رفتن به محتوای اصلی

once upon a time

B1آویزه

معانی

1
B1سایر

یکی بود یکی نبود

Once upon a time, there was a king.

یکی بود یکی نبود، یه پادشاهی بود.

Every fairy tale starts with once upon a time.

هر قصه‌ای با یکی بود یکی نبود شروع میشه.

Once upon a time, we were friends.

یه زمانی دوست بودیم.

Once upon a time, this was a small village.

یه زمانی اینجا یه دهکده‌ی کوچیک بود.

Tell me a story that starts with once upon a time.

یه قصه بگو که با یکی بود یکی نبود شروع بشه.

Once upon a time, people didn't have phones.

یه زمانی مردم گوشی نداشتن.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

once upon a time there wasیکی بود یکی نبود... بودstart with once upon a timeبا یکی بود یکی نبود شروع کردنfairy taleقصه‌ی پریانbedtime storyقصه‌ی قبل خوابlong agoخیلی وقت پیش
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها