رفتن به محتوای اصلی

to the effect that

B1آویزه

معانی

1
B1سایر

بدین مضمون که،به این معنا که

He sent a message to the effect that the meeting was cancelled.

پیامی فرستاد بدین مضمون که جلسه لغو شده.

She made a comment to the effect that she was unhappy with the result.

نظری داد بدین معنا که از نتیجه ناراضیه.

The sign said something to the effect that no dogs were allowed.

تابلو چیزی نوشته بود بدین مضمون که سگ مجاز نیست.

He gave a statement to the effect that he would resign.

بیانیه‌ای داد بدین مضمون که استعفا میده.

I heard a rumour to the effect that the company is closing.

شایعه‌ای شنیدم بدین مضمون که شرکت داره تعطیل میشه.

She said something to the effect that she needed more time.

یه چیزی گفت بدین معنا که وقت بیشتری نیاز داره.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

a statement to the effect thatبیانیه‌ای با این مضمون کهa message to the effect thatپیامی بدین مضمون کهwords to the effect thatکلماتی بدین معنا کهsomething to the effect thatیه چیزی بدین مضمون کهa comment to the effect thatنظری بدین معنا که
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها