رفتن به محتوای اصلی

every now and then

آویزه

معانی

1
صوتسایر

گاهی‌اوقات، هرازگاهی، هرچندوقت‌یک‌بار

I see her every now and then at the gym.

گاهی‌اوقات تو باشگاه می‌بینمش.

Every now and then, I like to try a new restaurant.

هرچندوقت‌یک‌بار دوست دارم یه رستوران جدید امتحان کنم.

Do you still talk to your old classmates every now and then?

هنوز گاهی‌اوقات با هم‌کلاسی‌های قدیمت حرف میزنی؟

Every now and then, he sends me a funny message.

هرازگاهی یه پیام خنده‌دار برام می‌فرسته.

We go to the beach every now and then.

هرچندوقت‌یک‌بار میریم ساحل.

It's nice to take a break every now and then.

خوبه گاهی‌اوقات یه استراحتی بکنی.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

every now and againهرازگاهیfrom time to timeگاهی‌اوقاتonce in a whileهرچندوقت‌یک‌بارnow and againگهگاهیevery so oftenهر از چندگاهی
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها