رفتن به محتوای اصلی

the other day

B1آویزه

معانی

1
B1سایر

چند روز پیش، چند وقت پیش

I ran into your sister the other day at the supermarket.

چند روز پیش تو سوپرمارکت خواهرتو دیدم.

The other day, I found an old photo of us in school.

چند وقت پیش یه عکس قدیمی از دوران مدرسه‌مونو پیدا کردم.

I watched an interesting documentary the other day.

چند وقت پیش مستند جالبی تماشا کردم.

Didn't I see you at the gym the other day?

چند روز پیش تو باشگاه ندیدمت؟

The other day she called me out of nowhere.

چند روز پیش کاملاً غیرمنتظره زنگ زد بهم.

I tried that new restaurant the other day — it was great.

چند وقت پیش رفتم اون رستوران جدیده — خیلی خوب بود.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

just the other dayهمین چند روز پیشthe other day I saw...چند روز پیش دیدم...only the other dayهمین چند وقت پیشmeet someone the other dayچند روز پیش کسی رو دیدنhappen the other dayچند روز پیش اتفاق افتادن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها