savoir-faire
FastDic
آمریکایی/ˌsævwɑːˈfer/بریتانیایی/ˌsævwɑː ˈfeə/
معانی
1
اسمرسمی · قابل شمارش
(فرانسه) توانایی تشخیص وضع و مقام و محل و عمل، کاردانی، وقتشناسی، موقعشناسی
She possesses great savoir-faire.
موقعشناسی او چشمگیر است.
The old sharper admires the "savoir-faire" of his young friend.
پیرمردِ شیاد، «کاردانی» دوست جوانش را تحسین میکند.
مفید بود؟