رفتن به محتوای اصلی

take into account

B2آویزه

معانی

1
B2سایر

در نظر گرفتن، لحاظ کردن، حساب کردن

You need to take into account that she's new to the job.

باید در نظر بگیری که اون تازه‌کاره.

The doctor took into account his age and health history.

دکتر سن و سابقه پزشکیشو در نظر گرفت.

We didn't take into account how long the trip would take.

حساب نکردیم که این سفر چقدر طول می‌کشه.

Take into account the traffic when planning your arrival time.

وقتی برنامه‌ریزی می‌کنی کِی برسی، ترافیک رو هم لحاظ کن.

The judge took into account all the evidence before deciding.

قاضی قبل از تصمیم‌گیری همه شواهد رو در نظر گرفت.

Did you take into account the extra costs?

هزینه‌های اضافه رو هم حساب کردی؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

take into account the costهزینه رو در نظر گرفتنtake into account the fact thatاین واقعیت رو لحاظ کردن کهtake into account all factorsهمه عوامل رو در نظر گرفتنfail to take into accountدر نظر نگرفتنneed to take into accountنیاز به لحاظ کردن داشتن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها