رفتن به محتوای اصلی

on top of the world

C2آویزه

معانی

1
C2سایر

سرحال، سرخوش، غرق شادی، در اوج خوشحالی

After getting the job offer, she felt on top of the world.

بعد از اینکه پیشنهاد کار رو گرفت، غرق شادی بود.

He's been on top of the world since his team won the championship.

از وقتی تیمش قهرمان شده، سرخوشه.

I feel on top of the world today — nothing can bring me down.

امروز سرحالم — هیچ چیزی نمی‌تونه ناراحتم کنه.

She looked on top of the world at her graduation.

تو فارغ‌التحصیلیش در اوج خوشحالی به نظر می‌رسید.

Hearing that news made me feel on top of the world!

شنیدن اون خبر منو غرق شادی کرد!

Why do you look so on top of the world today?

چرا امروز اینقدر سرحال به نظر میای؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

feel on top of the worldاحساس سرخوشی کردنlook on top of the worldسرخوش به نظر رسیدنbe on top of the worldدر اوج خوشحالی بودنmake someone feel on top of the worldکسی رو غرق شادی کردنon top of the world after winningدر اوج شادی بعد از بردن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها