رفتن به محتوای اصلی

on the job

آویزه

معانی

1
سایر

سرِ کار،حین انجام کار

She learned most of her skills on the job.

بیشتر مهارت‌هاش رو سرِ کار یاد گرفت.

You can't make personal calls on the job.

سرِ کار نمیشه تماس شخصی بگیری.

Is he on the job right now?

الان سرِ کارِ؟

I got three weeks of on the job training.

سه هفته آموزش حین کار داشتم.

Don't fall asleep on the job!

سرِ کار خوابت نبره!

He was injured on the job last week.

هفته پیش سرِ کار آسیب دید.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

on-the-job trainingآموزش ضمن خدمتon-the-job experienceتجربه عملیlearn on the jobسرِ کار یاد گرفتنon-the-job injuryآسیب حین کارget hurt on the jobسرِ کار آسیب دیدن
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها