cheek by jowl
آویزه
معانی
1
سایر
خیلی نزدیک به هم، چسبیده به هم، دوش به دوش
The two families lived cheek by jowl in a tiny apartment.
دو خانواده تو یه آپارتمان کوچیک خیلی نزدیک به هم زندگی میکردن.
The old houses were built cheek by jowl along the narrow street.
خونههای قدیمی چسبیده به هم کنار کوچه باریک ساخته شده بودن.
We sat cheek by jowl on the crowded bus.
تو اتوبوس شلوغ دوش به دوش نشستیم.
Rich mansions and poor shacks stood cheek by jowl in that neighbourhood.
خونههای مجلل و کلبههای فقیرانه کنار هم تو اون محله بودن.
The market stalls were packed cheek by jowl — you could barely move.
غرفههای بازار اینقدر به هم چسبیده بودن که به زور میشد تکون خورد.
The students sat cheek by jowl in the small lecture hall.
دانشجوها تو سالن کوچیک کنفرانس خیلی نزدیک به هم نشستن.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
live cheek by jowlخیلی نزدیک به هم زندگی کردنsit cheek by jowlچسبیده به هم نشستنstand cheek by jowlدوش به دوش ایستادنpacked cheek by jowlچپاندهشده کنار همcheek by jowl withدرست کنار، چسبیده به