رفتن به محتوای اصلی

on the whole

B1آویزه

معانی

1
B1سایر

به‌طور کلی، در مجموع

On the whole, I enjoyed the trip.

در مجموع، از سفر لذت بردم.

On the whole, the food was good.

به‌طور کلی، غذا خوب بود.

On the whole, people are kind.

در مجموع، مردم مهربونن.

The hotel was, on the whole, satisfactory.

هتل در مجموع رضایت‌بخش بود.

On the whole, things went well.

به‌طور کلی، همه‌چیز خوب پیش رفت.

On the whole, I agree with you.

در مجموع، باهات موافقم.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

on the whole, I thinkدر مجموع، فکر می‌کنمon the whole, it wasدر مجموع، بودtaken on the wholeدر کلon the whole, goodدر مجموع، خوبon the whole, positiveدر مجموع، مثبت
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها