واژههای انگلیسی با حرف Z
۳۲۴ واژه — صفحهی ۲ از ۲
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- zoosporangiumزیا هاگدان
- zoosporeهاگ تاژکدار غیرجنسی جلبک
- zoosterol(انواع الکلهای استروئید مانند کلسترول که در حیوانات وجود داد) زواسترول
- zoot suit(مردانه - در گذشته) شلوار گشاد و پاچه باریک و کت گشاد
- zootechnicalوابسته به فن تربیت حیوانات
- zootechnicianکارشناس تربیت حیوانات
- zootechnics( zootechny ) روش تربیت و رام کردن جانوران، فن ا هلی کردن جانوران و حیوانات وحشی
- zootechny( zootechnics ) روش تربیت و رام کردن جانوران
- zootomyتشریح حیوانات، جانور شکافی
- zori(ژاپنی - کفش صندل مردانه دارای یک بند که دور شست پا گیر میافتد) زری
- zorille or zorilزوریل (Ictonyx striatus - جانور گوشتخوار بومی نواحی خشک آفریقا)
- zoroasterزرتشت، زردشت (پیامبر بزرگ دین زرتشتی که این دین را در ایران باستان بنیانگذاری کرد)
- zoroastrianزرتشتی، زردشتی، وابسته به دین زرتشتی
- zoroastrianismآیین زرتشتی، دین زردشتی (دین باستانی ایرانی مبتنیبر تعالیم زرتشت که بر یکتاپرستی، نیکاندیشی، نیکگفتاری و نیککرداری تأکید دارد)
- zosterزونا، هرپس زوستر (نوعی عفونت ویروسی که باعث ایجاد بثورات دردناک یا تاولهای کوچک در ناحیهای از پوست میشود)
- zottman curlجلوبازو زاتمن (حرکتی برای تقویت همزمان بازو و ساعد)
- zouaveیکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
- zoundsعجبا، مخفف wounds s ' God فحش ملایمی است
- zowie(ندای حاکی از هیجان یا تحسین یا اشتیاق و غیره) به!، وا!، اوه!
- zoysiaچمن خزنده پایای نواحی گرمسیر
- zr(Zr) زیرکونیم، عنصر زیرکونیم (نماد شیمیایی عنصر Zirconium)
- zslیادگیری بدون نمونه (مدلی که بدون دادههای آموزشی خاص، قادر به انجام وظایف جدید است)
- zucchettoشبکلاه یا عرقچین سفیدرنگ کشیش کاتولیک
- zucchiniکدوسبز، کدومسمّایی، کدوخورشتی، کدوی تابستانی
- zugدریاچهی زوگ (در کشور سوئیس - 38 کیلومتر مربع)
- zugzwangزوگزوانگ (حالتی که مجبور بودن به حرکت، بهجای سود، باعث ضرر بازیکن میشود)
- zuider zee(شاخهای از دریای شمال که در گذشته در کشور هلند بهصورت خلیج وجود داشت و امرزه بیشتر آن را با سدبندی خشک کردهاند) زیدر زی
- zuluاهل ناتال در جنوب آفریقا، ناتالی( Natal )
- zululandسرزمین زولوها (در آفریقای جنوبی)
- zumbaزومبا (نوعی ورزش هوازی بر پایهی رقص و حرکات ریتمیک)
- zuniزبان زونی
- zurbaranفرانسیسکو زورباران (نقاش اسپانیایی)
- zurichنام یکی از کانتونهای سوئیس
- zweigاستفان زویگ (نویسندهی اتریشی)
- zwiebackنان سوخاری نان خشک تخم مرغدار
- zwingliزونگلی (اصلاحطلب پروتستان - سوئیسی)
- zwinglianپیرو زونگلی، زونگلیگرای
- zwitterion(در ملکول برخی پروتئینها و آمینو اسیدها - یون دارای بار الکتریکی مثبت و منفی) دوباره، زویتریون
- zydeco(موسیقی مکثدار و شاد سیاهپوستان ایالت لوئیزیانا) زیدکو
- zygapophysis(قوس عصبی مهرهداران) برجستگی یوغی
- zygo-پیشوند: یوغ، یوغی، یوغ مانند، یوغسان
- zygodactyl(بهویژه طوطیها) جفت انگشتی، یوغ انگشتی
- zygogenesisیوغ زایی، یوغ زایش، جفت زایی
- zygoidوابسته به تخم بارور شده، تخمی
- zygoma( zygomatic ) (جانورشناسی) استخوان قوس وجنه، استخوان گونه
- zygomatic( zygoma ) (جانورشناسی) استخوان قوس وجنه، استخوانگونه
- zygomatic arch(کالبدشناسی - جانورشناسی) قوس وجنه
- zygomatic bone(کالبدشناسی - جانورشناسی) استخوان وجنه، استخوان گونهای
- zygomatic processبرجستگی وجنه، برجستگی گونهای
- zygomaticotemporal nerveعصب وجنهای گیجگاهی، عصب زیگوماتیکوتمپورال
- zygomorphicدارای تقارن، متقارنالطرفین (درمورد اعضای بدن)
- zygoseامیخته، وابسته به لقاح، وابسته به گشنیدگی
- zygosisآمیختگی جنسی، ترکیب، پیوستگی، لقاح
- zygosityگشنیدن، کیفیت تخم لقاح شده، پیوند جنسی
- zygosporeیوغ هاگ
- zygote( zygotic ) (جانورشناسی). تخم گشنیده شده، سلول گشنیده شده یا لقاح شده، یاختهای که از ترکیب دو سلول جنسی( Gamete ) بهوجود آید، تخم بارور، تخم
- zygoteneیوغ نواره، جفت نواره
- zygoticزیگوتی (مربوط به مرحلهی اولیهی رشد جنین)
- zymase(نوعی آنزیم موجود در مخمرها) زیمایهی مخمر، زیمایهی بوزک، آنزیم مخمر
- zymeآنزیم، زیمایه، زیما
- zymo-پیشوند: زیما، زیمایه [zymogenesis]
- zymogenزیموژن، پروآنزیم (پیشساز غیرفعال یک آنزیم)
- zymogenesis(زیست شیمی) زیمازایی
- zymogenicمخمر، تخمیرکننده
- zymologyمبحث تخمیر و شناسایی مخمرها، مخمرشناسی
- zymolysis(زیست شیمی) زیما وزمانی، عمل تخمیری آنزیمها
- zymometerتخمیرسنج، جوشسنج، جوشآزمایی، خمرشناس
- zymoplasticآنزیمسازی، آنزیمساز، مولد دیاستاز
- zymoscopeتخمیرسنج، دستگاه اندازهگیری قدرت تخمیر
- zymosisتخمیر
- zymosthenicتقویتکننده قدرت آنزیم یا دیاستاز
- zymoticتخمیری، عفونی، واگیردار، مسری
- zymurgyمبحث عمل تخمیر در شیمی علمی، تخمیرشناسی
- zzzخروپف (صدا) (بهویژه در داستانهای مصور)