once and for all
آویزه
معانی
1
سایر
یهبار برای همیشه،بهطور قطعی
Let's settle this once and for all.
بیا این قضیه رو یهبار برای همیشه تمومش کنیم.
I want to quit smoking once and for all.
میخوام یهبار برای همیشه سیگار رو ترک کنم.
Can we decide once and for all where we're going?
میشه یهبار برای همیشه تصمیم بگیریم کجا داریم میریم؟
She told him once and for all that it was over.
بهش قاطعانه گفت که تمومه.
We need to fix this problem once and for all.
باید این مشکل رو یهبار برای همیشه حل کنیم.
Once and for all, stop calling me at work!
یهبار برای همیشه بگم، دیگه سر کار بهم زنگ نزن!
مفید بود؟
ترکیبات رایج
settle something once and for allتکلیف چیزی رو یهبار برای همیشه روشن کردنdecide once and for allیهبار برای همیشه تصمیم گرفتنend something once and for allیهبار برای همیشه تمومش کردنprove once and for allیهبار برای همیشه ثابت کردنstop once and for allیهبار برای همیشه بس کردن