up in the air
FastDic
معانی
1
سایر
پادرهوا، معلق، نابسامان، بلاتکلیف، رو هوا، لِنگدرهوا، نامعلوم، در هالهای از ابهامات
The plans for the trip are still up in the air until we finalize the budget.
تا زمانی که بودجه را نهایی نکنیم، برنامههای این سفر کماکان پادرهوا هستند.
Their wedding date is up in the air due to the uncertainty of travel restrictions.
بهدلیل وضعیت نامشخص محدودیتهای مسافرتی، تاریخ عروسی آنها نامعلوم است.
His job promotion is up in the air, as the management hasn't made a final decision yet.
با توجه به اینکه مدیریت هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است، ترفیع شغلی او هنوز در هالهای از ابهامات است.
مفید بود؟
idiom
uncertain or undecided, with an unknown result