رفتن به محتوای اصلی

point of no return

آویزه
آمریکایی/ˈpɔɪntəvˈnoʊrəˈtɜrːn/بریتانیایی/pɔɪntəvnəʊrɪˈtɜːn/

معانی

1
سایر

نقطه بی‌بازگشت

We've passed the point of no return — there's no going back now.

از نقطه بی‌بازگشت رد شدیم — دیگه برگشتی نیست.

Once you sign the contract, it's the point of no return.

وقتی قرارداد رو امضا کنی، دیگه برگشتی نداره.

The company has reached the point of no return.

شرکت به نقطه بی‌بازگشت رسیده.

Is there a point of no return in this process?

تو این فرآیند نقطه بی‌بازگشتی هست؟

We hadn't yet hit the point of no return.

هنوز به نقطه بی‌بازگشت نرسیده بودیم.

After quitting her job, she felt she'd crossed the point of no return.

بعد از استعفا حس کرد از نقطه بی‌بازگشت رد شده.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

reach the point of no returnبه نقطه بی‌بازگشت رسیدنpass the point of no returnاز نقطه بی‌بازگشت رد شدنbeyond the point of no returnفراتر از نقطه بی‌بازگشتhit the point of no returnبه نقطه بی‌بازگشت رسیدنcross the point of no returnاز نقطه بی‌بازگشت عبور کردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها