رفتن به محتوای اصلی

put to shame

آویزه

معانی

1
سایر

۱. شرمنده کردن ۲. خیلی بهتر بودن از،کم آوردن دادن

Her cooking puts mine to shame.

آشپزیش مال منو کم‌رنگ می‌کنه.

The new employee's work ethic put the rest of us to shame.

اخلاق کاری کارمند جدید همه ما رو شرمنده کرد.

This restaurant puts every other place to shame.

این رستوران همه جاهای دیگه رو ضایع می‌کنه.

His generosity put me to shame.

سخاوتش منو شرمنده کرد.

The student's presentation put the professor to shame.

ارائه دانشجو استاد رو کم آورد.

Their garden puts ours to shame — it's absolutely beautiful.

باغشون مال ما رو ضایع می‌کنه — واقعاً قشنگه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

put someone to shameکسی رو شرمنده کردنput to shame byشرمنده شدن توسطput everyone to shameهمه رو کم آوردن دادنreally puts to shameواقعاً ضایع کردنput the rest to shameبقیه رو کم‌رنگ کردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها