رفتن به محتوای اصلی

rock the boat

C2آویزه

معانی

1
C2سایرغیررسمی

تنش ایجاد کردن، دردسر درست کردن، وضع رو به هم زدن، آشوب راه انداختن

He never rocks the boat — he just goes along with everything.

هیچ‌وقت دردسر درست نمی‌کنه — فقط با همه چیز کنار میاد.

Don't rock the boat right before the project deadline.

درست قبل از ددلاین پروژه وضع رو به هم نزن.

She's afraid to rock the boat at work, even when she disagrees.

می‌ترسه سرکار دردسر درست کنه، حتی وقتی مخالفه.

Why rock the boat when everything is going smoothly?

وقتی همه چیز داره درست پیش میره چرا آشوب راه بندازیم؟

Sometimes you have to rock the boat to make things change.

بعضی وقت‌ها باید تنش ایجاد کنی تا چیزها عوض بشن.

I don't want to rock the boat, but we really need to talk about this.

نمی‌خوام دردسر درست کنم، ولی واقعاً باید راجع به این حرف بزنیم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

don't rock the boatوضع رو به هم نزنafraid to rock the boatترسیدن از ایجاد تنشtry not to rock the boatسعی کردن دردسر درست نکنیrock the boat deliberatelyعمداً آشوب راه انداختنno need to rock the boatنیازی به دردسرافکنی نیست
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها