رفتن به محتوای اصلی

out on a limb

آویزه

معانی

1
سایر

تو موقعیت خطرناک،بی‌پشتوانه

She went out on a limb to defend her colleague.

خودشو به خطر انداخت تا از همکارش دفاع کنه.

Don't leave me out on a limb here!

منو اینجا بی‌پشتوانه نذار!

I'm going out on a limb and saying we'll win.

ریسک می‌کنم و میگم ما برنده میشیم.

He felt out on a limb with no one supporting his idea.

حس کرد بی‌پشتوانه‌ست چون کسی از ایده‌ش حمایت نمی‌کرد.

Are you sure? I don't want to go out on a limb.

مطمئنی؟ نمی‌خوام خودمو به خطر بندازم.

The manager went out on a limb by hiring him.

مدیر با استخدام اون ریسک کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

go out on a limbریسک کردنleave someone out on a limbکسی رو بی‌پشتوانه گذاشتنbe out on a limbتو موقعیت خطرناک بودنfeel out on a limbاحساس بی‌پشتوانگی کردنput yourself out on a limbخودت رو به خطر انداختن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها