واژههای فارسی با حرف ص
۱٬۰۴۱ واژه — صفحهی ۲ از ۵
واژههای انگلیسی
واژههای فارسی
- صحیح العملhonest
- صحیح المزاجhealthy
- صحیح و درستhonest-to-goodness
- صحیح و سالمintact, safe, unharmed
- صحیح و سالم بودنsafety
- صحیح کردنright
- صحیحاcorrectly, intact
- صحیفهleaf or page
- صحیهsanitation
- صخرهrock
- صخره آبگیرshelf
- صخره بسترbedrock
- صخره بلند و پرشیبcliff
- صخره خارهrock
- صخره دارrock-ribbed
- صخره دیوارbluff, palisades
- صخره دیواره مانندbluff
- صخره زیر آبreef
- صخره عمودprecipice
- صخره مرجانیcoral reef
- صخره نوردیrock climbing
- صدhundred, one hundred, centi-, hecto-
- صد سالcentury
- صد سالهcentennial
- صد هزار روپیهlakh
- صد و پنجاهمsesquicentennial
- صد و پنجاهمین سالگردsesquicentennial
- صداsound, voice, noise, call, blast, tone, blare, report
- صدا ایجاد کردنsound
- صدا خفه کنabsorbent
- صدا دادنplay
- صدا زدنto call, calling, hail, page, flag
- صدا سازsounder
- صدا عوض کردنdisguise
- صدا کردنto call, to make a noise, to (produce a) sound, to ring
- صدا کردن با سوتtoot
- صدا کردن زنبورsing
- صدا کردن سماورsing
- صدا کردن مثل فیلbellow
- صدا کردن گوشtinnitus
- صدا کشmuffler
- صدا کم کنmute
- صدا کم کن به کار بردنmute
- صدابرmicrophone
- صداتولیدکنsonorous
- صداخفه کنsilencer
- صدادارsonorous, having a vowel(-sound), phonetic
- صدارتpremiership, rank or office of a chancellor
- صدارس(within) hearing distance
- صدازاsonorous
- صداسنجphonometer
- صداشناسphonologist
- صداشناسیphonology, acoustics
- صداعheadache
- صداع شقیhemicrany
- صداقmarriage - portion
- صداقتtruthfulness, truth, honesty, verity, frankness, candor, loyalty, candidness, principle, integrity, openness, troth, sincerity, credibility, fidelity, earnestness, probity, artlessness, genuineness, straightforwardness, plain dealing, rectitude
- صدانویسphonographist
- صدانگارtape recorder
- صداپیچ شدنto resound
- صداکرکنsourdine
- صداگیرacoustic, muffler, silencer
- صداگیر رادیوbaffle
- صداگیریreception
- صدای "ه"aspirate
- صدای آرام و خوشایند جویبارmurmur
- صدای آلتوalto
- صدای آهexpiration
- صدای آه مانندsigh, sough
- صدای آه مانند ایجاد کردنsough
- صدای اصطکاکscraping
- صدای انسانvoice
- صدای انفجارexplosion
- صدای باریتونbaritone
- صدای بال پرندهflutter
- صدای بانگ خروسcock-a-doodle-doo
- صدای بسته شدن درslam
- صدای بسیار بمdouble bass
- صدای بلند ایجاد کردنexplode, resound
- صدای بلند و ممتد توپخانهpeal
- صدای بلند و ممتد خندهpeal
- صدای بلند و ناگهانیclap, gale
- صدای بلند و کوتاه مدتflare
- صدای بلند و گوشخراشblare
- صدای بلند و گوشخراش کردنblast
- صدای بلند کردنbark, ring
- صدای بمbass
- صدای به هم خوردن دو جسم فلزیclank
- صدای به هم خوردن دو چیز سختclack
- صدای بوقtoot
- صدای بوقلمونgobble
- صدای بگ پایپskirl
- صدای تالاپ کردنplunk
- صدای تاپ تاپrat-a-tat
- صدای ترق و تروقcrackle
- صدای ترق کردنpop
- صدای ترک خوردن ایجاد کردنcrack
- صدای ترکیدنdetonation
- صدای ترکیدن ایجاد کردنcrack
- صدای تق تق موتورknock
- صدای تق تق چیزی را در آوردنrattle
- صدای تلقclick
- صدای تلپ کردنplunk
- صدای تندرthunder, thunderclap
- صدای تپ تپpatter
- صدای تیزskirl
- صدای تیز ایجاد کردنskirl
- صدای تیز و طولانیsqueal
- صدای جانورcall
- صدای جریان گازblast
- صدای جغجغه کردنrattle
- صدای جلز ولزsizzle
- صدای جیغscream
- صدای جیغ جیغیchirp
- صدای جینگ کردنclink
- صدای جیک جیکcheep
- صدای حاکی از رنجbawl
- صدای حزن انگیز و شومknell
- صدای خارج از تصویر تلویزیونvoice-over
- صدای خراشیدنscrape, scraping
- صدای خس خس در پایان سرفهwhoop
- صدای خشن درآوردنrasp
- صدای خشن و گوشخراشrasp
- صدای خندهlaugh, laughter
- صدای خوردن چکش به سندانclang
- صدای خوکoink
- صدای خوک دادنoink
- صدای خیشومیtwang
- صدای درشت و خشن داشتنgrate
- صدای درهم فشردنscrunch
- صدای دقه کردنping
- صدای دنگ دنگclangor
- صدای راه رفتنstep
- صدای ریزشspatter
- صدای زاریsob
- صدای ززwhiz, whizz, zoom
- صدای زنگbell, toll
- صدای زیرfalsetto
- صدای زیر بلندpipe
- صدای زیر و ناهنجار درآوردنshriek
- صدای زیر و گوشخراشscreech
- صدای زیرلبیmumble
- صدای ساختگیfalsetto
- صدای سم اسب بر سنگفرشclop
- صدای سوپرانوsoprano
- صدای سیلیslap
- صدای شرشر آبpurl
- صدای شلپsplash
- صدای شلپ شلپlap, splat
- صدای شکستن ایجاد کردنcrack
- صدای ضربهslam, stroke
- صدای ضربه تندwhack
- صدای ضربه ملایمpat
- صدای طبلdrum, drumbeat
- صدای عرعر مانندbray
- صدای عمیق و پرطنینbong
- صدای غر کردنsquawk
- صدای فلوت از خود درآوردنfluting
- صدای فیلtrumpet
- صدای قات قات مانندhonk
- صدای قلقل آبbabble
- صدای لغزش آب جویبارbabble
- صدای مالش ایجاد کردنswish
- صدای مداوم و آرامhum
- صدای مردمvox populi
- صدای مرغ در آوردنcackle
- صدای مصنوعی و یکنواختsingsong
- صدای ملایمrustle
- صدای ملایم ایجاد کردنrustle
- صدای موزون زنگ هاchime
- صدای موزون ناقوس هاchime
- صدای مچاله کردنscrunch
- صدای ناقوسtoll
- صدای ناقوس عزاknell
- صدای ناله و زاریwail
- صدای ناهنجارbray, cacophony
- صدای ناهنجار کردنjar
- صدای نرم و زمزمه مانندsough
- صدای نکرهbray
- صدای هق هقsob
- صدای هلفthud
- صدای هلف هلفlap
- صدای هم زدنstir
- صدای هوboo
- صدای هیسsibilant
- صدای واق واق مانندbark
- صدای ور ورburr
- صدای وزش بادblast
- صدای وزوزdrone
- صدای پاfoot-fall
- صدای پر طنین ایجاد کردنplunk
- صدای پف پفchug
- صدای پچ پچ مانندwhisper
- صدای پینگ کردنping
- صدای چاگ چاگ لوکوموتیوchug
- صدای چلپ چلوپsquelch
- صدای چک چکpatter, spatter
- صدای کرکر خندهgiggle
- صدای کف زدنclap
- صدای کفشscuffle
- صدای کلاغcaw
- صدای کوتاه و تیزbeep
- صدای گاوbellow
- صدای گاو در آوردنbawl
- صدای گلولهshot
- صدای گوشخراشcacophony, squeal
- صدای گوشخراش ایجاد کردنscreech
- صدای گوشخراش دادنblare
- صدای گوشخراش در آوردنjar
- صدای گوشخراش راه انداختنjangle
- صدای یکنواخت و تلاوت مانندchant
- صدای یکنواخت و خسته کنندهmonotone
- صداییphonetic, vocal
- صدبرابرhundredfold
- صدبرگhundred-leaved, centifolious
- صدتاhundred
- صدتومانیpeony, worth 100 tomans
- صددplan, design, neighbourhood
- صددرجه ایcentigrade
- صددرصدone hundred percent, quite, entirely, absolutely, out and out, jolly well, totally, cert
- صدرtop, head, upper part, uppermost
- صدراعظمgrand vizier, chancellor
- صدرالملائکarchangel
- صدرمجلسseat of honour
- صدریpectoral, thoracic
- صدغیtemporal
- صدفshell, seashell, mother-of-pearl, shuck, conch, cockle, cockleshell, nacre, theca
- صدف اسکالوپscallop
- صدف انواع نرم تنان دریاییseashell
- صدف حلزونیconch
- صدف خوراکیoyster
- صدف دریاseashell
- صدف شناسconchologist
- صدف شناسیconchology
- صدف صید کردنclam
- صدف ماهیcockle
- صدف مرواریدnacre
- صدف مرواریدیmother-of-pearl
- صدف پیرابندperiwinkle
- صدف چیزی را گرفتنshell
- صدف گوشcochlea
- صدف گیرclammer
- صدفی(made) of shell, shelly, nacreous
- صدقtruth
- صدق چیزی را اثبات کردنconfirm
- صدق کردنto hold true, to satisfy the condition
- صدقاتیeleemosynary
- صدقهalms
- صدقه خورalmsman, eleemosinary
- صدقه دهندهalmsgiver