رفتن به محتوای اصلی

hand in glove

آویزه
آمریکایی/ˈhændɪnˈɡləv/بریتانیایی/hændɪnɡlʌv/

معانی

1

دست‌به‌دست هم، کاملاً نزدیک و همسو، هم‌دست

The two companies work hand in glove on every project.

این دو شرکت تو هر پروژه‌ای دست‌به‌دست هم کار می‌کنن.

The manager and the accountant were hand in glove with each other.

مدیر و حسابدار کاملاً با هم هم‌دست بودن.

Corruption and power often go hand in glove.

فساد و قدرت اغلب دست‌به‌دست هم میان.

Are you sure those two aren't working hand in glove against us?

مطمئنی اون دو تا با هم علیه ما هم‌دست نشدن؟

The local police and the gang worked hand in glove for years.

پلیس محلی و باند سال‌ها با هم هم‌دست بودن.

She works hand in glove with her business partner.

با شریک تجاریش کاملاً همسو کار می‌کنه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

work hand in glove (with)هم‌دست بودن / کاملاً همسو کار کردنgo hand in gloveدست‌به‌دست هم رفتنhand in glove with the authoritiesهم‌دست با مقاماتhand in glove operationعملیات هماهنگ و مشترکact hand in gloveهم‌دستانه عمل کردن
adjective

in close cooperation

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها