رفتن به محتوای اصلی

that is to say

C1آویزه

معانی

1
C1سایر

یعنی،به عبارت دیگر

I'm a vegetarian — that is to say, I don't eat meat.

گیاه‌خوارم — یعنی گوشت نمی‌خورم.

The meeting is on Monday, that is to say, tomorrow.

جلسه دوشنبه‌ست، یعنی فرداست.

He agreed to help — that is to say, he didn't refuse.

قبول کرد کمک کنه — یعنی رد نکرد.

She's moving abroad, that is to say, we won't see her often.

داره میره خارج از کشور، یعنی زیاد نمی‌بینیمش.

The test was optional — that is to say, students could skip it.

امتحان اختیاری بود — یعنی دانش‌آموزها می‌تونستن رد بشن.

It's complicated, that is to say, I can't explain it quickly.

پیچیده‌ست، یعنی نمی‌تونم سریع توضیحش بدم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

that is to say, ...یعنی ... / به عبارت دیگر ...or that is to sayیا به عبارت دیگرwhat I mean to sayمنظورم اینه کهin other wordsبه عبارت دیگر (معادل رسمی‌تر)namelyیعنی، به‌نام (معادل رسمی‌تر)
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها