رفتن به محتوای اصلی

skin and bone

آویزه

معانی

1
سایر

پوست و استخوان، خیلی لاغر

The poor dog was just skin and bone.

سگ بیچاره فقط پوست و استخوان بود.

After his illness, he was nothing but skin and bone.

بعد از بیماری فقط پوست و استخوان شده بود.

Have you seen her lately? She's skin and bone!

اخیراً دیدیش؟ پوست و استخوان شده!

You need to eat more — you're all skin and bone.

باید بیشتر غذا بخوری — پوست و استخوان شدی.

The rescued cat was skin and bone when they found it.

گربه‌ی نجات‌داده‌شده وقتی پیداش کردن پوست و استخوان بود.

Don't skip meals or you'll be skin and bone.

وعده‌های غذاتو حذف نکن وگرنه پوست و استخوان میشی.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

nothing but skin and boneفقط پوست و استخوانall skin and boneکاملاً پوست و استخوانskin and bonesپوست و استخوانbe reduced to skin and boneبه پوست و استخوان رسیدنjust skin and boneفقط پوست و استخوان
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها
معنی skin and bone به فارسی | تلفظ و مثال | آویزه