رفتن به محتوای اصلی

out of court

آویزه

معانی

1
سایر

بدون دادگاه،با مصالحه

They settled the case out of court.

پرونده رو بیرون از دادگاه حل کردن.

The company offered to settle out of court.

شرکت پیشنهاد داد بدون دادگاه مصالحه کنن.

Can we resolve this out of court?

میشه اینو بدون دادگاه حل کنیم؟

An out of court settlement saved them a lot of money.

مصالحه بیرون از دادگاه کلی پولشونو نجات داد.

Her lawyer advised her to settle out of court.

وکیلش بهش توصیه کرد بدون دادگاه مصالحه کنه.

Most cases like this are resolved out of court.

بیشتر پرونده‌های این‌شکلی بیرون از دادگاه حل میشن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

settle out of courtبیرون از دادگاه مصالحه کردنout of court settlementمصالحه بیرون از دادگاهresolve out of courtبدون دادگاه حل کردنreach an out of court agreementبه توافق بیرون از دادگاه رسیدنout of court dealتوافق بیرون از دادگاه
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها