رفتن به محتوای اصلی

news agency

آویزه
آمریکایی/ˈnuːzˈeɪdʒənsi/بریتانیایی/njuːzˈeɪdʒənsi/

معانی

1

خبرگزاری

The news agency reported the earthquake within minutes.

خبرگزاری ظرف چند دقیقه زلزله رو گزارش کرد.

She works for an international news agency.

برای یه خبرگزاری بین‌المللی کار می‌کنه.

Which news agency broke the story first?

کدوم خبرگزاری اول خبر رو منتشر کرد؟

The news agency sent journalists to cover the event.

خبرگزاری خبرنگار فرستاد برای پوشش رویداد.

Don't believe everything a single news agency says.

هر چی یه خبرگزاری میگه باور نکن.

The government-run news agency issued a statement.

خبرگزاری دولتی بیانیه صادر کرد.

مفید بود؟

ترکیبات رایج

international news agencyخبرگزاری بین‌المللیstate news agencyخبرگزاری دولتیnews agency reportگزارش خبرگزاریwire service / news agencyخبرگزاری سیمیrun a news agencyاداره کردن خبرگزاری
تکرار فاصله‌دار

این کلمه رو به کارت‌های مرور اضافه کنید و هیچوقت فراموشش نکنید

شروع یادگیری رایگان
دوره‌های آموزشی

این کلمه رو در دوره‌های ساختارمند آموزشی یاد بگیرید

مشاهده دوره‌ها