رفتن به محتوای اصلی

middle-of-the-road

آویزه
آمریکایی/ˌmɪdələvðəˈroʊd/بریتانیایی/ˌmɪdələvðəˈrəʊd/

معانی

1
حرف ربط

میانه‌رو، معتدل، بی‌خطر

His political views are very middle-of-the-road — he never takes a strong stance.

دیدگاه سیاسیش خیلی میانه‌روئه — هرگز موضع قوی نمی‌گیره.

The band plays middle-of-the-road pop music that appeals to everyone.

این گروه موسیقی پاپ معتدلی می‌نوازه که برای همه جذابه.

We need a middle-of-the-road solution that both sides can accept.

به یه راه‌حل میانه‌رو نیاز داریم که هر دو طرف بتونن قبول کنن.

She's not a radical chef — her cooking is middle-of-the-road comfort food.

اون آشپز رادیکالی نیست — آشپزیش غذای ساده و بی‌خطره.

The movie got average reviews — critics called it middle-of-the-road entertainment.

فیلم نقدهای متوسطی گرفت — منتقدا بهش گفتن سرگرمی معتدل.

A middle-of-the-road approach works best when you're dealing with a divided team.

رویکرد میانه‌رو وقتی با تیم دودسته‌ای طرفی بهترین کاره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

middle-of-the-road politicsسیاست میانه‌روmiddle-of-the-road musicموسیقی ملایم و پرمخاطبmiddle-of-the-road approachرویکرد معتدلmiddle-of-the-road candidateکاندیدای میانه‌روmiddle-of-the-road opinionنظر بی‌طرفانه
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها