رفتن به محتوای اصلی

tie the knot

C2آویزه

معانی

1
C2سایرسایرغیررسمی

ازدواج کردن،عقد کردن

They finally tied the knot after dating for six years.

بعد از شش سال باهم بودن، بالاخره ازدواج کردن.

When are you two planning to tie the knot?

شما دوتا کِی قراره ازدواج کنید؟

They tied the knot in a small ceremony on the beach.

تو یه مراسم کوچیک کنار دریا عقد کردن.

I hear she's tying the knot this summer!

شنیدم این تابستون داره ازدواج می‌کنه!

He proposed last week, and they can't wait to tie the knot.

هفته پیش خواستگاری کرد و بی‌صبرانه منتظر ازدواجن.

Not everyone wants to tie the knot — some couples prefer to stay together without getting married.

همه نمی‌خوان ازدواج کنن — بعضی زوج‌ها ترجیح میدن بدون ازدواج باهم باشن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

tie the knotازدواج کردنfinally tie the knotبالاخره ازدواج کردنready to tie the knotآماده ازدواج بودنtie the knot in a ceremonyتو یه مراسم ازدواج کردنplan to tie the knotبرنامه داشتن برای ازدواج
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها