with a view to
C1آویزه
معانی
1
C1سایر
به قصد، به منظور، با هدف
She studied law with a view to becoming a judge.
با هدف قاضی شدن حقوق خوند.
They bought the land with a view to building a hotel.
زمین رو به منظور ساخت هتل خریدن.
He's taking a cooking class with a view to opening his own restaurant.
داره کلاس آشپزی میره با قصد اینکه رستوران خودش رو باز کنه.
The two companies met with a view to forming a partnership.
دو شرکت با هدف تشکیل مشارکت ملاقات کردن.
Are you saving money with a view to buying a car?
داری پسانداز میکنی با هدف خریدن ماشین؟
The talks were held with a view to reaching a peace agreement.
مذاکرات با قصد رسیدن به توافق صلح انجام شد.
مفید بود؟
ترکیبات رایج
with a view to doing somethingبا هدف انجام کاریwith a view to the futureبا نگاه به آیندهnegotiate with a view toمذاکره کردن با هدفstudy with a view toدرس خواندن با هدفinvest with a view toسرمایهگذاری کردن با منظور