رفتن به محتوای اصلی

quid pro quo

آویزه
آمریکایی/ˈkwɪdˌproʊˈkwoʊ/بریتانیایی/kwɪdprəʊˈkwəʊ/

معانی

1
اسمقابل شمارش

بده‌بستان،معامله متقابل

The deal was a quid pro quo — I help you, you help me.

معامله یه بده‌بستان بود — من کمکت می‌کنم، تو کمکم می‌کنی.

Politicians often engage in quid pro quo arrangements.

سیاستمدارها اغلب وارد بده‌بستان‌های سیاسی میشن.

There was no quid pro quo — she did it out of kindness.

بده‌بستانی نبود — از سر مهربونی این کارو کرد.

The company offered free training as a quid pro quo for longer contracts.

شرکت در ازای قراردادهای طولانی‌تر، آموزش رایگان داد.

In business, quid pro quo is very common.

تو تجارت، بده‌بستان خیلی رایجه.

He expected a quid pro quo for his support.

در ازای حمایتش انتظار یه چیزی داشت.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

quid pro quo arrangementتوافق بده‌بستانیquid pro quo dealمعامله متقابلpolitical quid pro quoبده‌بستان سیاسیexpect a quid pro quoانتظار جبران داشتنno quid pro quoبدون چشمداشت
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها