رفتن به محتوای اصلی

parting of the ways

آویزه

معانی

1
سایر

جدا شدن راه‌ها،پایان رابطه یا همکاری

After years of disagreement, they reached a parting of the ways.

بعد از سال‌ها اختلاف، راهاشون از هم جدا شد.

It was a parting of the ways for the band.

این پایان کار گروه بود.

We came to a parting of the ways over money.

سر پول راهامون از هم جدا شد.

Sometimes a parting of the ways is the best option.

بعضی وقتا جدایی بهترین راه‌حله.

The two companies had a parting of the ways last year.

دو تا شرکت پارسال همکاریشون تموم شد.

Has it really come to a parting of the ways?

واقعاً به اینجا رسیده که راهامون جدا بشه؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

reach a parting of the waysبه نقطه‌ی جدایی رسیدنcome to a parting of the waysراه‌ها از هم جدا شدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها