رفتن به محتوای اصلی

take kindly to

C2آویزه

معانی

1
C2سایر

با میل پذیرفتن، خوش آمدن از — معمولاً در جملات منفی

He didn't take kindly to being told what to do.

خوشش نیومد که بهش بگن چی کار کنه.

She doesn't take kindly to criticism.

انتقاد رو با میل نمی‌پذیره.

How did she take kindly to the news about the changes?

خبر تغییرات رو چطور تلقی کرد؟

My cat doesn't take kindly to strangers.

گربه‌ام از غریبه‌ها خوشش نمیاد.

The audience didn't take kindly to the comedian's offensive jokes.

تماشاگرها از شوخی‌های توهین‌آمیز کمدین خوششون نیومد.

He never takes kindly to advice — he thinks he knows best.

هیچ‌وقت نصیحت رو با میل نمی‌پذیره — فکر می‌کنه همه‌چیز می‌دونه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

not take kindly toخوش نیومدن ازtake kindly to criticismانتقاد رو با میل پذیرفتنtake kindly to adviceنصیحت رو خوش پذیرفتنtake kindly to changeتغییر رو با میل پذیرفتنtake kindly to being toldاز اینکه بهشون گفته بشه خوش آمدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها