واژههای انگلیسی با حرف Y
۳۴۱ واژه — صفحهی ۲ از ۲
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- you can lead a horse to water, but you can't make him drinkنمیتونی کسی رو به انجام کاری مجبور کنی (میتونی به کسی پیشنهاد خوبی بدی، اما نمیتونی وادارش کنی که انجامش بده)
- you can say that again!خدا از دلت بشنود!، صددر صد موافقم!
- you can't have your cake and eat it tooنمیتونی همهچیز رو با هم داشته باشی (نمیشه هم خدا رو بخوای، هم خرما رو)
- you don't say!(عامیانه) نه بابا!، راستی میگی!، عجب!
- you know what i mean(عامیانه) منظورم را میفهمی/ میدونی چی میخوام بگم
- you know!(عامیانه) میدونی!/ ببین!
- you must be jokingحتماً شوخیت گرفته، داری منو دست میندازی، جدی میگی، شوخی میکنی
- you must lie on the bed you have madeخود کرده را تدبیر نیست
- you said it!(عامیانه) راست گفتی!، درست است!
- you scratch my back and i'll scratch yoursاگر تو به من کمک کنی من هم به تو کمک خواهم کرد
- you seeمیدونی، ببین، میفهمی
- you snooze, you loseدست بجنبون (دیر بجنبی، ضرر کردی) (دست نجنبونی، کلاهت پس معرکهست) (دیر بجنبی، باختی)
- you'dشکل خلاصه (you would)
- you'llشکل خلاصه (you shall)
- you'reشکل خلاصه (you are)، شما هستید
- you're on!قبوله، حله، باشه، موافقم
- you're telling me!(عامیانه) کاملاً موافقم!، نیازی به گفتن ندارد!، خودم بهتر میدانم!
- you're welcomeخواهش میکنم (در پاسخ به تشکر)
- you'veشکل خلاصه (you have)، شما دارید
- you-allهمهتون، همهی شما (برای اشاره به دو نفر یا بیشتر از آن استفاده میشود)
- youngجوان
- young and oldپیر و جوان، با هر سنوسالی، از تمام سنین
- young bloodنیروی تازه، شوق جوانی
- young blood (or fresh blood)اشخاص تازهنفس یا دارای افکار و روشهای تازه
- young offenderمجرم نوجوان / بزهکار نوجوان
- young turkافسر جوان افراطی
- young-eyedدارای چشمان درخشان و پراشتیاق
- youngberryنوعی توت سیاه
- youngerکهتر، کوچکتر، خردسالتر، جوانتر، نوپاتر، نوتر، تازهتر
- youngestجوانترین
- youngishجوانوار، نسبتاً جوان
- younglingجوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدی
- youngsterجوان، بچه، نوجوان
- youngstownشهر یانگزتاون (در ایالت اوهایو - آمریکا)
- younker( yonker ) نجیبزاده جوان، جوان سلحشور، نوجوان
- yourمال تو، مال شما
- your guess is as good as mineمنم مثل تو بیخبرم، منم مثل تو نمیدونم، فهمیدی به منم بگو
- your leave an unpleasant taste inمزه بدی در دهان گذاشتن (معمولا بعد از یک تجربه یا اتفاق ناخوشایند)
- your majestyاعلیحضرتا
- yoursمال تو، مال شما
- yours truly(در پایاننامه) ارادتمند شما
- yourselfخودت، خودتان
- yous trulyارادتمند شما
- youthجوانی، دوران جوانی
- youth hostelشبانهروزی جوانان، مهمانسرای جوانان
- youthfulدارای نیروی شباب، جوان، باطراوت
- youthful appearanceظاهر جوان
- youthfullyاز روی جوانی، از نظر جوانی، بهطور باطراوت، بهطور شاداب
- youthfulnessجوانی، طراوت
- youtubeیوتیوب (پلتفرم سرویس اشتراک ویدئو)
- youtuberیوتوبر، تولیدکنندهی محتوا در یوتوب
- yow(ندای حاکی از درد یا شگفتی و غیره) آخ، وای، اوه
- yowlصداهای ناهنجار ایجاد کردن، ناله و شیون کردن، زوزه کشیدن، عوعو کردن، زوزه
- yrمال تو، مال شما
- yrsسالها
- ytسرزمین یوکان (در شمال باختری کانادا)
- ytterbicوابسته به یا دارای ایتربیم (ytterbium)
- ytterbiumایتربیم، عنصر ایتربیم
- ytterbousوابسته به یا دارای ایتربیم (بهویژه ایتربیم دو - ظرفیتی)
- yttria(اکسید ایتریم: Y2O3) ایتریا
- yttricوابسته به یا دارای ایتریم
- yttriumایتریم، عنصر ایتریم
- yttrium metalsفلزهای خانوادهی ایتریم (مانند: erbium و thulium و ytterbium و lutetium)
- yuanرودخانهی یوآن (در جنوب خاوری چین)
- yucatan or yucatànاستان یوکاتان (در جنوب مکزیک - مرکز: 38402 - Merida کیلومتر مربع)
- yucatecوابسته به فرهنگ و زبان یوکاتک
- yuccaدرخت یوکای آمریکایی
- yuck(عامیانه) (ندای حاکی از تنفر یا دلزدگی یا تهوع) اخ، اه
- yucky(عامیانه) بد، تنفرانگیز، تهوعآور
- yuga(نوشتارهای مذهبی هندوها - هریک از چهار دوران جهان که هریک از دیگری بدتر و کوتاهتر است) یوگا
- yugoslavاهل جمهوری یوگسلاوی (yugoslavian هم میگویند)
- yugoslaviaجمهوری یوگسلاوی (مرکز: بلگراد)
- yuk(عامیانه) قاهقاه خندیدن
- yukonسرزمین یوکان (در شمال باختری کانادا - مرکز: Whitehorse - مخفف: 536324 - YT کیلومتر مربع)
- yuleکریسمس، جشن کریسمس (جشن مسیحیان که به مناسبت گرامیداشت زادروز عیسی مسیح در تاریخ ۲۵ دسامبر برگزار میشود.)
- yule goatبز کریسمس، بز ایام کریسمس (یکی از ارکان سنتی جشن کریسمس در کشورهای اسکاندیناوی، بهویژه سوئد و نروژ، که نماد تجدید حیات در فصل زمستان است.)
- yule logرولت یوللاگ، رولت بوشدونوئل (نوعی دسر سنتی فرانسوی به شکل کندهی درخت که در ایام کریسمس خورده میشود)
- yuletideایام جشن کریسمس، ایام کریسمس
- yum(ندای حاکی از خوشایند) عالی، لذیذ، بهبه، به (yum-yum هم میگویند)
- yumaسرخپوست یوما (قبیلهی یوما که در جنوب غربی ایالت اریزونا زندگی میکنند)
- yumanزبان یومان
- yummyخوشمزه، لذیذ، خوشطعم، گوارا
- yummy treatخوراکی خوشمزه، خوراکی لذیذ
- yunnanاستان یونان (در جنوب چین - پایتخت: 168417 - Kunming کیلومتر مربع)
- yup(آمریکا - عامیانه) آره، بله، آها
- yuppie(آمریکا - عامیانه) جوان تحصیلکرده و پردرآمد، تازه به دوران رسیده
- yurt( yurta ) خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
- yurta( yurt ) خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
- yvonneاسم خاص مؤنث (مخفف: Yvette)
- ywخواهش میکنم (این عبارت عموماً در گفتوگوهای آنلاین و پیامکی کاربرد دارد.)
- ywcaباشگاه زنان جوان مسیحی (بهطور معمول دارای اتاق کرایهای برای مسافران و تفریحات سالم)