رفتن به محتوای اصلی

on the basis of

آویزه

معانی

1
سایر

بر اساس،بر پایه

We made our decision on the basis of the evidence.

تصمیممون رو بر اساس مدارک گرفتیم.

Employees are promoted on the basis of performance.

کارمندها بر اساس عملکردشون ارتقا پیدا می‌کنن.

You can't judge people on the basis of their appearance.

نمیشه آدما رو بر اساس ظاهرشون قضاوت کرد.

On the basis of these results, we'll change our approach.

بر پایه این نتایج، رویکردمون رو عوض می‌کنیم.

They were selected on the basis of their qualifications.

بر اساس مدارکشون انتخاب شدن.

On what basis did you reject the application?

بر چه اساسی درخواست رو رد کردی؟

مفید بود؟

ترکیبات رایج

on the basis of somethingبر اساس چیزیon a daily/weekly basisبه‌صورت روزانه/هفتگیon a regular basisبه‌طور منظمon a first-come, first-served basisبه ترتیب ورودon the basis thatبا این استدلال که
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها