رفتن به محتوای اصلی

on the sly

آویزه

معانی

1
سایر

یواشکی،مخفیانهعربی،پنهانی

He was eating sweets on the sly.

یواشکی شیرینی می‌خورد.

She's been meeting him on the sly.

مخفیانه باهاش قرار می‌ذاشته.

The kids were playing games on the sly during class.

بچه‌ها سر کلاس یواشکی بازی می‌کردن.

He took money from the register on the sly.

مخفیانه از صندوق پول برمی‌داشت.

Are you doing something on the sly?

داری یواشکی یه کاری می‌کنی؟

She smiled at him on the sly.

یواشکی بهش لبخند زد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

do something on the slyیواشکی کاری انجام دادنon the sly and on the quietمخفیانه و بی‌سروصداeat on the slyیواشکی خوردنmeet on the slyمخفیانه قرار گذاشتنsmoke on the slyیواشکی سیگار کشیدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها