رفتن به محتوای اصلی

to make a long story short

FastDic

معانی

1
سایر

مخلص کلام، خلاصه‌ی کلام، بخواهم خلاصه بگویم، خلاصه اینکه، لب مطلب اینکه

To make a long story short, we missed the bus and had to walk home.

خلاصه اینکه اتوبوس را از دست دادیم و مجبور شدیم پیاده به خانه برگردیم.

I don't want to dwell on the details, so to make a long story short, we ended up winning the game.

نمی‌خواهم زیاد به جزئیات بپردازم، بنابراین بخواهم خلاصه بگویم، ما در نهایت برنده‌ی بازی شدیم.

To make a long story short, he proposed during the trip, and now they’re planning a wedding.

مخلص کلام اینکه: او در طول سفر خواستگاری کرد و آن‌ها اکنون در‌حال برنامه‌ریزی برای عروسی هستند.

مفید بود؟
idiom

used when you are explaining what happened in a few words, without giving all the details

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها