رفتن به محتوای اصلی

on the nose

آویزه

معانی

1
سایر

دقیقاً، سرِ وقت، کاملاً درست

The meeting started at ten on the nose.

جلسه سرِ ساعت ده شروع شد.

Your answer is on the nose.

جوابت دقیقاً درسته.

She arrived at noon on the nose.

سرِ ظهر رسید.

Was his estimate on the nose?

تخمینش دقیق بود؟

The budget came out at a million dollars on the nose.

بودجه دقیقاً یک میلیون دلار شد.

He hit the target on the nose.

دقیقاً زد به هدف.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

right on the noseدقیقاًhit something on the noseدقیقاً زدن به هدفon the nose at (time)سرِ ساعت...be on the noseدقیق بودنon the nose with somethingدرباره چیزی دقیق بودن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها