

She wants to be a police officer.

می‌خواد مأمور پلیس بشه.

A police officer helped us find the way.

یه مأمور پلیس کمکمون کرد راه رو پیدا کنیم.

How many police officers work in this city?

چند تا مأمور پلیس تو این شهر کار می‌کنن؟

The police officer was very kind.

مأمور پلیس خیلی مهربون بود.

Two police officers came to the door.

دو تا مأمور پلیس اومدن دم در.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

senior police officerافسر ارشد پلیسoff-duty police officerمأمور پلیس خارج از شیفتplain-clothes police officerمأمور لباس شخصیpolice officer on dutyمأمور در حال خدمتfemale police officerمأمور زن پلیس

فرم‌ها

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها
معنی police officers به فارسی | تلفظ و مثال | آویزه