رفتن به محتوای اصلی

one way or another

B2آویزه

معانی

1
B2سایر

هرجوری شده،به هر طریقی

One way or another, I'll finish this project on time.

هرجوری شده این پروژه رو سر وقت تموم میکنم.

We need to solve this problem one way or another.

باید هرجوری شده این مشکل رو حل کنیم.

One way or another, the truth will come out.

به هر حال حقیقت بالاخره مشخص میشه.

She'll get into that university one way or another.

هرجوری شده وارد اون دانشگاه میشه.

One way or another, we have to pay the rent.

هرجوری شده باید اجاره رو بدیم.

Don't worry — it'll work out one way or another.

نگران نباش — یه جوری درست میشه.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

one way or anotherهرجوری شدهone way or the otherبه هر شکلیeither wayدر هر صورتby any meansبه هر وسیله‌ایno matter whatهر چی بشه
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها