رفتن به محتوای اصلی

pull out all the stops

آویزه

معانی

1
سایر

سنگ تمام گذاشتن،از هیچ تلاشی فروگذار نکردن

They pulled out all the stops for their daughter's wedding.

برای عروسی دخترشون سنگ تمام گذاشتن.

The team pulled out all the stops to win the championship.

تیم همه‌ی تلاششو کرد تا قهرمانی رو ببره.

We need to pull out all the stops if we want to meet the deadline.

اگه می‌خوایم به ددلاین برسیم باید سنگ تمام بذاریم.

The restaurant pulled out all the stops for the VIP guests.

رستوران برای مهمونای ویژه سنگ تمام گذاشت.

She pulled out all the stops to impress her boss.

تمام تلاششو کرد تا رئیسشو تحت تأثیر قرار بده.

The city pulled out all the stops for the New Year's celebration.

شهر برای جشن سال نو سنگ تمام گذاشت.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

pull out all the stops forسنگ تمام گذاشتن برایpull out all the stops to winهمه‌ی تلاش رو کردن برای بردنreally pull out all the stopsواقعاً سنگ تمام گذاشتنpull out all the stops to impressسنگ تمام گذاشتن برای تأثیرگذاریpull out all the stops to makeسنگ تمام گذاشتن برای ساختن
idiom

to make every possible effort to achieve a goal or to use all available resources to ensure success

تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها